ترویج بی سوادی توسط بهاره رهنما

۱. امروز توی جمع دوستانه‌مون، یکی یه عکس از اینستاگرم بهاره رهنما – بازیگر تلوزیون – بهم نشون داد:

بهاره رهنما و ترویج بی سوادی و بی اعتنایی به امنیت

زیر عکس هم متن زیر نوشته شده بود:

ممنون از دوستانی که برنامه «هاتگرام» رو درست کردند ، در این روزهای فیلـترینگ تلگرام که خیلی ها کار و کاسبی شان با تلگرام است یا باید از عزیزانشان در خارج از کشور در ارتباط باشند ،هاتگرام گزینه بدون هزینه و بسیار خوبی است!پی نوشت: این روز ها که همه یک پا دایی جان ناپلئون شده ایم و به همه شک داریم،خیلی ها مایل به نصب این برنامه ها نیستند، چون معتقدند که کنترل میشوند، اما من معتقدم که اگر بنا به کنترل تلگرام باشد که کنترل تلگرام اصلی کار سختی نیست! به هر روی اگر مشکوکید که هیچ !اما اگر نیاز به دسترسی راحت به تلگرام بدون فیـلتر دارید بدلیل کار تان یا دسترسی به عزیزانتون من جدا هاتگرام رو توصیه میکنم https://goo.gl/upbT8U! پی نوشت دو: نصب رو گوشی های اندرویدی از کافه بازار و برای آی او اس از سیب اپ📌📌📌بنده چون بچه خارج از ایران دارم توصیه کردم و چون خیلی از دوستانم کارشون این روزها تحت شعاع فیلتـرینگ قرار گرفته ! منتهی شما اگر مشکلی داری که مهمه کنترل نشی و شک داری نصب نکن دوست عزیز🙏🏻

۲. این که یه سلبریتی بیاد و به فیلتـر شدن تلگرم واکنش نشون بده شاید چیز خوبی باشه. اما واکنش هوشمندانه و آگاهانه به این مسئله، تلاش برای از بین بردن مشکله، نه دور زدن قضیه و پاک کردن صورت سوال. خانم رهنما توی این مطلب مردم رو دعوت کرده به استفاده از نرم افزاری به اسم هات گرام که اون جور که از اسمش بر می‌اد، یکی از نسخه‌های غیر رسمی تلگرامه که یه جوری هم داره محدودیت‌های این روز‌ها رو دور میزنه(موقع انتشار این عکس، هنوز تلگرم فیلــتر بوده). عذر شخصی خودش رو هم مادر بودن و داشتن فرزند در خارج از کشور می‌دونه برای این کار و استفاده از هات گرام رو حلال این مشکل. البته جای سواله که چرا تنها کانال ارتباطی ایشون و فرزندش باید تلگرام بوده باشه و چرا از این همه مسنجر دیگه استفاده نکردن. این که خیلی مصرانه هم سعی دارن مردم رو به استفاده از این نرم افزار تحریک کنن و به معرفی بسنده نکردن، موضوع جالبیه. حتی لینک و همینطور جای مناسب برای دانلود رو هم معرفی کردن.

۳. این که ایشون در ازای پول یا هر چیزی بیاد و محصولی رو معرفی کنه، چیز عجیبی نیست. اما توی متن پاشو فراتر از گلیمش گذاشته و وارد حوزه‌ای شده که تخصص خودش نیست. درمورد امکان کنترل تلگرام حرف زده و آسون بودنش. از این ساده می‌گذریم. نصب نرم افزاری رو توصیه می‌کنه و تنها دلیل شک به اون – از نظر خودش – رو هم توجیه می‌کنه. این جا مشکل اصلیه. ناآگاهی از این که چرا نصب نسخه‌ی غیر رسمی از یه نرم افزار می‌تونه بد باشه برای یه شخص خیلی بده. وقتی این شخص این ناآگاهی رو ترویج هم بده، فاجعه‌س.

۴. نصب نرم افزار غیر رسمی تلگرام مشکل سازه. ما وقتی از نسخه‌ی رسمی استفاده می‌کنیم، می‌دونیم که از محتوای پیام‌هامون فقط ما خبر داریم، گیرنده‌ی پیاممون، واحتمالن توسعه‌دهندگان تلگرام. اما وقت استفاده از نسخه‌ی غیر رسمی، یه واسط هم اضافه میشه: کسی که این نسخه رو تولید کرده. اینجا مشکل اینه که ما به این شخص واسط نمی‌تونیم و نباید اعتماد کنیم. هیچ ایده ای نداریم کیه و از کجا اومده. ولی این همه‌ی مشکل نیست.
ما موقع نصب یه اپلیکیشن یک سری اجازه دسترسی رو تایید می‌کنیم. مثلن تلگرام اجازه داره به عکس‌ها و فیلم‌های ما، مخاطبای گوشی ما، موقعیت مکانی ما و خیلی چیزای دیگه دسترسی داشته باشه. این یعنی که مثلن تلگرام می‌تونه بدون اطلاع از ما یک کپی از شماره‌های ما داشته باشه یا بیاد و موقعیت ما رو ثبت کنه. خود تلگرام که اینا رو می‌دونه اصلن چیز خوبی نیست. زندگی ما رو می‌تونه عملن رصد کنه. اما استفاده‌ي ما از تلگرام حاصل یه اعتماد نسبی به این نرم افزاره. اعتماد به این که این یه بیزنس بلند مدت و با هویته و تکلیف ما در موردش معلومه و مهم تر از اون: احتمال این که این اطلاعات به طور مستقیم قرار نیست استفاده بشن.
اما وقتی پای برنامه ‌های متفرقه‌ی تلگرام میاد وسط: ما داریم این اجازه ها رو به کسی می‌دیم که چندان درآمد بالایی شاید نداشته باشه و وسوسه‌ی سوء استفاده از این اطلاعات می‌تونه یکی از محرک‌هاش برای تولید همچین نرم افزاری باشه. حاصل چیه؟ حاصل اینه که احتمالن مثلن یه جوون بیست و چهار پنج ساله توی شهر تهران، در هر لحظه از روز خبر داره که ما با کی حرف می‌زنیم، چی می‌گیم، کجا می‌ریم و… . اینا شاید مشکل سیاسـی نباشن، اما به هر حال تا حالا کم ندیدیم تهدید به افشای اطلاعات شخصی مردم رو. هرچقدر هم که ناحساس باشن، خیلی از ما دوست نداریم کسی ازشون چیزی بدونه. جدای از اینها کم نیستن کسایی که اطلاعات مهمی مثل حساب های بانکیشون رو از این راه به آشناها می‌رسونن و نباید کسی دستش به اینا برسه، بماند که خود این هم کار اشتباهیه.

۵. این که یه سلبریتی معروفه و پر هوادار، کاریش نمی‌شه کرد. این که این افراد در ۹۹ درصد موارد، شخصی در حد الگو بودن نیستن نمی‌شه کاریش کرد. اما این که افراد جامعه‌ بتونن تشخیص بدن که که صلاحیت داره توی چه موردی الگو باشه، چیز واجبیه. باید بتونیم تشخیص بدیم که مثلن محمدرضا گلزار می‌تونه الگوی ما توی لباس پوشیدن باشه، نه فرهنگ یا علی کریمی ورزشکار خوبیه، الگوی سیاسی نیست، یا این که بهاره رهنما توی بازیگر فیلم کمدی بودن(!) می‌تونه الگو باشه، نه مسائل مربوط به تکنولوژی. این نظر‌های نابجا شاید در نظر اول چندان مهم نب اشن، اما فراموش نکنیم که برای خیلی ها این نظرات، حکم دستور رو دارن(مثل نوجوون‌هایی که تتلو رو دنبال می‌کنن) . وقتی ما هم توی شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم این افراد رو و توده‌ی مخاطبانشون رو زیاد می‌کنیم، داریم بهشون مهر تایید می‌زنیم و احتمال دیده‌شدنشون رو بیشتر. بعدن درموردش بیشتر خواهم نوشت یقینن، اما فعلن: فکر نکنیم چون تتلو رو برای خندیدن دنبال می‌کنیم کار بدی نکردیم و موجهه. این طرز فکر کاملن پیش پا افتاده‌ایه.

 

— به دوگانگی زبانی متن بهاره رهنما دقت کنین. این شخص کتابخوانی رو هم سعی می‌کنه ترویج بده اما نمی‌تونه متنی بنویسه که یا مطابق زبان معیار باشه، یا محاوره. (البته شایدم متن رو کسایی دادن که می‌خواستن تبلیغ انجام بشه.

 

تایپ ده انگشتی برنامه نویس حرفه ای

۱. نکته‌ی جالبی که درمورد حرفه‌ای شدن اینه که برای حرفه‌ای شدن، لازم نیست کار جادویی و خارق‌العاده‌ای انجام بده آدم. شایدم لازم باشه ولی مهم‌تر از اون، رعایت نکات ریز و پیش‌پا افتاده‌س. درمورد برنامه‌نویسا مثلن، تایپ ده انگشتی. شاید مسخره بیاد ولی تایپ ده انگشتی واقعن یکی از چیزاییه که برای برنامه نویس، حتی از خیلی مهارت‌های تخصصی مهم‌تره. بی‌نهایت بار تا حالا برنامه‌نویسای خوب و خلاقی رو دیدم که درعین حال که خیلی توی تخصصشون خبره بودن، ولی توی تایپ کردن اونقدر مبتدی و ناشی به نظر میومدن که آدم، حتی درمورد مهارتاشونم شک می‌کرد.  انقدر سوتی می‌دادن توی تایپ، یا انقدر موقع نوشتن خیره بودن به کیبورد که هی یه سلسله کاراکتر اشتباه رو می‌نوشتن و بعد مجبور می‌شدن که همه رو پاک کنن و از اول بنویسن، یا رایج ترین حالتش این که خیلی کند بودن. یه بار با یکی از برنامه‌نویسایی که ۳  ۴ انگشتی تایپ می‌کرد، این نکته رو مطرح کردم، واکنشش این بود که چیزای مهم تری برای یادگرفتن داره و نمی‌تونه وقتشو پای این چیزا بزاره. یه بارم یکی دیگه گفت که تا مجبور نشه شروع به یادگرفتن چیزی نمی کنه و الان هم در وضع فعلی،‌ نیازی به این کار احساس نمی کنه. عجیب‌ترین مورد هم ادعا می‌کرد که می‌تونه فقط با دو تا انگشت اشاره، از هرکسی سریع‌تر تایپ کنه.  تایپ ده انگشتی واقعن ممکنه. اگر دست من بود به عنوان یه نکته اضافه می‌کردمش به کتاب 97 چیزی که هر برنامه نویس باید بداند.

تایپ ده انگشتی برای برنامه نویس

۲. تایپ ده انگشتی واقعن آسونه. توی دو خط می‌شه جا داد تایپ ده انگشتی رو.  روی کیبورد حروف ت و ب فارسی‌( جی و اف انگلیسی) یه برآمدگی خفیف دارن. این برای اینه که دست ما بتونه با لمس اونا رو پیدا کنه. دو تا انگشت اشاره ما باید روی این دو تا قرار بگیره. باقی انگشتا هم به ترتیب روی کلید‌های مجاور. به همین راحتی. هر انگشت فقط حرفی رو می‌نویسه که توی این حالت، روش قراره گرفته، به اضافه‌ی کلیدای بالا و پایین اون کلید اصلی. توی تصویر بالا هم اگر دقت کنید می‌شه جای قرار گیری انگشت‌های اشاره رو دید. همینطور، کلید‌هایی که قراره با یه انگشت فشرده بشن، با یه رنگ مشترک مشخص شدن.

۳. برای یادگرفتن تایپ انگشتی کافیه یه متن ۲۰۰ کلمه‌ای رو بنویسید تا جای دکمه‌ها حفظتون بشه. یکی دو هفته هم اگر خودتون رو ملزم به ده انگشتی تایپ کردن کنید، بعد از اون حتی تصور استفاده از کمتر از ۹ انگشت برای تایپ کردن،‌ غیر ممکن می‌شه. سایتای زیادی هم برای یادگرفتن تایپ ده انگشتی هستن. فقط کافیه به انگلیسی گوگل کنید: Ten finger typing. یا مثلن به عنوان نمونه یه نگاهی به تایپینگ آکادمی بندازید که حروف کیبورد رو دونه دونه براتون میاره برای تایپ تا حفظ شدن جای حروف هم براتون راحت تر بشه. یه سایت دیگه هم هست به اسم تایپینگ با دومین خیلی بجای آی‌او که تایپ کردن رو مخصوص برنامه نویس ها یاد می‌ده و تمرین‌های باحالی هم برای کمک کردن به سریع شدن تایپ کردن داره.