تبدیل اعداد عربی به رومی

۱. این سیستم نمایش اعدادی که امروز استفاده می‌کنیم به سیستم هندو-عربی معروفه. تا قبل از قرن ۱۴(حدودن) که این سیستم کاملن فراگیر بشه، در جهان غرب هنوز از سیستم رومی استفاده می‌کردن. منظورم همون ایکس و آی هاییه که روی یه سری ساعتا دیده می‌شن.

۲. اعداد رومی به این صورت کار می‌کنن که برای اعداد ۱ و ۵ و ۱۰ و ۵۰ و ۱۰۰ و ۵۰۰ و الخ، از یه سری نماد استفاده می‌کنن. ۱ می‌شه I، و پنج رو با V نشون می‌دن. بعد برای این که مثلن عدد هفت داشته باشیم،‌ یه پنج و دو تا یک رو باید بذاریم کنار هم: VII. البته یه سری قواعد جزیی تر هم داره که توی صفحه‌ ویکیپدیای اعداد رومی می‌تونین ببینین.

۳. یه روز از حوصله سر رفتگی و ۲ ساعت فراغت، به سرم زد کدی بنویسم که یه عدد بگیره و معادل رومی اون رو تولید کنه. حاصل رو گذاشتم روی گیتهابم. فعلن واسه اعداد کوچکتر از ۱۰۰۰ کار می کنه و بسط دادنشم زیاد سخت نیست. با پایتون ۳ نوشته شده. از هیچ لایبرری خاصی هم استفاده نکردم. کلن هم با همون مهارتای پایه‌ی برنامه نویسی انجام شده کار. شاید البته بشه جور بهتری هم انجام داد این کارو ولی چون هدفم سرگرمی بود و نه رفع نیاز، دنبال نمونه‌های مشابهش نگشتم.

یادگیری لغت انگلیسی با اپ موبایل

۱.  اینجا ۳ تا اپ می‌خوام معرفی کنم که هرکدوم یه جور جالبی به آدم کمک می‌کنن تا لغات و کلمات جدید یاد بگیره.

۲. قبل از همه‌چیز اینو بگم که یادگیری یه زبان جدید بهترین‌حالتش اینه که بدون وابستگی به یه زبان دیگه باشه. یعنی مثلن من نیام انگلیسی رو با استفاده از فارسی و ترجمه کردن یاد بگیرم. درمورد لغت مخصوصن بهتره که کلن از زبان واسه (برای ما فارسی) اجتناب بشه. یعنی نیایم لغت و معنی حفظ کنیم. بجاش توصیف اون لغت یا کمک گرفتن از ابزار‌های دیگه مثل تصویر می‌تونه راه خوبی باشه.برای همین اگر از این اپ‌ها یا فلش کارت‌های فارسی/انگلیسی دارین یا مثلن کتاب ۵۰۴ با زیر نویس فارسی دارین می‌خونین، بهتره همین الان پاکش کنید اپ رو و بندازین دور کتاب رو‌(به همین شدت)

۳. بریم سراغ اپ ها. لینک گوگل پلی رو برای هر کدوم گذاشتم. از ورژن آی‌او‌اس اپ ها هم خبر ندارم.

Memrise

اسمش یه غلط املایی ریز داره که درواقع بهش یه معنی جدید داده (بهش فکر کنین.) سیستم ساده‌ای داره: شما اول یه مجموعه لغت انتخاب می‌کنید. مجموعه‌ها خیلی متنوعن. از مثلن کتاب‌های معروف مثل ۵۰۴ و ۱۱۰۰ واژه گرفته تا لغات زبان تخصصی کنکور ارشد کامپیوتر. مجموعه رو که انتخاب کردید سه تا گزینه رایگان دارین: یادگیری لغت، که بهتون ۵ تا لغت جدید می‌ده. مرور،‌ که لغاتی که قبلن خوندید رو بهتون نشون می‌ده. اینجوری که وقتی لغتی رو می‌خونید، چند ساعت بعد یک بار بهتون میگه مرورش کنید،‌ فرداش و ۳ روز بعد و یک هفته بعد هم می‌ده برای مرور. (عددها دقیق نیستن) مرور هم درواقع یه جور آزمونه. یا کلمه رو می‌بینین و معنی رو باید انتخاب کنید. یا معنی کلمه رو می‌ده و می‌خواد بنویسیدش یا حتی فقط صدا پخش می‌کنه و معنی یا املا رو می‌خواد. خودتون امتحانش کنید بهتر گیرتون میاد.

