وقتی با ۱۱۰ تماس گرفتم به هلال احمر وصل شد

۱. امروز بخاطر یه مسءله با ۱۱۰ تماس گرفتم. درمورد مسءله جلوتر می‌گم. ولی قبلش اتفاق جالب‌تری افتاد. وقتی شماره‌ی ۱۱۰ رو گرفتم، در کمال ناباوری متوجه شدم که با هلال احمر تماس گرفتم. یه بار دیگه این کار رو کردم. و نتیجه مشابه بود. دفعه‌ی سوم تصمیم گرفتم با همون هلال احمر درمیون بذارم مشکل رو، با این تصور که شاید اون پیغام ضبط شده داره اشتباه پخش می‌شه و درواقع من همچنان با پلیس طرفم.

۲. وقتی که داخلی مربوط رو زدم و به اپراتورشون وصل شدم، آقای اپراتور بدون هیچ مکثی ازم پرسید که من با کجا تماس گرفتم(!). وقتی بهش گفتم پلیس، بدون درنگ بهم گفت که قطع کنم و دوباره تماس بگیرم و اگه دوباره همین اتفاق افتاده بود، گوشیم رو یه بار خاموش و روشن کنم. خاموش و روشن کرم تلفنم رو و تماس گرفتم و مشکل همچنان پا برجا بود. این رو با ۳ تا خط متفاوت موبایل از سه تا اپراتور متفاوت امتحان کردم و حاصل هیچ تغییری نکرد. در آخر، وقتی با تلفن ثابت ۱۱۰ رو گرفتم، تازه اون موقع بود که واقعن به پلیس رسیدم.

۳. راه حلی که اپراتور هلال احمر بهم داد خیلی جالب بود. درواقع از این جواب سریع برمیاد که این اتفاق نه تنها دفعه‌ی اول نیست که رخ می‌ده،‌ بلکه مدت زیادی هم از پیدا شدن این مشکل می‌گذره، ولی همچنان هیچ عملی انجام نشده برای حلش.

۴. می‌شه درمورد علت این اختلال حدس‌هایی زد. توی خیلی جاها، شماره‌های ۱۱۲ و ۹۱۱ شماره‌های تماس اضطراری ان و حتی با گوشی‌های موبایل قفل شده و حتی بدون سیم‌کارت هم می‌شه با این شماره ها تماس گرفت. از طرفی توی ایران شماره‌ی ۱۱۰ برای پلیسه و ۱۱۲ برای هلال احمر. این تداخل یا باید از طرف سازنده‌های موبایل ( و درواقع سیستم‌عامل) باشه، یا اپراتور‌های موبایل، یا مخابرات و درآخر – هرچند احتمالش خیلی کمه- خود پلیس و هلال احمر.

۵. مورد من اصلن اضطراری نبود. اما یقینن توی موارد اضطراری که سرعت عمل هم اهمیت داره، این اختلال می‌تونه به شدت خسارت‌بار باشه. این رو احتمالن با چندنفر درمیون می‌ذارم و حاصلش رو هم اینجا می‌ذارم. قبلن هم ‌توی این بلاگ در این مورد نوشتم که خیلی وقت‌ها دلیل حل نشدن مشکلاتمون اینه که هیچ وقت به خودمون زحمت نمی‌دیم بیانشون کنیم. توی این مورد هم هرچند خنده‌دار به نظر می‌اد، احتمالش کم نیست که دلیل پابرجا بودن این مشکل، این باشه که تا حالا هیچ کس اونو گزارش نداده.

دانلود غیر‌قانونی تنها راه دور‌زدن تحریم‌ها نیست و خیلی از مشکل‌ها فقط و فقط با صحبت کردن حل می‌شه!

