تب یا اسپیس؟ درآمد اونایی که اسپیس رو ترجیح می‌دن بیشتره

۱. این مطلب رو یکی دو جا دیدم این اواخر که پر آب و تاب ترینش توی فاسبایت بود: برنامه‌نویس‌هایی که اسپیس رو به تب ترجیح می‌دن، درآمد بیشتری دارن، تقریبن ۸ درصد. درظاهر شاید جذاب به نظر بیاد ولی در باطن یقینن غلطه.

تب یا اسپیس

۲. اتفاق خیلی رایجی که رخ می‌ده اینه که ما موقع بررسی یک مسئله، درواقع داریم اون فاکتوری که دوست داریم رو در نظر می‌گیریم، ولی از چیزایی که غیر مستقیم توی مسئله دخیلن، چشم پوشی می‌کنیم (از روی بی حواسی یا با نیت شوم؟؟؟؟). مثلن اینجا اومدن دیدن کدوم برنامه نویس از چی استفاده می‌کنه‌(تب یا اسپیس) و چقدر درآمد داره. همین. ولی اگر درست به قضیه نگاه کنیم، واقعن این سوال پرسیدن غلطه. کلی فاکتور مهم دارن نادیده گرفته می‌شن.

۳. پایتون یا جاوا یا جاوا اسکریپت؟ توی پایتون عرف اینه که از چهار تا اسپیس استفاده کنن. یه سری از قدیمیا هشت تا اسپیس رو ترجیح می‌دن. توی جاوا اسکریپت از یکی شنیدم که پیشنهاد غالب دو تا اسپیسه. توی جاوا عملن عرفی وجود نداره. دلیه. و خب این خیلی تاثیر گزاره. ازونجایی که توی پایتون ایندنت کردن با اسپیس انجام می‌شه، شخص دقیق انجام می‌ده این کار رو. اما توی جاوا که تاثیری نداره، طرف هر جور خواست رفتار می‌کنه. متوجهین که چی می‌گم؟ اینجا درواقع زبان برنامه نویسی دخیل می‌شه. و خب درآمد برنامه نویسای هر زبون توی مناطق مختلف فرق می‌کنه.

۴. من موقع کار، از تب استفاده می‌کنم عمومن. ولی ادیتور من اتمه و تنظیماتش جوریه که درواقع تب رو با ۴تا اسپیس جایگزین می‌کنه. پس من جزو کدوم دسته‌م؟ تب یا اسپیس؟ ادیتور هم مهمه. یا مثلن اون قانون که می‌گه هر سطر نباید بیشتر از هفتاد و خرده ای کاراکتر بشه. اگر من به اون قانون پایبند باشم، احتمالن از اسپیس به تعداد کم استفاده کنم اما اگر یه مانیتور واید داشته باشم بخاطر رفاهم یقینن تا دلم بخواد تب می زنم.

۵. اگر یه مغازه دار بخواد ساعت کاریش رو بر اساس حد فاصل طلوع و غروب آفتاب در نظر بگیره، تابستون‌ها مغازه‌ش زمان بیشتری بازه و به تبع اون، مشتری‌های بیشتری هم داره. اما توی این مورد باید این رو هم درنظر بگیره این تعداد مشتری یقینن اگر طرف بستنی فروش باشه،‌توی تابستون خیلی بیشتر از زمستون می‌شه، حتی اگر زمستون بیشتر مغازه رو باز نگه داره. خیلی بی ربطه. مگه نه؟ تاثیر تب و اسپیس توی درآمد هم دقیقن به همین صورته. فاکتوری که خودش تابعی از عوامل دیگه‌س نمی‌تونه متر و معیار خوبی برای سنجش باشه.

هر نرم افزار ویرایش عکسی فتوشاپ نیست

۱. یه عکس مشکوک می‌بینیم، فتوشاپه. یه دختر یا پسر توی عکس زیادی زیباست، فتوشاپه. عکسمون نیاز به بریدن یه گوشه داره، میریم سراغ فتوشاپ. با یه ادیتور عکس توی گوشیمون(مثلن ادیتور اینستاگرم) عکس رو یکم دستکاری می‌کنیم، می‌گیم فتوشاپ کردم. یه فیلم می‌بینیم که یه اتفاق باحال/ناجور/نامتعارف/باورنکردنی توش می افته، می‌گیم فتوشاپه. ولی واقعن؟

فتوشاپ

۲. یکی از چیزایی که خیلی باهاش مواجه می‌شیم اینه: توی مکالمات روزمره، عمل ویرایش تصویر رو با فتوشاپ یکی می‌دونن عده‌ای. یا به عبارتی تنها نرم افزار ادیت عکسی که آدمها میشناسن/قبول دارن فتوشاپه. ولی چرا؟

۳. درسته  نرم افزار ادوبی فتوشاپ یکی از بهترین (شاید کاملن بهترین) نرم افزارهای ادیت عکسه ولی نباید عمل ادیت عکس رو با فتوشاپ اشتباه گرفت. حاصل این اشتباه اینه که خیلی از افراد بدون نیاز به درصدی از امکانات این نرم افزار، می‌رن سراغش و با توجه به علمی که باید داشته باشن و ندارن، سردرگم می‌شن. درحالی که می‌تونستن با یه ادیتور ساده تر با دردسر خیلی کمتری کار خودشونو راه بندازن. درضمن یه نکته دیگه اینه که خیلی وقتها حتی وقتی خودمونم از این نرم افزار استفاده کردیم، فراموش می کنیم که این نرم افزار فقط برای عکسه و برای ویدیو نمی شه ازش استفاده کرد. اینجوری حتی آبروریزی حرفمون برای غیر کامپیوتری ها هم عیانه 🙁 . البته اینم فراموش نکنیم که این کار در عمل توی ایرانه که به این شدت اتفاق می افته. با توجه به قیمت بالای فتوشاپ، خیلی جاها اینکار ممکن نیست.

۴. ما عادت داریم که وسیله و کالا و علم و هرچیزی رو با برندش اشتباه بگیریم. این جا حکایت فتوشاپ بود. ولی دقت کنید این داستان رو با پودر ماشین لباس شویی هم داشتیم که به اسم برندش می‌شناسیم: تاید. همینطور درمورد پفک  که اسم برند بود و نه اسم کالا و همینطور شیرینی کروسان که با برند پچ پچ بین قسمتی از مردم شناخته شده.  یا بدتر از اون. ما بجای این که فکر کنیم یک کامپیوتر به سیستم عامل احتیاج داره، دچار این طرز تفکریم که یک کامپیوتر به ویندوز احتیاج داره. این اشتباه کردن ها و این نا-ساخت‌یافته فکر کردن ها خیلی اثرات بدی می‌تونن روی زندگیمون داشته باشن. یکیش همین که چنان به ویندوز وابسته شده جامعه‌ی ما که اگر یک روز مثلن ماکروسافت تصمیم بگیره به ویندوزهای بی‌شمار کرک شده‌ی مردم ایران دیگه سرویس نده، کشور واقعن آسیب می‌بینه. البته که این اتفاق هیچوقت نمی‌فته درمورد ویندوز و ایران (شاید توی یه مطلب دیگه درموردش نوشتم) اما درمورد مسایل کوچکتر می‌تونه آسیبهای هرچند کوچیک اما به هرحال بدی بزنه.