memrise تقویت دایره لغات

در واقع ممرایز برای حفظ کردن هر چیزی که یک معادل داره مفیده( f(x) = y ) و توی اپ هم علاوه بر لغات انگلیسی و غیر انگلیسی کلی چیز جالب دیگه هم هست مثلن پرچم کشور ها، پایتخت‌ها،‌و حتی کامند‌های ترمینال لینوکس. هرچند به نظرم درمورد مثلن کامندها نشه راه خوبی برای یادگیری حسابش کرد.

Ultimate Vocabulary Prep for English, GRE® & exams

این یکی کلن فرق داره. اسم طولانیش ترسناکش می‌کنه ولی درواقع خیلی جذابه. اول که نصبش کنید،‌ یه سری سوال می‌پرسه. این که هدفتون چیه؟ تفریح، مهاجرت؟ آزمون؟ به کدوم کشور؟ کدوم آزمون؟ و چندتا سوال دیگه. بعدش میاد و براتون یه سری مجموعه لغت آماده می‌کنه و شروع می‌کنید یادگیری.

تقویت دایره لغات

Magoosh Vocabulary Builder

این یکی خیلی ساده و سرراسته. یه سری مجموعه لغت داره که سطح بندی شدن و یه سری هم برای آزمون‌های خاص مثل IELTS , GRE هست. انتخاب می‌کنید و می‌خونید. دقیقن هم همون فلش کارت خودمونه. خبری از آزمون گرفتن پیچیده یا الگوریتم های خفن برای انتخاب لغت‌ها نیست. همین.

magoosh فلش کارت لغت انگلیسی

 

 

 

تب یا اسپیس؟ درآمد اونایی که اسپیس رو ترجیح می‌دن بیشتره

۱. این مطلب رو یکی دو جا دیدم این اواخر که پر آب و تاب ترینش توی فاسبایت بود: برنامه‌نویس‌هایی که اسپیس رو به تب ترجیح می‌دن، درآمد بیشتری دارن، تقریبن ۸ درصد. درظاهر شاید جذاب به نظر بیاد ولی در باطن یقینن غلطه.

تب یا اسپیس

۲. اتفاق خیلی رایجی که رخ می‌ده اینه که ما موقع بررسی یک مسئله، درواقع داریم اون فاکتوری که دوست داریم رو در نظر می‌گیریم، ولی از چیزایی که غیر مستقیم توی مسئله دخیلن، چشم پوشی می‌کنیم (از روی بی حواسی یا با نیت شوم؟؟؟؟). مثلن اینجا اومدن دیدن کدوم برنامه نویس از چی استفاده می‌کنه‌(تب یا اسپیس) و چقدر درآمد داره. همین. ولی اگر درست به قضیه نگاه کنیم، واقعن این سوال پرسیدن غلطه. کلی فاکتور مهم دارن نادیده گرفته می‌شن.