۱. ما توی ایران زندگی می‌کنیم و  راهی برای قانونی تهیه کردن فیلم‌ها و موزیک‌ها و کتاب‌هایی که بهشون علاقه داریم نداریم. البته منظورم اوناییه که توی بازار‌های جهانی منتشر می‌شن. عادت هم کردیم که بریم و از راه غیرقانونی این‌جور چیز‌ها رو دانلود کنیم. اکثر فیلم‌های قابل اعتنا رو از سایت‌های ایرانی خیلی راحت می‌شه تهیه کرد و در مورد موزیک هم سایت‌های خارجی کم نیستن که بشه ازشون تقریبن هرچیزی که می‌خوایم رو دانلود کنیم. درمورد کتاب یکم قضیه سخت‌تره ولی به‌هرحال برای اون هم چاره هست.

dual-core-cover

۲. چند هفته پیش با یه بند رپ آشنا شدم به اسم Dual Core که محتوای کارشون خیلی بکر و جالب بود. دو تا گیک که به رپ هم علاقه دارن اومدن و یه سری موزیک که محتواش بیشتر حول تکنولوژی و کامپیوترها و اینجور چیز‌ها می‌گذره تولید کردن. تونستم چندتا از کارهاشون رو توی یوتیوب پیدا کنم. ولی وقتی که رفتم پی دانلود آلبوم هاشون، به جایی نرسیدم. توی سایت‌های دانلود ایرانی و خارجی هیچ اثری ازشون نبود. دلیلشم این بود که این بند به‌خاطر محتوای خاصی که کاراشون داره زیاد معروف نیستن. این اتفاق درمورد کتاب‌ها خیلی رایجه، اما تقریبن اولین باری بود که در جستجوی موزیک به بن‌بست رسیده بودم.

۳. چیزی که به سرم زد این بود که مسئله رو با خودشون در میون بذارم. ایمیلشون رو پیدا کردم و بهشون یه ایمیل زدم تقریبن با این محتوا:

به تازگی با کاراتون آشنا شدم و خیلی برام جذاب بوده. متاسفانه من توی ایران زندگی می‌کنم و راهی برای خریدن کارای شما ندارم. ممنون می‌شم راهی بهم نشون بدین که بتونم با وجود این شرایط، کارهاتون رو تهیه کنم.

بعد از ۶ روز ازشون یه ایمیل برام اومد:

dual-core-email

ترجمه‌ی جوابشون تقریبن این می‌شه:

سلام رضا!

ممنون که موزیکمونو گوش کردی. از شنیدن سختی‌های پرداخت آنلاین توی ایران متاسفم (تاسفشون از نوع هم‌دردیه و نه ملامت). من طرفدار ASIS CTF ایران هستم‌ و چند تا هم دوست خانوادگی اونجا دارم(شیراز). اینا چندتا کد‌ان برای دانلود آلبوم های ما. احیانن اگر روزی بیت‌کوین بدست آوردی و اگر دلت خواست، ما دونیت‌ها رو از این لینک دریافت می‌کنیم: [لینک دونیت]. از آلبوم‌ها لذت ببر 🙂

من الان بدون پرداخت هزینه، بدون زیرپا گذاشتن قانون، بدون دردسر برای پیدا کردن لینک دانلود توی سایت‌های بی‌سر‌و‌ته، و در کل خیلی راحت می‌تونم تمام آلبوم‌های این بند رو دانلود کنم.

۴. یک مسئله که ظاهرن به بن‌بست رسیده بود،  بدون هیچ کشمکش و دردسری حل شد. کار خاصی هم انجام نشد و وقت زیادی هم از کسی نگرفت. تنها خرج قضیه یه ایمیل از طرف من و بیان کردن مشکل بود و یه جواب از طرف اونها شامل راهی برای دانلود کردن کارها بدون نیاز به پرداخت. اتفاقی که افتاده اینه که ما آدم‌ها – یا حداقل من- خیلی وقت‌ها اولین راه‌حل ممکن برای حل مساءل – یعنی گفت‌گو- رو به راحتی فراموش می‌کنیم. خیلی وقته که حاضریم هرجور سختی و دردسری رو به جون بخریم اما از صحبت کردن اجتناب کنیم. یادمون می‌ره که خیلی از مشکل‌ها رو می‌شه به همین سادگی رفع کرد و از خیلی مشکل‌ها هم می‌شه جلوگیری کرد. منظورم فقط این مسءله‌ی دانلود کردن نیست. منظورم همه‌ی زندگیمونه. فکرشو بکنین، چقدر مشکلات کمتری داشتیم اگر بجای انتخاب کردن راه سخت، با همدیگه درمورد مشکلمون صحبت می‌کردیم.

