Nothing App

۱. توی گوگل پلی یه اپلیکیشن هست به اسم هیچی که هیچ کاری هم البته انجام نمی‌ده. یک میلیون دانلود داشته و میانگین امتیازش هم ۴.۳ شده، با شصت هزار رای.  این هیچی تازه ۱۳ مگابایت هم حجم داره، قبل از نصب.  براش آپدیت هم میاد، و توی آپدیت‌ها هم گفته می‌شه که این نرم افزار قرار نیست تغییری بکنه. همچنان هیچی می‌مونه. ولی چرا؟

اپلیکیشن هیچی

۲. یه روی قضیه یه شوخی باحاله. می‌خندیم دیگه خب. یه چیزی توی این اپ پنهان شده: یه ویدیوی بامزه یوتیوب. برای رسیدن به ویدیو باید یه چند تا حرکت خاص روی صفحه انجام بدین. دستتونو به ترتیب: دو بار بالا، دو بار پایین،‌ یه بار چپ، یه بار راست، چپ،‌ راست بکشید. حالا بهتون امکان می‌ده که ویدیو یوتیوب رو ببینین. یه ویدیوی ده ساعته که میکس صحنه‌هایی از فیلم ارباب حلقه با یه سری موزیکه. پس این اپ هیچی خالی هم نیست.

۳. ولی یه نکته: این اپ سیزده مگا بایته. این همه فضا برای هیچی واقعن زیاده. دو تا حدس می‌شه زد: یکی این که اپ به صورت نیتیو ساخته نشده و این حجم بالا هم برای اپ‌هایی که با هرچیزی غیر از جاوا که زبان رسمی اندرویده، تا حدودی قابل قبوله. اما حدس دوم: این که این اپ هیچی،‌ درواقع به ما هیچی ارايه نمی‌ده،‌ ولی برای سازنده‌ش داره کار خاصی می‌کنه. مثلن اطلاعات روی گوشی ما رو می‌دزده یا از توان پردازشی گوشیمون به صورت غیر آشکار سوء استفاده می‌کنه.

۴. در مورد این اپ خاص، مورد دوم صادق نیست. این اپ هیچ پرمیشن خاصی نداره و واقعن خلاصه می‌شه توی یه صفحه که در خوشبینانه ترین حالت مارو به یه ویدیو یوتیوب هدایت می‌کنه. اما درمورد خیلی از اپ ها این قضیه دیده میشه. یکی از نمودهای بی‌سوادی رو می‌شه توی خیلی از گوشی ها دید. حتمن شما هم سراغ دارید افرادی رو که هر نرم افزاری که گیرشون میاد رو بدون هیچ درنگی نصب می‌کنن و بعد از مدتی هم می‌نالن که گوشیشون کند شده. خب این دقیقن یه فاجعه‌س. اینجا و توی اپ هیچی قضیه فقط یه شوخی بود. ولی باقی جاها یکم احتیاط باید کنیم.

 

اپ هیچی توی گوگل پلی
– کامنت‌های اپ رو هم بخونین،‌ باحالن. خیلی ها زندگیشون با این اپ متحول شده، یه سریا زندگی روزمره‌شون بدون این اپ دچار اختلال می‌شه و… 🙂
–  درمورد مشکلات حاصل از ناآگاهی قبلن هم نوشته بودم. اینجا بخونید: مشکل مایکروسافت چیه؟

من رسید نخواستم

۱. کافه بازار رو که دیدین حتمن. باهاش می‌شه اپلیکیشن‌های اندروید رو دانلود کرد. یعنی درواقع جایگزین گوگل پلی در مواقع تحریم و فیلتر. همون اول که بازش می‌کنین بهتون خبر می‌ده که کافه بازار جدید منتشر شده. این چیز جدیدی نیست. خیلی از اپ‌ها به یوزر‌هاشون خبر می‌دن. ولی درمورد کافه‌بازار: درواقع همون آن کافه‌بازار جدید دانلود می‌شه روی اسمارتفون شما. و اگرهم امکانش بود، یقینن خودش مستقیم و بدون حتی خبر دادن به صاحب گوشی، نصب هم می‌کرد کافه‌بازار جدید رو. این رو می‌شه نقض حریم شخصی، نقض حقوق کاربر،‌سوء استفاده از دسترسی‌هایی که داره و بدتر از همه بی احترامی به کاربر تلقی کرد. تا حالا به این فکر کردین که چه شما با وای‌فای کانکت شده باشید و چه با اینترنت سیمکارتتون،‌کافه بازار به هیچ اعتنایی شروع به استفاده از اینترنت شما می‌کنه و اصلن محدودیت‌های احتمالی شما رو در نظر نمی‌گیره؟

