تغییر سیاست/شرایط استفاده‌ی اپ ها و سرویس ها و سایت ها و …

۱. از امروز صبح هر سایت و اپی رو که باز می‌کنم یه نوتیفیکیشن میده که اون عهدنامه(!)ی اولیه‌ای نشون دادن تغییر کرده. از فایرفاکس گرفته تا اپ های کوچیک و گم نام. قضیه اینه که گویا در اروپا قوانین سخت گیرانه‌ی جدیدی از امروز قراره اعمال بشن و این اپ ها هم مجبورن به کاربرانشون اطلاع بدن. همینطور اینکه خیلی از اپ ها دارن با جزئیات نسبتن خوبی می‌گن که چه اطلاعاتی رو جمع آوری می‌کنن از فعالیت هر کاربر. General Data Protection Regulation درسال ۲۰۱۶ بررسی و تصویب شده و امروزه که اجراش شروع شده. البته این مربوط به اروپاست فقط.

۲. اطلاعات کاربرها مهمن. خیلی مهم. و نباید ساده از کنارش رد شد. خیلی از قول های امروز (از جمله گوگل) با استفاده از همین اطلاعات به این موقعیتی که دارن رسیدن. کاربرد این اطلاعاته که باعث پیدا شدن فیلدی به اسم علم داده شده که یکی از ترند های این دهه بوده. چه خام فروخته بشن اطلاعات و چه بعد از آنالیز استفاده بشن، می‌تونن هر کسب و کاری رو که کاربرهای زیادی داره، ثروتمند کنن. عصر دیتا رو نباید سهل انگارانه طی کرد. باید به چیزهایی مثل همین قوانین که در این حیطه تصویب و اجرا می‌شن توجه کرد.

ویکی پدیا در ترکیه

۱. امروز اگر یکی از صفحات ویکیپدیا رو باز کنین اون بالا چیز جالبی می‌بینین. نوشته دلمون برای ترکیه تنگ شده. چرا؟ چون تقریبن ده ماهه که ویکیپدیا توی ترکیه مسدود شدده (همون فیلـتر خودمون). اما چرا؟ چون توی یکی از مقاله‌ها (درسته، فقط یک مقاله و نه تمام ویکیپدیا) از ترکیه به عنوان حامی داعش اسم برده شده بوده. عجیبه؟ آره. سانسـور و تحریـم و فیلـتر برای ما ایرانی ها چیز جدیدی نیستن. اما فیلتر شدن چیزی مثل ویکیپدیا یه جور زیاده روی و می‌شه گفت جنایت حساب می‌شه. قبول ندارین؟ مسئله اینجاست که اینجا داریم همون مسئله‌ی تکراری رو می‌بینیم. یه نفر یه حرفی زده و اون یکی نفر بهش برخورده و قدرت این رو هم داشته که بجای سعی در جواب منطقی دادن، مانع شنیده شدن حرف طرف مقابل بشه. این مسئله گویا در همه‌ی جهان هست: ما آدم‌ها دوست نداریم حرف مخالف بشنویم. اما واکنشی که بهش داده می‌شه هرجایی یه جوره.

ترکیه ویکیپدیا رو فیلتر کرده

۲. توی توییتر هشتگ #WeMissTurkey رو دنبال کنید. چیزای جالبی می‌بینید.

دانشمند داده و سازمان داده-محور

۱. علم داده چیزیه که این اواخر خیلی سر زبون‌ها بوده. (شاید بلاک چین تونسته باشه توی این دو سال توجه رو به خودش جلب کنه، اما قبلش نوبت علم داده بود). علم داده رو خودمونی بخوایم تعریف کنیم می‌شه مجموعه علوم و فنونی که ما ازشون استفاده می‌کنیم تا اطلاعات موجود (شاید به ظاهر بی اهمیت) رو تحلیل کنیم و از توش اطلاعات مفیدی به دست بیاریم که به ما توی تصمیم گیری و متعاقبا گسترش و پیشرفت کارمون کمک کنن. 