۳. پایتون یا جاوا یا جاوا اسکریپت؟ توی پایتون عرف اینه که از چهار تا اسپیس استفاده کنن. یه سری از قدیمیا هشت تا اسپیس رو ترجیح می‌دن. توی جاوا اسکریپت از یکی شنیدم که پیشنهاد غالب دو تا اسپیسه. توی جاوا عملن عرفی وجود نداره. دلیه. و خب این خیلی تاثیر گزاره. ازونجایی که توی پایتون ایندنت کردن با اسپیس انجام می‌شه، شخص دقیق انجام می‌ده این کار رو. اما توی جاوا که تاثیری نداره، طرف هر جور خواست رفتار می‌کنه. متوجهین که چی می‌گم؟ اینجا درواقع زبان برنامه نویسی دخیل می‌شه. و خب درآمد برنامه نویسای هر زبون توی مناطق مختلف فرق می‌کنه.

۴. من موقع کار، از تب استفاده می‌کنم عمومن. ولی ادیتور من اتمه و تنظیماتش جوریه که درواقع تب رو با ۴تا اسپیس جایگزین می‌کنه. پس من جزو کدوم دسته‌م؟ تب یا اسپیس؟ ادیتور هم مهمه. یا مثلن اون قانون که می‌گه هر سطر نباید بیشتر از هفتاد و خرده ای کاراکتر بشه. اگر من به اون قانون پایبند باشم، احتمالن از اسپیس به تعداد کم استفاده کنم اما اگر یه مانیتور واید داشته باشم بخاطر رفاهم یقینن تا دلم بخواد تب می زنم.

۵. اگر یه مغازه دار بخواد ساعت کاریش رو بر اساس حد فاصل طلوع و غروب آفتاب در نظر بگیره، تابستون‌ها مغازه‌ش زمان بیشتری بازه و به تبع اون، مشتری‌های بیشتری هم داره. اما توی این مورد باید این رو هم درنظر بگیره این تعداد مشتری یقینن اگر طرف بستنی فروش باشه،‌توی تابستون خیلی بیشتر از زمستون می‌شه، حتی اگر زمستون بیشتر مغازه رو باز نگه داره. خیلی بی ربطه. مگه نه؟ تاثیر تب و اسپیس توی درآمد هم دقیقن به همین صورته. فاکتوری که خودش تابعی از عوامل دیگه‌س نمی‌تونه متر و معیار خوبی برای سنجش باشه.

چطور پسورد امن و قوی و خوب و مناسب و خفن انتخاب کنیم و فراموششم نکنیم؟

۱. دیگه باید همه متوجه شده باشن که نمی‌شه با ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰ قال قضیه رو کند. باید پسوردهامون رو هوشمندانه‌تر انتخاب کنیم. ولی چطوری؟

انتخاب پسورد مناسب
۲. خیلی ساده اول چند تا قانون ساده که موقع انتخاب پسورد انتخاب کردن باید رعایت کنیم رو مرور کنیم اول:

  •  اسم گربه تون پسورد با نمک و خوبی نیست.
  • کلماتی که به زندگی شخصیتون مربوط می‌شن رو برای پسورد انتخاب نکنید.
  • تاریخ تولدتون رو خیلیا می‌دونن پس پسورد خوبی نیست. همینطور شماره شناسنامه و پلاک خونه(!).
  • پسورد خوب نباید فقط عددی باشه.
  • از اعداد، حروف کوچیک و بزرگ، و نشانه ها در کنار هم استفاده کنید. مثلن STTqw13#9bpAS یه پسورد خوبه.
  • لازم نیست طومار باشه، ولی درحد امکان طولانی انتخاب کنیدش. بین ۱۰ تا ۲۰ کاراکتر انتخاب خوبیه.
  • پسوردتون رو به کسی نگید. به هیچ وجه.
  • پسوردتون رو هیچ‌جا ننویسید. هیچ جا، حتی توی گاوصندوقی که فقط خودتون کلیدشو دارید.
  • واسه همه حسابا یه پسورد انتخاب نکنید.