bazaar-logo-and-logotype

۲. رسید یه برنامه‌ جدیده که توسط همون تیم کافه بازار تولید شده، مثل دیوار. رسید برای پرداختن کرایه تاکسیه. از اینایی که مشابهاش دارن دو رقمی می‌شن توی تهران،‌ و البته خود رسید هم شروع کننده قضیه نیست، صرفن روی موج سوار شده. من رسید رو دانلود نکردم. نیازی بهش ندارم. ولی کافه‌بازار رو دانلود کردم بنا به دلایل واضح. شوک: من رسید رو هم دارم. توی اپ کافه‌بازار، اون بالا سمت راست، لوگوی رسید رو می‌بینید‌ (مثلن قرار بوده شبیه حرف ر باشه). اولین بار که دیدمش برام عادی بود. خب بازار جای دانلود اپلیکیشنه و از اونجایی که رسید هم واسه خودشونه، داره براش تبلیغ ویژه می‌کنه. ولی وقتی روش کلیک(تپ) کردم، خود رسید باز شد، نه صفحه‌ي دانلود یا معرفی. خود اپلیکیشن رسید،‌ روی گوشی من، آماده برای کار.

resid

۳. کم نبودن استارت‌آپ‌ها و شرکت‌هایی که بعد از موفقیت توی یه کار، رفتن سراغ چیزای جدید. و خب توی این چیزای جدید از اعتبار و شهرت و سرمایه‌ای که حاصل کار قبلی بود، استفاده کردن. این که صفحه‌ اول کافه بازار، تبلیغ رسید رو ببینیم خیلی چیز عادی‌ایه. دارن از امکاناتشون برای معرفی محصول جدید خودشون استفاده می‌کنن دیگه. ولی این‌که بیان و بدون اجازه‌ من اپلیکیشنشونو روی گوشی ‌من نصب کنن، یقینن کار درستی نیست. عمق فاجعه: وقتی خواستم از رسید سوییچ کنم به یه اپ دیگه، یه چیز وحشتناک تر متوجه شدم. رسید درواقع قسمتی از اپ کافه بازار نیست که من به میل خودم نصبش کردم. رسید یه اپ کاملن مجزاس و توی لیست برنامه‌های باز گوشی من، رسید و بازار کاملن از هم جدا بودن. متوجه منظورم هستید؟ یه اپ بدون خواست من نصب شده روی گوشی، و از دید من پنهون شده،‌ و تنها راه باز کردنش (توسط من)‌ از راه اپ بازاره. از نقض حریم شخصی‌(با وقاحت تمام) که بگذریم،‌ این رو هم در نظر بگیرید که از اونجایی که با دو تا اپ کاملن مستقل از هم طرفیم، و از اونجایی که من – به عنوان یه کاربر عادی و نه چندان آگاه از مسایل فنی – هیچ جوره خارج از کافه بازار نمی تونم رسید رو پیدا کنم، وقتی کافه بازار رو پاک کنم چی می‌شه؟ رسید هم پاک می‌شه یا سر جاش می‌مونه؟ چجوری می‌تونم بفهمم؟

۴. کافه‌بازار یکی از شرکت‌های جالب ایرانه. تبلیغات زیادی روی محیط کاریشون می‌کنن. واقعن هم چیزهایی که من دیدم و شنیدم، جذاب می‌کنه کارکردن برای این شرکت رو. متخصص‌های خوبی دارن. حداقل یکی از برنامه‌نویس‌هاشون که من از نزدیک دیدم، جزو خبره‌ها و با دیسیپلین‌هایی بود که تا خالا دیدم. ولی دیدن همچین رفتاری از شرکتی که داره جلوه‌ی خوب و چشم‌ربایی به کارکردن در حیطه نرم‌افزار و تکنولوژی می‌ده، واقعن ناامید کننده‌س.

۵. یقینن اولین کاری که بعد از نوشتن این متن می‌کنم، پاک کردن کافه بازاره.  تردیدی نیست که وقتی بدون اجازه‌ی من اقدام به نصب کردن برنامه‌‌ی خودشون می‌کنن، نباید به هیچ وجه بهشون اعتماد کرد.

از شش ساعت خواب در روز تا ایده‌های ساده ولی کاربردی

۱. خواب شبانه رو ما به ساعت می‌سنجیم. مثلن من سعی‌ام اینه که خوابم حوالی هفت ساعت باشه. ولی درواقع بدن انسان، طور دیگه‌ای رفتار می‌کنه. درواقع قضیه اینه: استراحت‌های ما توی پریود‌های تقریبن ۹۰ دقیقه‌ای اتفاق می‌افتن. توی این نود دقیقه‌، بدن به یه سری کارا می‌پردازه که هرکدومش، یکی از دلایلیه که ما به خواب احتیاج داریم. وقتی هم که من شش ساعت می‌خوابم، چهار تا چرخه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای رو گذروندم. ولی وقتی که هفت ساعت خوابیدم چی؟ این‌جا یه اتفاق بد می‌فته. من دارم یکی از این چرخه‌ها رو نیمه‌کاره می‌ذارم. گاهی شدید و گاهی کمرنگ، این نصفه‌موندن‌ها، اثرات خودشو داره: کوفتگی،‌ کسلی، و حتی نارضایتی از کمیت خواب و خمیازه‌های پی‌درپی.

sleep-laptop

۲. یه اپلیکیشن جالب پیدا کردم که کمک می‌کنه که حد و حدود این چرخه‌ها رو رعایت کنیم: مثلن اگر من بگم که امشب ساعت یازده ‌می‌خوام بخوابم، بهم می‌گه که ساعت‌ ۳:۴۴ دقیقه صبح، ۵:۱۴ صبح، ۶:۴۴ و همینطور ۸:۱۴ زمان‌های مناسبیه برای بیدار شدن از خواب ( چرخه دقیقن ۹۰ دقیقه نیستن) و همینطور بهم این امکان رو می‌ده که برای هرکدوم از این زمان‌های مناسب، آلارم ست کنم.