۲. مثلن یه شرکت خیالی سرویس ایمیل رو تصور کنید که ده میلیون کاربر داره.  این شرکت می‌تونه بیاد و ساعت مراجعه‌ی هرکدوم از کاربرهاش رو یه جا ذخیره کنه.  بعد از یه مدت می‌فهمه  از این ده میلیون نفر، توی هر ساعت حدود نیم میلیون نفر ایمیل‌هاشونو چک کنن. پس اولین چیزی که می‌فهمه اینه که لازم نیست تجهیزاتش جوری باشه که بتونه همیشه جوابگوی ده میلیون نفر باشه، اگر بتونه نیم میلیون رو راه بندازه، کافیه: می‌تونه هزینه‌ها رو بیاره پایین. حالا بعدش میاد و می‌بینه که توی ساعت نه صبح، تعداد کسایی که وارد سایت شدن نسبت به الباقی روز کمی بیشتره. چرا؟ چون احتمالن اول صبحه و می‌خوان قبل از شروع کار ایمیلشونو چک کنن. اینجا می‌فهمه که لازمه برای اون ساعت خاص از روز یه فکری بکنه.
این یه مثال ساده و پیش‌پا افتاده از کاربرد علم داده بود. درعمل البته با مسائل خیلی پیچیده‌تری مواجه خواهیم شد.

داده محور - دی جی پاتیل - کتاب

۳. دی جی پاتیل و هیلاری میسون دوتا  از دیتا ساینتیست(!)های معروف و برجسته‌ی دنیان. توی کتاب مصاحبه با ۲۵ دانشمند داده هم یه مصاحبه ازهرکدومشون بود. این این دو نفر کتابی دارن  به اسم Data-Driven یا همون داده-محور که توش هم خلاصه‌ای از وظایف یک دانشمند داده ارائه می‌ده،‌ هم از علم داده صحبت می‌کنه و هم درمورد فرهنگی حرف می‌زنه که توش تصمیم گیری های روی هوا و حدس و گمان، جای خودشونو می‌دن به تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات. خوندنش هم می‌تونه برای علاقه‌مند‌های علم داده مفید باشه، کسایی که می‌خوان وارد این فیلد بشن، هم کسایی که صاحب بیزنس یا علاقه‌مند به راه اندازی کسب و کار خودشونن و می‌خوان با علم روز بهترش کنن و همینطور هرکسی که می‌خواد از ساز و کار دنیای امروز یکم بیشتر سر دربیاره.  جالبیش اینه که این کتاب رو انتشارات اورایلی به صورت رایگان منتشر کرده. جالب تر از اون این که خیلی هم کوتاهه و مختصر.

 

۹۷ چیزی که هر برنامه نویس باید بداند

۱. کتابیه که اسمش کاملن واضح می‌گه محتوا چیه:‌ نود و هفت چیز که یه برنامه نویس باید بدونه. یا بهتره بگیم نود و هفت نکته که دونستنش به یه برنامه نویس کمک می‌کنه که برنامه نویس بهتری بشه. کارهای خورد و ریزی مثل کامنت گذاری و اهمیتش و شیوه‌ی درست انجام دادنش گرفته تا اهمیت استفاده از نرم افزار های ورژن کنترل(مثلن گیت) برای توسعه نرم افزار. یا مثلن این که کد زدن و مهارتهای مهندسی تنها عاملهای موفقیت نیستن و چیزای دیگه ای هم هستن که یه برنامه نویس باید حواسش بهشون باشه. درکل کتابیه که به شدت به هر کسی که برنامه نویسه یا می ‌خواد برنامه نویس باشه توصیه می‌شه. این رو هم بگم که هیچ کدوم از این نود و هفت چیز بیشتر از دو صفحه نیستن و خب زمان زیادی رو از آدم نمی گیرن. پیشنهاد شخصی من هم البته اینه که وقتی برین سراغ این کتاب که حداقل روی یه زبان برنامه نویسی مسلط باشین و یکی دو تا پروژه (چه بهتر که تجاری/واقعی/کاربردی باشن ولی پروژههای تمرینی هم قبوله) انجام داده باشین و تا حدودی با پروسه تولید نرم افزار آشنا باشین. این رو هم بگم که کتاب کاملن رایگان هست و هم روی گیتهاب و هم توی خیلی از سایتهای دانلود کتاب می‌تونید با خیال راحت پیداش کنید و دانلود کنید.

