من رسید نخواستم

۱. کافه بازار رو که دیدین حتمن. باهاش می‌شه اپلیکیشن‌های اندروید رو دانلود کرد. یعنی درواقع جایگزین گوگل پلی در مواقع تحریم و فیلتر. همون اول که بازش می‌کنین بهتون خبر می‌ده که کافه بازار جدید منتشر شده. این چیز جدیدی نیست. خیلی از اپ‌ها به یوزر‌هاشون خبر می‌دن. ولی درمورد کافه‌بازار: درواقع همون آن کافه‌بازار جدید دانلود می‌شه روی اسمارتفون شما. و اگرهم امکانش بود، یقینن خودش مستقیم و بدون حتی خبر دادن به صاحب گوشی، نصب هم می‌کرد کافه‌بازار جدید رو. این رو می‌شه نقض حریم شخصی، نقض حقوق کاربر،‌سوء استفاده از دسترسی‌هایی که داره و بدتر از همه بی احترامی به کاربر تلقی کرد. تا حالا به این فکر کردین که چه شما با وای‌فای کانکت شده باشید و چه با اینترنت سیمکارتتون،‌کافه بازار به هیچ اعتنایی شروع به استفاده از اینترنت شما می‌کنه و اصلن محدودیت‌های احتمالی شما رو در نظر نمی‌گیره؟

bazaar-logo-and-logotype

۲. رسید یه برنامه‌ جدیده که توسط همون تیم کافه بازار تولید شده، مثل دیوار. رسید برای پرداختن کرایه تاکسیه. از اینایی که مشابهاش دارن دو رقمی می‌شن توی تهران،‌ و البته خود رسید هم شروع کننده قضیه نیست، صرفن روی موج سوار شده. من رسید رو دانلود نکردم. نیازی بهش ندارم. ولی کافه‌بازار رو دانلود کردم بنا به دلایل واضح. شوک: من رسید رو هم دارم. توی اپ کافه‌بازار، اون بالا سمت راست، لوگوی رسید رو می‌بینید‌ (مثلن قرار بوده شبیه حرف ر باشه). اولین بار که دیدمش برام عادی بود. خب بازار جای دانلود اپلیکیشنه و از اونجایی که رسید هم واسه خودشونه، داره براش تبلیغ ویژه می‌کنه. ولی وقتی روش کلیک(تپ) کردم، خود رسید باز شد، نه صفحه‌ي دانلود یا معرفی. خود اپلیکیشن رسید،‌ روی گوشی من، آماده برای کار.

resid

۳. کم نبودن استارت‌آپ‌ها و شرکت‌هایی که بعد از موفقیت توی یه کار، رفتن سراغ چیزای جدید. و خب توی این چیزای جدید از اعتبار و شهرت و سرمایه‌ای که حاصل کار قبلی بود، استفاده کردن. این که صفحه‌ اول کافه بازار، تبلیغ رسید رو ببینیم خیلی چیز عادی‌ایه. دارن از امکاناتشون برای معرفی محصول جدید خودشون استفاده می‌کنن دیگه. ولی این‌که بیان و بدون اجازه‌ من اپلیکیشنشونو روی گوشی ‌من نصب کنن، یقینن کار درستی نیست. عمق فاجعه: وقتی خواستم از رسید سوییچ کنم به یه اپ دیگه، یه چیز وحشتناک تر متوجه شدم. رسید درواقع قسمتی از اپ کافه بازار نیست که من به میل خودم نصبش کردم. رسید یه اپ کاملن مجزاس و توی لیست برنامه‌های باز گوشی من، رسید و بازار کاملن از هم جدا بودن. متوجه منظورم هستید؟ یه اپ بدون خواست من نصب شده روی گوشی، و از دید من پنهون شده،‌ و تنها راه باز کردنش (توسط من)‌ از راه اپ بازاره. از نقض حریم شخصی‌(با وقاحت تمام) که بگذریم،‌ این رو هم در نظر بگیرید که از اونجایی که با دو تا اپ کاملن مستقل از هم طرفیم، و از اونجایی که من – به عنوان یه کاربر عادی و نه چندان آگاه از مسایل فنی – هیچ جوره خارج از کافه بازار نمی تونم رسید رو پیدا کنم، وقتی کافه بازار رو پاک کنم چی می‌شه؟ رسید هم پاک می‌شه یا سر جاش می‌مونه؟ چجوری می‌تونم بفهمم؟

