ماه: ژانویه 2017

۱. دنیای کتابای کاغذی خیلی ساده‌س:‌ کتاب رو می‌خری/قرض می‌گیری/کرایه می‌کنی و می‌ری می‌شینی یه گوشه و می‌خونی. فوقش توی انتخاب مترجم حق انتخاب داشته باشی و در موادر نادر بین جلد شومیز و گالینگور حق تصمیم بهت بدن. ولی توی کتاب‌های دیجیتالی یکم تنوع بالاست. از فرمت‌ها گرفته تا راه‌هایی که برای خوندن هست. این احتمالن اولین شماره‌ی تجربه‌های منه که…

ادامه این نوشتهکتاب خوانی دیجیتال – قسمت اول (با چاشنی لینوکس)

۱. توی تهران هروقت برف و بارون می‌باره، تاکسی کمیاب می‌شه. اونایی که گذری سوار می‌کردن سوار نمی‌کنن تا ماشین‌شون تمیز و خشک بمونه و اونایی هم که منبع درآمد اصلیشون مسافرکشیه، به طمع دربستی سوارکردن می‌افتن و به روال معمول مسافر نمی‌زنن. ۲. این روزها که اسنپ و تپسی به تقلید از اوبر توی تهران دارن فعالیت می‌کنن این طمع راننده‌ها…

ادامه این نوشتهبرف در تهران و نسل جدید حمل و نقل عمومی

۱. یه ویدیو دیدم که خیلی کوتاه بود ولی مفید. یکی از چیزایی که ما – برنامه‌نویسا و درکل کسایی که زیاد با کامپیوتر کار می‌کنن- ازش غافل می‌شیم چشمامونه و خب عواقب این غفلت اصلن دل‌نشین نیست. توی این ویدیو چندتا تمرین خوب برای چشمها نشون داده می‌شه. بعد از پشت کامپیوتر نشستن‌ها و خیره به مانیتور بودن‌های طولانی چشم‌ها نیاز…

ادامه این نوشتهمراقبت از چشم‌های یک برنامه‌نویس

۱. سر کلاس بودیم. چند‌تا از دانشجو‌ها با هم صحبت داشتن می‌کردن. واکنش استاد این بود: اگه با هم کار دارین لطفن صحبت نکنین. اگه مهمه به هم تکست بدین. این خلاف اون چیزیه که تقریبن همه‌ی استادهای دانشگاه می‌پسندن. استفاده از موبایل سر کلاس رو اکثرن بی‌ادبی حساب می‌کنن. اما استاد درس مهندسی نرم‌افزار۲ ما یکم موضعش متفاوته. ۲. سر همین…

ادامه این نوشتهاسمارت‌فون سر کلاس درس

۱. دیدین از این وانت نیسان آبی‌ها چقدر بد می‌گن؟ بد که نمی‌گن درواقع. شهرت بدی دارن. شوخیش اینه که حق تقدم همیشه با نیسان آبیه. جدیش این‌جوریه:‌ کسایی که پشت وانت می‌شینن، مخصوصن نیسان‌آبیا، هیچ چیزی از فرهنگ رانندگی نمی‌دونن و بدون هیچ توجه و احتیاطی رانندگی می‌کنن. هروقت به اینا رسیدی بهشون راه بده که مشکل پیش نیاد واسه خودت.…

ادامه این نوشتهوانت‌نیسان آبی