۵. یه نکته‌ی فرعی جواب Dual Core هم این بود که به من پیشنهاد دادن که اگر خواستم با بیت‌کوین از خجالتشون دربیام. این هم یکی از ویژگی‌های گیک هاست که همیشه یه راهکار واسه هر مشکلی توی چنته دارن. بیت‌کوین یه‌جور پول الکترونیکیه که چند سالیه سر و کله‌ش پیدا شده. هرچند دولت و حکومت خاصی ازش حمایت نمی‌کنi – و حتی اکثر دولت‌ها باهاش مخالفن- اما تونسته توی دنیای دیجیتال خودشو به عنوان یه ارز معتبر جا بندازه.

۶. دنیای دیجیتال قدمت چندانی نداره و هنوز خیلی از شگفتی‌هاش رو ندیدیم. هنوز هم خیلی از رفتار‌های ما توی این دنیا، تکرار همون رفتارهاییه که توی دنیای واقعی داریم از خودمون نشون می‌دیم، درحالی که می‌شه توی این دنیای متفاوت، جور متفاوتی از زندگی رو تجربه کرد. می‌تونیم با یه آدم اون‌سر زمین، مشکلمونو درمیون بذاریم و اونم کاملن منطقی بهمون واکنش نشون بده و کمکمون کنه، چون اونم مثل ما یه آدمه و فقط این وسیله‌ی واسطه که از جنس آهنه. هرچند دلیل برای بدبینی زیاده، اما خوبه که با خوشبینی به بعضی چیزا نگاه کنیم. من که خوشبینم و الان هم دارم از گوش دادن به موزیکی که حرفش رو بالاتر زدم لذت می‌برم.

 

  • در مورد این بند و این نوع موزیک بعدن حتمن خواهم‌نوشت. فعلن می‌تونین اینجا درموردشون بخونین.
  • برای بیشتر دونستن درمورد بیت‌کوین، ویکیپدیای فارسی و انگلیسی شروع خوبی می‌تونه باشه.
  • ASIS CTF که توی ایمیل Dual Core بهش اشاره شده بود یه مسابقه تو زمینه‌ی امنیت سایبریه.

مشکل مایکروسافت چیه؟

۱. مایکروسافت قسمت مهمی از زندگی دیجیتال اکثریت مردم دنیاست. کاربرای زیادی با رضایت تمام دارن از محصولات این شرکت و مهم ترینشون، ویندوز استفاده می کنن اما خیلی‌ها از ضرر هایی که این سیستم عامل بهشون زده خبر ندارن. ترجیح دادم به جای نوشتن مطلب، شبه-مقاله ای رو ترجمه کنم که خیلی خوب این مسءله رو باز کرده. در انتهای مطلب هم چند موردی رو که حس کردم باید اضافه بشن، نوشتم.

۲. مشکل مایکروسافت چیه؟

windows_users

قبل از هر چیزی بذارید مطمءنتون کنم که این یه مقاله ی ضد مایکروسافتی نیست که بخواد سوء استفاده های انحصار طلبانه، پتنت های نرم افزاری، رفتار غیررقابتی یا هرچیز دیگه ی اونا رو بکوبه. نه!‌مشکل اصلی با مایکروسافت خیلی بدتره. مشکل کاربراییه که اونا تربیت می کنن.

برای توضیحش بیاین یه چندسالی برگردیم عقب. یه نگاهی بندازیم به کامپیوتر های اورجینال(!). با سخت افزار حجیم و خشکشون اتاق رو پر می کردن و فقط به درد ریاضیدان های خیلی باهوش می خوردن. بعدش مایکروچیپ و مودم و آی بی ام و مایکروسافت اومدن. ناگهان ما اینترنت داشتیم. اینترنت متنمحور بود و شما باید نسبتن عالم کامپیوتر (خوره خودمون) می بودین تا بتونین ازش استفاده کنین.

بعدش ویندوز اومد. آیکن های خوشگل و منو های ساده داشت و کامپیوترو همگانی کرد. برای استفاده ازش نیازی به چند سال آموزش نبود، فقط موس رو تکون می دادین و روی آیکونی که می خواستین کلیک می کردین. هر کسی می تونست این کارو انجام بده.

همه هم این کارو کردن. حتی الان، بعد از گذشت چند سال کسی که هیچ وقت از کامپیوتر استفاده نکرده می تونه بشینه پشت یه کامپیوتر ویندوزی و توی اینترنت بچرخه، بدون آموزش یا فهمیدن. فارغ از این که چه موضعی نسبت به مایکروسافت دارین، باید اعتراف کنین ویندوز رابط کاربری گرافیکی به شدت آسونی داره.