۴. کافه‌بازار یکی از شرکت‌های جالب ایرانه. تبلیغات زیادی روی محیط کاریشون می‌کنن. واقعن هم چیزهایی که من دیدم و شنیدم، جذاب می‌کنه کارکردن برای این شرکت رو. متخصص‌های خوبی دارن. حداقل یکی از برنامه‌نویس‌هاشون که من از نزدیک دیدم، جزو خبره‌ها و با دیسیپلین‌هایی بود که تا خالا دیدم. ولی دیدن همچین رفتاری از شرکتی که داره جلوه‌ی خوب و چشم‌ربایی به کارکردن در حیطه نرم‌افزار و تکنولوژی می‌ده، واقعن ناامید کننده‌س.

۵. یقینن اولین کاری که بعد از نوشتن این متن می‌کنم، پاک کردن کافه بازاره.  تردیدی نیست که وقتی بدون اجازه‌ی من اقدام به نصب کردن برنامه‌‌ی خودشون می‌کنن، نباید به هیچ وجه بهشون اعتماد کرد.

دانلود غیر‌قانونی تنها راه دور‌زدن تحریم‌ها نیست و خیلی از مشکل‌ها فقط و فقط با صحبت کردن حل می‌شه!

۱. ما توی ایران زندگی می‌کنیم و  راهی برای قانونی تهیه کردن فیلم‌ها و موزیک‌ها و کتاب‌هایی که بهشون علاقه داریم نداریم. البته منظورم اوناییه که توی بازار‌های جهانی منتشر می‌شن. عادت هم کردیم که بریم و از راه غیرقانونی این‌جور چیز‌ها رو دانلود کنیم. اکثر فیلم‌های قابل اعتنا رو از سایت‌های ایرانی خیلی راحت می‌شه تهیه کرد و در مورد موزیک هم سایت‌های خارجی کم نیستن که بشه ازشون تقریبن هرچیزی که می‌خوایم رو دانلود کنیم. درمورد کتاب یکم قضیه سخت‌تره ولی به‌هرحال برای اون هم چاره هست.

dual-core-cover

۲. چند هفته پیش با یه بند رپ آشنا شدم به اسم Dual Core که محتوای کارشون خیلی بکر و جالب بود. دو تا گیک که به رپ هم علاقه دارن اومدن و یه سری موزیک که محتواش بیشتر حول تکنولوژی و کامپیوترها و اینجور چیز‌ها می‌گذره تولید کردن. تونستم چندتا از کارهاشون رو توی یوتیوب پیدا کنم. ولی وقتی که رفتم پی دانلود آلبوم هاشون، به جایی نرسیدم. توی سایت‌های دانلود ایرانی و خارجی هیچ اثری ازشون نبود. دلیلشم این بود که این بند به‌خاطر محتوای خاصی که کاراشون داره زیاد معروف نیستن. این اتفاق درمورد کتاب‌ها خیلی رایجه، اما تقریبن اولین باری بود که در جستجوی موزیک به بن‌بست رسیده بودم.

۳. چیزی که به سرم زد این بود که مسئله رو با خودشون در میون بذارم. ایمیلشون رو پیدا کردم و بهشون یه ایمیل زدم تقریبن با این محتوا:

به تازگی با کاراتون آشنا شدم و خیلی برام جذاب بوده. متاسفانه من توی ایران زندگی می‌کنم و راهی برای خریدن کارای شما ندارم. ممنون می‌شم راهی بهم نشون بدین که بتونم با وجود این شرایط، کارهاتون رو تهیه کنم.

بعد از ۶ روز ازشون یه ایمیل برام اومد:

dual-core-email

ترجمه‌ی جوابشون تقریبن این می‌شه:

سلام رضا!

ممنون که موزیکمونو گوش کردی. از شنیدن سختی‌های پرداخت آنلاین توی ایران متاسفم (تاسفشون از نوع هم‌دردیه و نه ملامت). من طرفدار ASIS CTF ایران هستم‌ و چند تا هم دوست خانوادگی اونجا دارم(شیراز). اینا چندتا کد‌ان برای دانلود آلبوم های ما. احیانن اگر روزی بیت‌کوین بدست آوردی و اگر دلت خواست، ما دونیت‌ها رو از این لینک دریافت می‌کنیم: [لینک دونیت]. از آلبوم‌ها لذت ببر 🙂

من الان بدون پرداخت هزینه، بدون زیرپا گذاشتن قانون، بدون دردسر برای پیدا کردن لینک دانلود توی سایت‌های بی‌سر‌و‌ته، و در کل خیلی راحت می‌تونم تمام آلبوم‌های این بند رو دانلود کنم.

۴. یک مسئله که ظاهرن به بن‌بست رسیده بود،  بدون هیچ کشمکش و دردسری حل شد. کار خاصی هم انجام نشد و وقت زیادی هم از کسی نگرفت. تنها خرج قضیه یه ایمیل از طرف من و بیان کردن مشکل بود و یه جواب از طرف اونها شامل راهی برای دانلود کردن کارها بدون نیاز به پرداخت. اتفاقی که افتاده اینه که ما آدم‌ها – یا حداقل من- خیلی وقت‌ها اولین راه‌حل ممکن برای حل مساءل – یعنی گفت‌گو- رو به راحتی فراموش می‌کنیم. خیلی وقته که حاضریم هرجور سختی و دردسری رو به جون بخریم اما از صحبت کردن اجتناب کنیم. یادمون می‌ره که خیلی از مشکل‌ها رو می‌شه به همین سادگی رفع کرد و از خیلی مشکل‌ها هم می‌شه جلوگیری کرد. منظورم فقط این مسءله‌ی دانلود کردن نیست. منظورم همه‌ی زندگیمونه. فکرشو بکنین، چقدر مشکلات کمتری داشتیم اگر بجای انتخاب کردن راه سخت، با همدیگه درمورد مشکلمون صحبت می‌کردیم.

۵. یه نکته‌ی فرعی جواب Dual Core هم این بود که به من پیشنهاد دادن که اگر خواستم با بیت‌کوین از خجالتشون دربیام. این هم یکی از ویژگی‌های گیک هاست که همیشه یه راهکار واسه هر مشکلی توی چنته دارن. بیت‌کوین یه‌جور پول الکترونیکیه که چند سالیه سر و کله‌ش پیدا شده. هرچند دولت و حکومت خاصی ازش حمایت نمی‌کنi – و حتی اکثر دولت‌ها باهاش مخالفن- اما تونسته توی دنیای دیجیتال خودشو به عنوان یه ارز معتبر جا بندازه.

۶. دنیای دیجیتال قدمت چندانی نداره و هنوز خیلی از شگفتی‌هاش رو ندیدیم. هنوز هم خیلی از رفتار‌های ما توی این دنیا، تکرار همون رفتارهاییه که توی دنیای واقعی داریم از خودمون نشون می‌دیم، درحالی که می‌شه توی این دنیای متفاوت، جور متفاوتی از زندگی رو تجربه کرد. می‌تونیم با یه آدم اون‌سر زمین، مشکلمونو درمیون بذاریم و اونم کاملن منطقی بهمون واکنش نشون بده و کمکمون کنه، چون اونم مثل ما یه آدمه و فقط این وسیله‌ی واسطه که از جنس آهنه. هرچند دلیل برای بدبینی زیاده، اما خوبه که با خوشبینی به بعضی چیزا نگاه کنیم. من که خوشبینم و الان هم دارم از گوش دادن به موزیکی که حرفش رو بالاتر زدم لذت می‌برم.

 

  • در مورد این بند و این نوع موزیک بعدن حتمن خواهم‌نوشت. فعلن می‌تونین اینجا درموردشون بخونین.
  • برای بیشتر دونستن درمورد بیت‌کوین، ویکیپدیای فارسی و انگلیسی شروع خوبی می‌تونه باشه.
  • ASIS CTF که توی ایمیل Dual Core بهش اشاره شده بود یه مسابقه تو زمینه‌ی امنیت سایبریه.