۹۷ چیزی که هر برنامه نویس باید بداند

۲. این جا تعدادی از تیتر ها رو می ذارم که شاید جذاب تر کنه خوندن کتاب رو:

  •  رعایت اصول بنیادی برنامه‌نویسی
  • از خود بپرسید کاربر – در این موقعیت- چکار خواهد کرد!‌ (شما کاربر نیستید)
  • زیبایی در سادگی ست
  • قانون پیشاهنگی
  • ابزار‌های خود را با دقت انتخاب کنید
  • مرور کد
  • کامنتی درباره کامنت ها
  • تنها چیزی را کامنت کنید که کد نمی تواند بیان کند
  • یادگیری مستمر
  • از خراب کردن چیزها نترسید
  • با دیتای تست نرم رفتار نکنید
  • ارور ها را نادیده نگیرید
  • به یاد گرفتن یک زبان بسنده نکنید،‌ فرهنگ آن را هم درک کنید
  • خودتان را تکرار نکنید
  • و …

اینا چندتا از تیترا بودن که توی هرکدوم البته نکته‌های ریز فرعی دیگه‌ای هم پیدا می‌شه. جالبیش اینه که بعضی تیترا یکمم ادبی شدن. یه چیز خوبی هم که این کتاب داره اینه که علاوه بر این که می تونید سر تا تهش رو بخونید، درصورتی که به موضوع خاصی علاقه دارید یا به اطلاعات نیاز دارید می تونید از فهرست موضوعیش استفاده کنید که ۹۷ تا مقاله رو تقسیم کرده به به چند تا دسته. مثلن یه دسته درمورد دیباگ کردن داره، یه دسته درمورد طراحی، یه دسته برای بهینه سازی و پرفورمنس و… .

روز جهانی بکآپ

۱. چند ساعت پیش که مطلب قبل رو گذاشتم، بلافاصله بعدش یه بکآپ از دیتای بلاگم گرفتم. (متاسفانه من هنوز دستی این کارو می کنم و فرصت نکردم که یه پلاگین برای این کار نصب کنم) حالا خیلی تصادفی توی اینترنت برخوردم به مطلبی درمورد بکآپ و جالب تر از این که امروز روز جهانی بکآپ گرفتنه!!! خیلی جالبه که برای همچین چیزی هم روز جهانی هست. البته که می‌شه حدس زد که خیلی از آدمها – گاهی حتی خود من- وقت بکآپ گرفتن که می‌شه سهل‌انگاری می‌کنن.

world-backup-day

۲. ۳۱ مارچ روز جهانی بکآپ گرفتنه! و جالبه که فردا هم اول اپریله و روز معروف دروغ گفتن و سرکار گذاشتن. البته این حرفای منو پای خالی بندی نذارین ؛) جدیه. بکاپ گرفتن رو نباید سرسری گرفت. عواقبش اصلن خوب نیست. به قول یه دوستی احتمال یک در میلیونٍ از دست رفتن اطلاعات، احتمال خیلی قوی و خطرناکیه. بکاپ بگیریم، از هرچی، عکسامون، اطلاعات بلاگمون، شماره تلفنامون و حتی خاطره‌هامون!!!‌ برای اونا هم اتکا نکنیم به مغزمون،‌ فراموشی خیلی احتمالش بیشتر از یک در میلیونه. بنویسیم. ؛)

۳. یه سایت جالب هم هست به اسم World Backup Day. توش اطلاعات جالبی هست. از یه سری چیزای ساده‌ی آماری گرفته تا آموزشای جالب. مثلن این که ۳۰ درصد آدما تا حالا یه بار هم از اطلاعاتشون بکآپ نگرفتن. سر بزنین بهش: World Backup Day

۴. قبلن در مورد حسی که نسبت به این جور چیزا دارم نوشته بودم. منظورم چیزایی که براشون یه روز تقویم رو اسم زدن. هنوزم سر اون هستم. ای کاش نذاریم کار به جایی برسه که برای هرچیزی بخوایم یه روز اختصاص بدیم. ای کاش بکآپ گرفتن هم یه چیز عادی باشه برامون. همینطور خیلی چیزای دیگه.