۳. اینا که نوشتم واقعن قوانین پیش‌پا افتاده‌ و ساده‌ ای حساب می‌شن ولی رعایت کردن همینا می‌تونه شما رو تبدیل به شخص تقریبن غیر قابل هک(!) تبدیل کنه. عملن. ولی یه سوال پیش میاد. پسورد خوب که ساختیم، چجوری یادمون بمونه خب؟ واقعن حفظ کردن کلی رمز که هیچ معنی ای ندارن و کلی کاراکتر غیر معمول هم دارن سخته.  چاره: نرم افزار مدیریت پسورد. هستن نرم افزار‌هایی که شما توشون می‌تونید پسورد‌هاتون برای سایت‌ها و حساب های مختلف رو ذخیره کنید. معروف‌ترینش LastPass هست و یه مورد دیگه هم هست به اسم BitWarden که البته هر دو اینا خوبن. مزیتی که بیت واردن داره اول از همه آزاد بودنشه. بعد از اون هم به شما دو امکان می‌ده: یکی این که دیتا رو روی هاست خودش نگه داره،‌یا اینکه خودتون مسئولیتش رو بر عهده بگیرید. امکانات مکمل دیگه‌ای هم داره که خودتون بعد از نصبشون باهاشون آشنا می‌شید. ولی فقط یه نکته: نرم افزار مشابه اینا زیاده. ولی باید با احتیاط باهاشون رفتار کرد. از اونجایی که دارید پسوردتون رو بهشون می‌سپرید، عملن قدرت بالایی در اختیارشون قرار می‌دید. پس احتیاط کنید. اگر سراغ چیزی غیر از این ۲ گزینه رفتین، اول خوب درموردش تحقیق کنید. حتمن حتمن هم از سرویس‌های ایرانی توی این یه مورد خاص مطلقن اجتناب کنید. همین.

هاست رایگان پایتون

۱. برخلاف پی اچ پی که براش تعداد زیادی سرویس رایگان هست، پایتون خیلی در این زمینه بی بهره بوده و سرویس هایی که این امکان رو بدن که ما بتونیم یه سایت پایتونی رو بدون خرج زیاد راه بندازیم انگشت شمارن. (البته وقتی هم که هزینه بخوایم بکنیم بازم وضع پی اچ پی خیلی بهتره. مثلن با ۳۰ ۴۰ هزار تومن می‌شه – یا می‌شد؟؟؟- ۲۰۰ ۳۰۰ مگابایت هاست تهیه کرد که برای یه سایت وردپرسی از حد نیاز هم بیشتره. اما درمورد پایتون از این خبرا نیست و باید شخصا یه سرور مجازی یا اختصاصی بخرین و خودتون کانفیگ کنید و کارای امنیتی رو انجام بدین و پایتون نصب کنید و … . درکل وضع پی اچ پی در این زمینه خیلی بهتره.)

هاست پایتون رایگان

۲. اینجا چندتا سرویس که این امکان رو می‌دن که بدون هزینه کردن یه سایت پایتونی راه بندازیم، می ذارم:
۲.۱. PythonAnyWhere: این سرویس یه شما امکان انتخاب ورژن پایتون رو‌ می‌ده. بعدشم یه ترمینال لینوکس در اختیارتون می‌‌ذاره که می‌تونین باهاش هر پکیچ پایتونی که خواستین رو نصب کنید. من باهاش جنگو نصب و تست کردم و رضایت بخش هم بود. راستی گیت هم داره و راحتترین راه انتقال فایلای پروژه بهش واسط قرار دادن گیت لب و گیتهابه. البته از SSH هم می‌تونین استفاده کنید. با هر اکانت می‌شه یه سایت راه اندازی کرد که البته یه سری محدودیت داره و اگر از حد خاصی(که چندان هم بالا نیست) بیشتر باشه استفاده از سایت، باید اکانت پریمیوم بخرین که از ۵ دلار در ماه شروع می‌شه.

۲.۲. OpenShift : اوپن شیفت رو ردهت ارائه می‌ده. یه ترمینال سنت او اس دراختیارتون می‌ذاره. از محدودیت‌هاش چیز زیادی نمی‌دونم ولی گویا سرویس نسبتن خوبی می‌ده و به همین دلیل متقاضی هم زیاد داره. بخاطر همین بعد از ثبت نام یه مدتی باید منتظر بمونید توی صف. من پارسال که ثبت نام کردم حدودن یه ماه طول کشید اکانتم اکتیو بشه و وقتی هم که ۳ ماه ازش استفاده نکردم همه چیزو پس گرفتن‌ که بدن به یکی دیگه ؛) اینم بگم که به ایران سرویس نمی‌ده و باید از اون فیـلتر شکن استفاده کنید.

۲.۳. HelioHost. این یکی شاید یکم محدود تر از قبلیا باشه اونم بخاطر این که اینجا خبری از ترمینال نیست دیگه و باید کارا رو از طریق رابط کاربری گرافیکیش انجام بدید. پکیج های قابل استفاده هم محدودن و گویا نمی‌شه آزادانه هرچیزی رو نصب کرد. البته جنگو و فلسک ساپورت می‌شن خوشبختانه. برای دیتابیس هم مای اسکیوال و پستگرس هستن و وب سرورش هم آپاچی.

۲.۴. Bitnami, FriHost, WikiWikiWeb:این سه تا هم هستن که البته هر سه فقط پایتون نسخه ۲ رو ساپورت می‌کنن و شاید نشه زیاد روشون حساب کرد (البته من خودم شخصن همیشه پایتون ۳ رو ترجیح می‌دم و تا مجبور نشم سراغ پایتون ۲ نمی‌رم، شاید برای کسی که ۲ رو ترجیح می‌ده هنوز گزینه خوبی باشه.)

 

۳. این سرویس ها رو از ویکی پایتون پیدا کردم و تجربه خودم در استفاده  وچیزایی که اینور اونور دیدم رو اینجا نوشتم. ولی چیزی که هست اینه که تقریبن یه ساله اون صفحه آپدیت نشده و بعید نیست سرویس جدیدی هم متولد شده باشه. PythonAnyWhere به نظر خودم گزینه خوبی برای تست کردن و داشتن سایت جمع و جوره. اوپن شیفت هم کم طرفدار نداره و گویا می‌شه روش حساب باز کرد. همین دیگه.

ترند‌های توییتر و قهرمانی رئال

۱. امشب بازی فینال چمپینز لیگ بود بین رئال مادرید و لیورپول. برنده رئال بود. ولی جالبه که بعد از بازی ترند‌های توییتر اینجوری شده بود:

ترند های توییتر بعد از فینال رئال و لیورپول

از ده مورد، ۹ تاش مربوط به  بازی و بازیکناشه. Dua Lipa تنها مورد استثناست که گویا یه خواننده س و امشب اون هم توی استادیوم بوده و یه اجرا داشته که خیلی سر و صدا داشته.

۲. جالبه که یه بازی فوتبال باعث دیده‌شدن یه خواننده می‌شه. بعد اینقدر سر و صدا می‌کنه. از لیست ده تایی بالا ۴ تاشون توی همین زمان کم میلیونی شده تعداد دفعات ذکر شدنشون. مورد جالب دیگه هم اون هشتگ عربیه.  توییتر ترند ها رو هم گلوبال به کاربرا نشون می‌ده و هم لوکال. این که یه هشتگ غیر انگلیسی به صورت گلوبال ترند شده هم جالبه.

تغییر سیاست/شرایط استفاده‌ی اپ ها و سرویس ها و سایت ها و …

۱. از امروز صبح هر سایت و اپی رو که باز می‌کنم یه نوتیفیکیشن میده که اون عهدنامه(!)ی اولیه‌ای نشون دادن تغییر کرده. از فایرفاکس گرفته تا اپ های کوچیک و گم نام. قضیه اینه که گویا در اروپا قوانین سخت گیرانه‌ی جدیدی از امروز قراره اعمال بشن و این اپ ها هم مجبورن به کاربرانشون اطلاع بدن. همینطور اینکه خیلی از اپ ها دارن با جزئیات نسبتن خوبی می‌گن که چه اطلاعاتی رو جمع آوری می‌کنن از فعالیت هر کاربر. General Data Protection Regulation درسال ۲۰۱۶ بررسی و تصویب شده و امروزه که اجراش شروع شده. البته این مربوط به اروپاست فقط.

۲. اطلاعات کاربرها مهمن. خیلی مهم. و نباید ساده از کنارش رد شد. خیلی از قول های امروز (از جمله گوگل) با استفاده از همین اطلاعات به این موقعیتی که دارن رسیدن. کاربرد این اطلاعاته که باعث پیدا شدن فیلدی به اسم علم داده شده که یکی از ترند های این دهه بوده. چه خام فروخته بشن اطلاعات و چه بعد از آنالیز استفاده بشن، می‌تونن هر کسب و کاری رو که کاربرهای زیادی داره، ثروتمند کنن. عصر دیتا رو نباید سهل انگارانه طی کرد. باید به چیزهایی مثل همین قوانین که در این حیطه تصویب و اجرا می‌شن توجه کرد.

علامت سوال

در مکاتبات روزمره‌(یعنی چت، تکستینگ، و…) از علامت سوال استفاده کنید. خیلی توقع بی‌جا و عجیبیه که فکر می کنین چون شما با لحن سوالی می نویسید توی ذهنتون، طرف مقابل هم با لحن سوالی می‌خونه. کتاب جدید محمود دولت آبادی منتشر شد با کتاب جدید محمود دولت آبادی منتشر شد؟ خیلی فرق دارن. خیلی. از علامت سوال استفاده کنید.

question mark

 

  • این در مورد کاما/ویرگول هم صادقه. حالا لازم نیست سمی کالن استفاده کنید دیگه،‌ ولی توی یه متن ۳ ۴ خطی، بودن کاما واقعن به خوب درک شدن پیامتون کمک می‌کنه، استفاده کنید.

امان نامه شب

۱. اول اینو بخونید:

برای تسکین این درد نه مرحمی لازم بود و نه طبیبی. گاهی باید فریاد زد؛ اما نه تنها و نه با خود. فقط یک همدرد، یک همدرد می توانست او را آرام کند، تا از درد بگوید و از درد بشنود؛ اما در میان این برهوت چه کسی یا چه چیزی می توانست با او از دردی مشترک سخن بگوید. تنهایی نمی شود تنهایی را علاج کرد.

این ها درمورد اسماعیله. یه مرد که تک و تنها زده توی دل بیابون که یه اسباب بازی فروشی بسازه.

امان نامه شب - علی اردلانی

۲. امان نامه‌ی شب یه مجموعه داستان کوتاهه شامل هفت تا داستان. متن بالا از اولین داستانشه. چیزی که داستان ها رو به هم ربط می‌ده از یه طرف نگاه نسبتن تلخیه که به دنیا دارن آدمهای این داستانها و از طرف دیگه‌ هم تخیلات نویسنده خیلی خوب می‌تونه واقعیت و خیال رو با هم ترکیب کنه و یه سری جاها حتی نمی‌شه این دو رو از هم تشخیص داد. توی داستان‌ها موضوعات و شخصیت‌ها هم جالب و جذابن: یه پسر بچه‌ که شبا خودشو خیس می‌کنه و واسه همین ملامت می‌شه همیشه، یه شاگرد میوه فروشی که عاشق شده، یه خونواده فقیر با یه پدر قمارباز و … . هر داستانش در کل دنیای خودشو داره.

۳. امان‌نامه‌ی شب رو علی اردلانی نوشته. این اولین کتاب نویسنده‌س. انتشارات نگاه کتاب رو چاپ کرده. چاپ اول کتاب برای اواخر سال نود و ششه و احتمالن هنوز همه جا قابل تهیه نباشه. اما خب هم نمایشگاه کتاب نزدیکه و هم انگار می‌شه از سایت خود ناشر خرید کتاب رو.

۴. کمی گلایه: من یه مجموعه شعر ازشهیار قنبری دارم با تیراژ ۱۱هزار تا. چند تا کتاب از اواسط دهه هشتاد دارم که تیراژشون بین ۳ تا ۵ هزار تاست. دو تا نمایشنامه دارم واسه همین ۲ ۳ سال پیش با تیراژ هزار تا. و این کتاب هم که تازه چاپ شده، تیرازش ۵۰۰ تاست. خیلی سیر نزولی ترسناکیه. ۱۱ هزار کجا و ۵۰۰ کجا. تازه تلخی ماجرا اینه که همون ۱۱ هزار تا رو هم اگر با مثلن تیراژ نیم میلیونی، اونم فقط برای چاپ اول کتابای مثلن موراکامی مقایسه کنیم وضع بدتر هم میشه. مطالعه-ستیز بودن یکی از مفاخر فرهنگی ماست و فقط واسه امروز نیست. البته شاید مثلن کتابای دیجیتال و مارکتهایی مثل فیدیبو هم توی این قضیه دخیل باشن، اما در کل ترسناکه وقتی مثلن ببینی کتاب مردی به نام اووه که ۶ ۷ سال پیش چاپ شده، چند میلیون فروش داشته، اما مجموع کتابهای همه‌ی نویسنده‌های مطرح معاصر ما روی هم حتی به میلیون نتونن احتمالن نزدیک بشن. در کل عجیبه حتی. عجیب. نویسنده هایی که خیلی هاشون هیچ حرفی برای گفتن ندارن و صرفن توی کویری مثل ایران تونستن صاحب اسم ورسم بشن و از اون طرف هم آدم هایی که انگار لذت شنیدن قصه و خوندن داستان رو نشناختن هنوز. صرفن برای بهبود روحیه و مثلن-پیشرفت-کردن-شخصیتی حاضرن اراجیف تجاری و جیب خالی کن رو بخونن.

 

 

اینتل – فوتبال – تبلیغ – پردازش تصویر

۱. امشب توی بازی بارسلونا یه چیز باحال دیدم. گل که زده شد یه پخش مجدد باحال از گل بود که توجه جلب می کرد. موقع پخش صحنه گل، دوربین چند درجه دوران داشت. انگاری یهو از سکوی کناری دوربین بیاد وسط زمین. چجوری؟ کار اینتل بود.

۲. قضیه اینه که ۳۸ تا دوربین توی ورزشگاه کار گذاشته شده که خیلی دقیق کالیبره شدن و یه جای مشترک رو همه‌شون دارن می‌گیرن. این با کلی چیز دیگه این امکان رو فراهم می کنن که اون تصویر باحال رو ببینیم. البته من زیاد فوتبالی نیستم و ممکنه این قضیه چند وقتی باشه که اومده و شما قبلن دیده باشیدش.

۳. تصورش شاید سخت باشه. این ویدیو رو ببینید کار دستتون بیاد:

 

اما چیزی که توی تصویر دیده می‌شه یه ذره کارتونی شده انگار و کمی هم رنگ ها پررنگ تر شدن. توی اونی که من امشب دیدم هم همین بود. شاید زیاد نشون بد بودن نباشه، اما هنوز ساید افکت داره این تکنولوژی جدید.

۴. چیز دیگه‌ای که نظرم رو جلب کرد، تاخیر این اتفاق بود. حدودن ۴ ۵ دقه طول کشیده انگار تا این ویدیو آماده بشه. این که اینتل داره این کار رو میکنه برای تبلیغ کردن یه ذره بد می‌کنه این رو. شایدم توقع من بالاست. در کل ایده‌ی باحالیه برای تبلیغ کردن توسط شرکتی که پردازنده تولید می‌کنه.