۳. اپلیکیشن واقعن جالبیه. یه ایده‌ی خوب پشتشه و داره با استفاده از اون به کاربرخدماتی رو ارایه می‌ده. البته صحت علمی این قضیه رو چک نکردم. هدفم از معرفی این اپ چیز دیگه ای بود: اگر از بعد علمی قضیه صرف‌نظر کنیم،‌ با چیز واقعن ساده‌ای طرفیم: تنها کاری که این اپلیکیشن می‌کنه اینه که یه زمان رو از ما بگیره  و با گام‌های نود دقیقه‌ای،‌ زمان رو بشمره و بهمون بگه، همین.

۴. درواقع این اپ، جزو مواردیه که می‌شه گفت یه ایده‌ی خوب داره بار اصلی رو می‌کشه . این اپ یقینن کمتر از هزار خط کد داره، نوشتنش نیاز به مهارت چندان بالایی نداره (حتی می‌شه یه پروژه تمرینی حسابش کرد برای کسی که داره برنامه‌نویسی موبایل رو یاد می‌گیره) و حتی امکاناتش هم چیزی جز آلارم ست کردن نیست، که اونم از نرم‌افزار پیش‌فرض اندروید استفاده‌ می‌کنه.

۵. این ایده‌ها کم نیستن. تعداد خیلی زیادیشون قبلن اجرا شدن: بیتلی که فقط یه لینک طولانی رو می‌گیره و یه لینک کوتاه بهمون می‌ده (با کلی مشابه مثل گو.گل و حتی نمونه ایرانیش، یون) و یا کلی اپ و وبسایت دیگه کارای خیلی ساده‌ای رو انجام می‌دن.

۶. توی آزمایش‌گاه مدار منطقی یا معماری کامپیوتر یه مدار داشتیم،‌ که قسمتیش کارش این بود که با هربار فشرده شدن یه کلید، یه واحد به شمارنده‌ای که ان روی یه سون سگمنت نشون‌داده می‌شد اضافه‌کنه و البته بعدشم اونو توی یه رجیستر اضافه کنه. این فقط قسمتی از اون مدار ما بود ولی همین قسمت کوچیک و پیش پا افتاده چند سال (چندین سال؟) پیش تولید شد و به بازار اومد و کلی هم فروش کرد. فکر کنم همه حداقل یه بار صلوات شمار رو دیده باشن. ابزاری که جایگزین تسبیح می‌شه و برای مخصوصن افراد مسنی که حساب و کتاب صلوات‌هاشون رو می‌خوان نگه دارن، کاربردیه. دقیقن نکته اون اپ، اینجا هم دیده می‌شه. با چیز چندان پیچیده‌ای طرف نیستیم. فقط چون این سادگی رو به یه مفهوم روزمره گره زدن، تونستن با همون علم کم، به سود برسن.

۷. متفاوت نگاه کردن اسم درستی نیست برای این کار‌(چیزی که خیلی درموردش تبلیغ می‌شه و جملات قضار زیادی هم از زبون بزرگان درموردش می‌شه پیدا کرد). ترجیح می‌دم اسمشو بزارم واقعن نگاه کردن. همه‌ی کسایی که مهندسی کامپیوتر خونده باشن و آزمانیش‌گاه مدار منطقی پاس کرده باشن، توان ساخت صلوات شمار رو دارن،‌ اما در عمل می‌شه حدس زد که فقط یه نفر به ذهنش رسیده این کارو بکنه و خب عده‌ای هم بعدش کپی کردن کارش رو.

۸. کافیه که با حواس جمع توی این عصر واقعن فوق العاده زندگی کنیم. ساده از چیزها نگذریم و به هرچیز پیش افتاده ای هم، بها بدیم تا خودشو نشون بده. شاید ایده‌ی فوق العاده‌ی بعدی سهم ما شد.

۹. البته با وجود همه‌ی این حرفا، این هم نباید فراموش بشه که همچنان اجرا واقعن قسمت مهم‌تر و سخت‌تر قضیه‌س. چه بسا ایده‌های فوق‌العاده‌ای که الان تو ذهن خیلی‌ها هست، ولی بخاطر سستی و تنبلی و شاید یه سری بهونه موجه، تا حالا اجرا نشدن. قبلن هم درمورد این که اجرای کار خیلی مهم تر از ایده‌ی اولیه‌س نوشته بودم. شاید این متن رو بشه ادامه‌ یا مکمل اون حساب کرد.