احتمالن این بزرگترین نقطه قوت مایکروسافت توی این سالها بوده. اونا به شما کامپیوتری می دن که تقریبن بلافاصله می تونین ازش استفاده کنین. بی نیاز از هر دانشی. این مسءله البته بزرگترین ضعف اونا رو هم باعث شده، و برای دنیا هم مشکلات زیادی به بار آورده.

من اولین بار سال ۱۹۹۵ وارد اینترنت شدم. اون زمان اسپم هنوز مشکل ناشناخته ای بود، اما نامه های زنجیره ای(منظور همون ایمیل هاییه که هر کس بعد از خوندن برای چند نفر دیگه فوروارد می کنه) نسبتن رایج بودن. یه مورد خیلی رایج بود که می گفت:

مایکروسافت داره این ایمیل رو با یه نرم افزار هوشمند جدید رصد می کنه . این رو برای تعداد زیادی آدم فوروارد کنین و اونا برای این که بهشون در تست نرم افزار کمک کردین مبلغی رو بابت تشکر می دن.

اولین بار که این ایمیل رو گرفتم صورتم در هم رفت و دقیق تر نگاه کردم. یه متن ساده بود، بدون هیچ ضمیمه ای، تیتر هامعمولی بودن، هیچ نرم افزاری دخیل نبود. هیچ جور نمی شد تکثیر شدن این ایمیل رو رصد کرد. این ایمیل رو پاک کردم.

اما باز هم دریافت کردمش، و باز هم، و باز هم. هنوز هم هر از گاهی برام میاد. چرا؟ چون اون بیرون مردمی هستن که اطلاعاتشون اونقدر نیست که بفهمن این ایمیل چیزی جز یه دروغ نیست. چون نمی دونن ایمیل ها چجور کار می کنن(!). نمی دونن چجوری تشخیص بدن که آیا نرم افزاری به ایمیل ضمیمه شده یا نه. نمی دونن که نرم افزاری که با ارسال ایمیل، خودکار اجرا بشه، چیزیه که دنیا خیلی وقته تلاش می کنه تا اونو غیر ممکن کنه. نمی دونن که مایکروسافت هیچ دلیلی (و هیچ نیازی) نداره که ببینه یه ایمیل چجوری پخش می شه. تنها چیزی که این آدما می دونن اینه که براشون هیچ خرجی نداره که محض محکم کاری این ایمیل رو فوروارد کنن تا اگه احیانن این قضیه درست بود یکم پول گیرشون بیاد… و این ایمیل همچنان پخش می شه.

شاید فکر کنین خطری نداره که. صرفن هر از گاهی چند تا ایمیل احمقانه. خب اینجاس که شدت این بیخطری کم می شه: بیشتر از ۸۰ درصد اسپم هایی که دریافت می کنین از کامپیوتر شخصی یه کاربر ویندوز از همه جا بی خبر برای شما ارسال شده. این بد نیست؟

بین دوستا و همکارا من اون آدمی ام که وقتی مشکل کامپیوتری دارن می رن سراغش. یه سری سوال هست که کاربرای ویندوز بار ها می پرسن. مثلن:
آیا من به آنتی ویروس نیاز دارم؟
فایروال‌ (دیوار آتش) چیه؟
آیا واقعن نیازه که من آپدیت ها رو نصب کنم؟‌خیلی طول می کشه دانلودشون.
چرا این فایل ناشناسی که توی ایمیلی که یه آدم ناشناس برام فرستاده کار نمی کنه وقتی کلیک می کنم روش؟

این سطحی از دانشه که من عادت کردم از کاربر ویندوز توقع داشته باشم. خیلی گنگ می دونن که آنتی ویروس چیز خوبیه و باید داشته باشن. و اطلاعاتشون همین جا به ته می رسه. هر فایلی که براشون ارسال می شه رو باز می کنن، هر نرم افزاری رو دانلود می کنن، و ساعت ها توی اینترنت می چرخن بدون این که هیچ نرم افزار محافظی داشته باشن.

متاسفانه خیلی از نرم افزار هایی که ناخواسته نصب می کنن، فقط ویروس نیستن، بد افزارن: نرم افزاری که بدون این که متوجه باشن خرابکاری می کنه. می تونه همه ی کلید هایی که فشار می دن رو ذخیره کنه و پسورد ها و اطلاعات کارت اعتباریشون رو بده دست کسی که اون بد افزار رو نوشته. یا این که بعد از یه مدت فقط متوجه بشن که کامپیوترشون کند شده.

اگر نرم افزاری با دسترسی مدیر(همون روت و ادمین خودمون) روی کامپیوتر ویندوزی نصب بشه، مطلقن قادره هرکاری که خواست بکنه. در این موقعیت کامپیوتر شما زامبی حساب می شه، چون دیگه کامپیوتر شما نیست: داره توسط یه نفوذگر کنترل می شه. و نه شما. و دو کاربرد خبیثانه ی عمده داره:
از کامپیوتر شما به کامپیوتر های دیگه حمله می کنه تا بد افزار رو پخش کنه
شروع به اسپم فرستادن به دنیا می کنه

فقط کاربر از همه جا بی خبر بدشانس که داره بدافزار رو اجرا می کنه نیست که زجر می کشه: همه زجر می کشن. تخمین زده شده که به زودی اسپم هایی که فرستاده می شه تعدادش از ایمیل های واقعی و پاکی که فرستاده می شه بیشتر بشه. و این فقط به این دلیل ممکنه که اسپم ها از کامپیوتر شخصی کاربر از همه جا بی خبر دارن فرستاده می شن. مایکروسافت مچکریم.

ویندوز به شدت بخاطر یهسیستمعاملناامنبودن سرزنش شده. ویروسا بهش سرایت می کنن و بدافزار ها ولش نمی کنن. اما همه ی تقصیر ها گردن سیستم عامل نیست. خیلی راحت می شه بدون اسیر بد افزار شدن از کامپیوتر ویندوزی استفاده کرد. خود من این کارو کردم. من هیچ وقت روی هیچ کدوم از کامپیوترام ویروس یا بدافزار نداشتم و این در حالیه که از زمان ویندوز ۳ از ویندوز استفاده کردم. یه کاربر آگاه خیلی راحت می تونه توی ویندوز از امنیت کامل برخوردار باشه.

اما این کاربرا زیاد نیستن. خیلی ها دارن بدون نصب هیچ نرم افزار محافظی و با طرز تفکر روی همه چیز کلیک کناز کامپیوترشون استفاده می کنن. اونا نه فقط به خودشون، که به همه ی ما دارن آسیب می زنن. و این مشکل رو (متاسفانه)‌ نمی شه با نرم افزارحل کرد.

یک داستان واقعی: یه دوست ازم خواست بهش کمک کنم که یه نرم افزارو نصب کنه. قبلن به نصیحتم گوش کرده بود و از اکانت ادمین استفاده نمی کرد. اما نرم افزاری که می خواست نصب کنه نیاز به دسترسی مدیر داشت. بهش گفتم که برای نصبش باید به حساب مدیر سوءیچ کنه. ازش پرسیدم اون چیزی که می خواد نصب کنه چیه. در جواب گفت یه چیزی که با ایمیل برام فرستادن، فک کنم بازی باشه، یا یه چیزی تو همین مایه ها” . یه نگاهی بهش انداختم، بد افزار بود. اگه داشت از حساب مدیر استفاده می کرد تا اون موقع نصبش کرده بود و سیستمش آلوده شده بود. هیچ کدوم از نرم افزار های محافظ نمی تونستن نجاتش بدن.

بطور خلاصه مشکل کاربرای ویندوز اینه: نمی دونن دارن چیکار می کنن، ولی به هر حال اصرار دارن که انجامش بدن. مایکروسافت هرچقدر هم نرم افزارشو خوب تولید کنه، هیچ وقت اونقدر خوب نیست که جبران کار اینجور کاربرا رو بکنه. کاربرایی که اگه خوب توجیه شده باشن (گول خورده باشن) حتی حاضرن نرم افزار محافظشون رو غیر فعال کنن تا بتونن بد افزار نصب کنن.

