دسته: کشوی فیلم‌ها

۱. آلمانی‌ها – در جریان جنگ جهانی دوم – پیام‌هاشون رو به‌صورت رمز‌نگاری شده رد‌ و بدل می‌کنن. برای این‌کار از یه الگوریتم خاص و یه ماشین(انیگما) استفاده‌ می‌کنن که این الگوریتم رو روی ورودی‌هاش(پیام‌ها) اعمال می‌کنه. توی انگلستان که توی جبهه‌ی مخالف آلمانه، دارن تلاش می‌کنن که این‌ ماشین رو و الگوریتمش رو بشکونن تا بتونن متوجه‌ پیام‌های سری آلمانی‌ها بشن.…

ادامه این نوشتهبازی تقلید

۱. این روزا فصل چهارم سریال سیلیکون ولی داره پخش می‌شه. سریالی درمورد یه استارت‌آپ توی سیلیکون ولی و چلنج ها و افت و خیر‌های مسیر موفقیتشون،‌ البته با چاشنی طنز. بجز این سریال و استارت‌آپش، جاهای دیگه‌ای هم هستن که غرق استارت‌آپها شدن. یکیش همین تهران خودمون: وقتی یه برنامه‌نویس جوون باشی، توی هر جمعی حاضر بشی که چندتا آدم هم…

ادامه این نوشتهاستارت‌آپ و با کله سقوط کردن و سیلیکون ولی

۱. توی مدتی که گذشت، کمتر این بلاگ رو آپدیت کردم. این چند وقت فاصله‌م با فضا مجازی، یا بهتر بگم، فعالیتم توی این بلاگ و الباقی جاها کمتر شد. این اواخر فرصتم برای مطالعه بیشتر شد. یکی از چیزایی واقعن جالبی که رفتم سراغشون، کتاب بازی تاج و تخت بود. جلد اول مجموعه‌ی ترانه‌ی آتش و یخ و البته همون کتابی…

ادامه این نوشتهدر بازی تاج و تخت

۱. انتهای تعطیلات نزدیکه. این چند روز، چند تا فیلم خوب دیدم. گفتم چرا چندتاشو معرفی نکنم. سه روز آینده رو با این فیلما دلنشین‌تر کنین. ۲. غول بزرگ دوست داشتنی(!) آخرین کار استیون اسپیلبرگه. خیلی برام جالب بود. یقینن بهترین کار اسپیلبرگ نیست. حتی بین فیلمهایی که این چند روز دیدم هم بهترین نیست. اما به شدت متفاوته با کارای قبلی…

ادامه این نوشتهنوروز ۹۶ و چند تا فیلم خوب

۱. یه برنامه‌نویس جوان دعوت شده تا یه کار جالب بکنه: تست تورینگ رو روی یه ربات انجام بده. تست تورینگ رو آلن تورینگ طراحی کرده تا باهاش کیفیت هوش مصنوعی رو بشه سنجید. تست تورینگ خلاصه‌ش اینه: یه آدم باید با یه ماشین/آدم وارد گفتگوبشه. این آدم نمی بینه که داره با ماشین حرف می‌زنه یا آدم و درواقع باید قضاوت…

ادامه این نوشتهاکس-ماشینا؛ من می‌خوام تو رو فریب بدم!

۱. اوایل کتاب دکتر به بیمارش (یعنی شخصیت اصلی داستان) می‌گه که: “بی‌خوابی فقط یه نشونه‌س، برو ببین درد واقعیت چیه!” و خب داستان فایت کلاب همینه. یه مرد تقریبن سی ساله که دچار اینسامنیا شده و داره دست و پا می زنه که یه درمون واسه خودش پیدا کنه. این وسط از یه طرف سر از انجمن های همدردی سرطانیا درمیاره…

ادامه این نوشتهلطفن منو بزن، محکم، هرجا دلت خواست!

۱. یه خانوم چهل و اندی ساله بعد از بزرگ کردن دخترش و به کالج فرستادنش تصمیم می‌گیره دوباره برگرده سرکار. ولی کی به یه زن چهل ساله‌ی بی‌تجربه کار می‌ده؟ هیچکس. لایزا میلر که از نظر ظاهری هیچ شباهتی به ۴۰ ساله ها نداره با یه دروغ کوچولو خودشو ۲۶ ساله معرفی می‌کنه و توی یه موسسه‌ی انتشاراتی یه شغل واسه…

ادامه این نوشتهجوانتر