اعدام

۱. خبر دردناکی که چند وقت پیش به گوش همه رسید: دختر بچه هفت ساله‌ای، بعد از مورد تجاوز قرار گرفتن، به قتل رسید. جزییات خیلی دردناکی هم بود توی این ماجرا که ترجیح می‌دم ازش ننویسم. ولی بعد از این که خبر پخش شد و قاتل هم پیدا شد، واکنش‌های جالبی به قضیه دیدم. این که اعدام جزو قانون اساسی ایرانه به کنار، خیلی از مردم هم مصرانه می خواستن که حکم اعدام برای این قاتل صادر بشه.

۲. عجیب‌ترین و تلخ‌ترین چیزی که درمورد این اتفاق دیدم این بود:

در پرونده اتنا شخص متجاوز قاتل طبق قوانین ایران علاوه بر اینکه در جنبه خصوصي باید دوبار اعدام شود ( یکبار به خاطر تجاوز به طفل ویکبار به خاطر قتل) بلکه قانون زندان و شلاق هم در نظر گرفته است.
ضمنا قانون در جنبه عمومی جرم هم تاکید بر این دارد که ترساند و ایجاد رعب و وحشت در جامعه به وسیله سلاح سرد و گرم و یا خشونت و تجاوز به عنف به خودی خود مجازات اعدام دارد که حاکم شرع نسبت به ان اقدام می کند.

این که توقع اعدام برای قاتل داشته باشیم، خوب یا بد به هر حال یه حق قانونیه. ولی وقتی شخصی که گویا با قانون هم آشنایی داره، این قدر ریزبینانه اعدام رو می‌خواد بدیهی جلوه بده درمورد یه مساله واقعن تلخ و دردناکه، حتی به دردناکی فاجعه‌ای که اتفاق افتاده. یه مقاله خیلی وحشتناک هم دیدم که نوشته بود آیا اعدام برای همچین متجاوزی کافیه؟

۳. باز هم همون بحث همیشگی درست بودن یا نبود اعدام پیش میاد. توی این موقعیتای اینجوریه که می‌شه جوانب متفاوت قضیه رو سنجید. مثلن سازمان‌هایی هستن که دارن تلاش می‌کنن که با جمع کردن دیه از خیٌرها، آدم‌هایی رو از اعدام نجات بدن و خیلی از مردم هم توی این فعالیت‌ها مشارکت می‌کنن. ولی از اون طرف وقتی مجرم و جرمش از حد خاصی تجاوز می‌کنه، واکنش‌ها کاملن متفاوته و خیلی از مردم طرفدار اعدامن.

۴. این بحث رو باز نگه می‌دارم برای آینده. ولی درکل: هرچقدر هم خبر قتل آتنای هفت ساله دردناک باشه، اعدام قاتل هم – و بدتر از اون واکنش‌های خشم‌آلود و شدید آدم‌ها در حمایت از اعدامش- دردناکه.

نویسنده: رضا کشاورز معتمدی

رضا کشاورز معتمدی هستم. به اسم رضا کشاورز یا رضا معتمدی می‌شناسن منو. برنامه نویس هستم، فعلن متمرکز روی پایتون. به فیلد‌ علم داده(!) و هوش مصنوعی علاقه دارم. بلاک چین و حواشی دورش هم برام جذابیت داره. مطالعه و دیدن فیلم هم جزو علایقمه. محتوای بلاگ هم حول همین مسائل می‌گرده بیشتر.

6 دیدگاه برای “اعدام”

  1. میدونی، این چند وقته فقط به پوچ بودن فرهنگی مملکت پی بردم!
    حتی اونهایی که مثلا کلاسشون خیلی بالاتر از بقیه مردمه و توی توییتر میشه دیدشون…

    برام عجیب بود که چقدر راحت دارن نظر پدر مادر این بچه‌ها رو به عنوان خواسته پخش میکنن! مثلا: مادر، این شخص باید سنگسار شود!
    عمهٔ این شخص باید تیرباران شود

    من نمی‌دونم کی میخوایم یاد بگیریم که این افراد فقط مجرم هستن و باید مثل مجرم باهاشون رفتار بشه؟ باید وکیل داشته باشن، باید دادگاه براشون تشکیل بشه، باید از خودشون دفاع کنن و در نهایت هر حکمی که براشون گرفته شد، بر اساس بند‌های قانون باشه؟
    که حق اعتراض به حکم و حق دادگاه تجدید نظر دارن؟

    تا وقتی این چیزها توی این مملکت بین مردم نهادینه نشه تفکرش و تلاش برای دادن حق به هر کسی، حتی مرتکب یه قتل بسیار وحشتناک که هر شخصی رو ناراحت میکنه، وضعیت این مملکت به همنی منوال و قاجاری طور می‌مونه و بدتر هم میشه… چون با فرهنگ‌ها هم بی‌فرهنگن و فقط یه چیزی شنیدن!

  2. این قانون از نظر من کاملا منصفانست، چون طرف به اندازه جرمش طرف مقابل سزا میبینه و شما نمیتونید این حق رو از ان خانواده داغ دیده سلب کنید. والبته به جدا از این موضوع، یک مسئله دیگه وجود داره که نمیشه به هیچ وجه انکار کرد.فرض کنید که شخصی مجتاوز و قاتل فرزندش رو ببخشه. حالا چه اطمینانیه که اون فردا نیاد این کار رو روی یک نفر دیگه انجام نده.فردی که چنین کاری کرده مریضه.این موضوع یه مریضیست.آیا اون روز شما میتونید پاسخگو باشید؟
    گفتید که باید واکنشهامون رو خالی از هیجانات آنی کنیم و بین احساس و منطقمون تعادل برقرار کنیم،امابه نظر من همین مسئله نه به اعدام خودش از روی هیجان برخی شکل رفته.امیدوارم در باره این موضوع یک تجدید نظری بکنید❤

    1. اعدام تنها مجازات مناسب نیست. و مجازات هم تنها واکنش ممکن به جرم نیست. یقینن این‌که ما باید از آسیب‌های آتی فرد خاطی در امان باشیم مهمه، ولی تنها‌ راه رسیدن به این هدف اعدام نیست. این رو هم نباید فراموش کرد که جرم توی شرایط خاصی رخ داده و شاید توی شرایط متفاوت و یا حتی توی شرایط یکسان بعدی هم نمی‌شه مطمين بود که همون اتفاق می‌افته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *