برچسب: فرهنگ

۱. توی فضای مجازی آزادی هست. ولی معنی آزادی این نیست که هرجور خواستیم رفتار کنیم. درسته که واسه‌ی چت کردن ما توی قانون‌اساسی چیزی نیومده. ولی این دلیل نمی‌شه که هر کاری که به ذهنمون رسید انجام بدیم. و یا بدتر از اون: دنیای مجازی رو با دنیای واقعی اشتباه نگیریم. درسته که ما همون آدماییم. ولی نباید همونجوری رفتار کنیم…

ادامه این نوشتهپیش‌پا افتاده‌ترین بدیهیات زندگی اجتماعی دیجیتال رو رعایت کنیم… ای کاش…!

۱. من توی تمام این سال‌ها اسمارت‌فونی نداشتم. این قضیه همیشه تعجب‌برانگیز بوده برای همه. چیزی که دیدم این بود که برای آدم‌های این قرن دیدن جوونی که تلفن هوشمند نداره غیرقابل درکه. مخصوصن برنامه‌نویسی که موبایل به‌روز نداشته باشه خیلی عجیبه. اونم کسی که هرچند کوتاه، اما به هر حال قسمتی از زندگی‌شو برنامه‌نویس اندروید بوده!!! حالا دقیق بعد از گذشت…

ادامه این نوشتهاسمارت‌فون نداشتن

۱. یه برنامه‌نویس جوان دعوت شده تا یه کار جالب بکنه: تست تورینگ رو روی یه ربات انجام بده. تست تورینگ رو آلن تورینگ طراحی کرده تا باهاش کیفیت هوش مصنوعی رو بشه سنجید. تست تورینگ خلاصه‌ش اینه: یه آدم باید با یه ماشین/آدم وارد گفتگوبشه. این آدم نمی بینه که داره با ماشین حرف می‌زنه یا آدم و درواقع باید قضاوت…

ادامه این نوشتهاکس-ماشینا؛ من می‌خوام تو رو فریب بدم!

۱. اوایل کتاب دکتر به بیمارش (یعنی شخصیت اصلی داستان) می‌گه که: “بی‌خوابی فقط یه نشونه‌س، برو ببین درد واقعیت چیه!” و خب داستان فایت کلاب همینه. یه مرد تقریبن سی ساله که دچار اینسامنیا شده و داره دست و پا می زنه که یه درمون واسه خودش پیدا کنه. این وسط از یه طرف سر از انجمن های همدردی سرطانیا درمیاره…

ادامه این نوشتهلطفن منو بزن، محکم، هرجا دلت خواست!

۱. توی تهران هروقت برف و بارون می‌باره، تاکسی کمیاب می‌شه. اونایی که گذری سوار می‌کردن سوار نمی‌کنن تا ماشین‌شون تمیز و خشک بمونه و اونایی هم که منبع درآمد اصلیشون مسافرکشیه، به طمع دربستی سوارکردن می‌افتن و به روال معمول مسافر نمی‌زنن. ۲. این روزها که اسنپ و تپسی به تقلید از اوبر توی تهران دارن فعالیت می‌کنن این طمع راننده‌ها…

ادامه این نوشتهبرف در تهران و نسل جدید حمل و نقل عمومی

۱. سر کلاس بودیم. چند‌تا از دانشجو‌ها با هم صحبت داشتن می‌کردن. واکنش استاد این بود: اگه با هم کار دارین لطفن صحبت نکنین. اگه مهمه به هم تکست بدین. این خلاف اون چیزیه که تقریبن همه‌ی استادهای دانشگاه می‌پسندن. استفاده از موبایل سر کلاس رو اکثرن بی‌ادبی حساب می‌کنن. اما استاد درس مهندسی نرم‌افزار۲ ما یکم موضعش متفاوته. ۲. سر همین…

ادامه این نوشتهاسمارت‌فون سر کلاس درس

۱. دیدین از این وانت نیسان آبی‌ها چقدر بد می‌گن؟ بد که نمی‌گن درواقع. شهرت بدی دارن. شوخیش اینه که حق تقدم همیشه با نیسان آبیه. جدیش این‌جوریه:‌ کسایی که پشت وانت می‌شینن، مخصوصن نیسان‌آبیا، هیچ چیزی از فرهنگ رانندگی نمی‌دونن و بدون هیچ توجه و احتیاطی رانندگی می‌کنن. هروقت به اینا رسیدی بهشون راه بده که مشکل پیش نیاد واسه خودت.…

ادامه این نوشتهوانت‌نیسان آبی

۱. اول دسامبر روز جهانی ایدزه. قبلن نوشته بودم که این مسائلی که روز به اسمشون زده می شه توی تقویم خیلی وضعیت تلخ و وحشتناکی باید داشته باشن تا تایید صلاحیت بشن. بهتره درمورد ایدز و شرایط انتقال و خطراتش، پزشک ها بنویسن و ما فقط اطلاع رسانی کنیم. ۲. یکی از رسم های دنیا برای این روز، بستن یه ربان…

ادامه این نوشتهبیماریِ زخمیِ فرهنگِ بد

۱. از قرار معلوم هفت روزی از روزهای آخر آبان رو هفته ی کتابخوانی اسم گذاشتن (بعضی ها هم بهش می گن هفته ی گرامی داشت کتاب). شاید نامردی باشه توی این بلبشو، به این مناسبت غریب افتاده – یکی از معدود مناسبت هایی که رنگ و بویی از فرهنگ داره- هم بپریم. ولی خب به نظرم از کنارش ساده رد شدن…

ادامه این نوشتهکتاب بخون، برات خوبه