چاره؟ چاره قبلن پیدا شده. نه! چاره این نیست که همه از لینوکس استفاده کنن. کاربر از همه جا بی خبری که آنتی ویروسشو برای نصب بد افزار خاموش می کنه توی لینوکس هم میاد و با دسترسی ریشه‌(روت) همون کارو تکرار می کنه. تنها چاره اینه که کاربرای ناآگاه کمتری داشته باشیم. همین.

خوشبختانه این اتفاق داره می افته. کامپیوتر و اینترنت به عنوان یه چیز عجیب و جدید وارد دنیا شدن. چیزی که مردم باید برای یاد گرفتنش تلاش می کردن، اونم وقتی که دوره ی یادگیریشون تموم شده بود. موفقیت ویندوز بزرگ بود، بخاطر این که یاد گرفتن این کارای جدید رو آسون کرده بود. اما از اون به بعد آدما دارن توی یه دنیای آگاهازوب زاده می شن. بچه ها با کامپیوتر و اینترنت بزرگ می شن. از همون روز اول استفاده از کامپیوترو یاد می گیرن. به مرور کاربرای ناآگاه با کاربرای آگاه جایگزین می شن. جلوی این جریان رو نمی شه گرفت. به زودی پیروز می شه.

خب اون موقع چی می شه؟ ویندوز به شدت وابسته به بزرگترین مشکلشه. تنها دلیلی که باعث می شه ازش استفاده بشه راحتی استفاده س. مایکروسافت می تونه لینوکس رو مثال بزنه و سختی مهاجرت کردن به لینوکس رو به رخ بکشه و مردم هم قبول کنن حرفشو، البته فقط امروز!

اما بعد از گذشت چند سال، که کاربرای ناآگاه جای خودشونو به کاربرای آگاه دادن چی اتفاقی میفته؟ وقتی راحتی رو به افزایش لینوکس و میزان ناآگاهی در حال کاهش با هم تلاقی می کنن. چه اتفاقی میفته وقتی هیچ مانعی برای ورود به دنیای نرم افزار آزاد و رایگان وجود نداره؟ وقتی که مردم عملکرد سیستم عامل ها رو با هم مقایسه می کنن و نه زیبایی رابط های کاربری رو.

زمانه ی جالبی می شه.، وقتی که کامپیوترها کاربرای محتاط و خوبآگاهشده ای دارن و نرم افزار ها ناخواسته رو ازشون دور نگه می دارن.

بهش فکر کنین: بی اسپم، بی بد افزار، بی ویندوز؟ شاید!‌ باید ببینیم.

۳. چند نکته ی تکمیلی:

  • نویسنده ی این متن خیلی یک طرفه، سادگی استفاده از ویندوز رو عامل همه ی بدبختی ها دونسته. متاسفانه در کنار همه ی حرف های منطقیش، این نکته رو فراموش کرده که راحت بودن به خودی خود چیز بدی نیست. هرچند که این سادگی توی تربیت این حجم از کاربر ناآگاه بی تاثیر نبود، اما نمی شه مشکل رو فقط گردن ساده بودن کار و داشتن محیط گرافیکی انداخت. مسءله ای که خیلی توی مخصوصن برنامه نویس ها به چشم می خوره اینه که انجام بودن کار از راه سخت رو افتخار می دونن. یعنی حتی آدم های آگاه این حوزه هم درک درستی از این قضیه ندارن و صرفن به این دلیل از خیلی چیزها با خبرن که این تفکر همهچیسختشخوبه به اونا القا شده.
  • این متن سال ۲۰۰۵ منتشر شده. از اون موقع تا حالا یک سری چیزها تغییر کرده. مهم ترینش این که موقع نگارش این متن، ویندوز اکس پی آخرین ویندوز منتشر شده بوده و اگر این نویسنده امروز قرار بود متن رو بنویسه مطمءنن خیلی لحن خیلی کوبنده تری رو انتخاب می کرد. چند بار متن رو به دقت مرور کردم. هرچند که خیلی شدید درمورد مساءل صحبت می کرد، اما هیچ جا به توهین دچار نشده بود. البته توی فرهنگ ما و معیار های ادب سنجی ما یک سری موارد رو می شه توهین آمیز حساب کرد. البته اون هم بخاطر وجود این منطق عجیبه که بیان حقیقت اگر چیز دلنشینی نباشه، توهین محسوب می شه.
  • تمرکز اصلی نویسنده، توی این متن تاثیری که ویندوز روی کاربرا داشته بود. ولی مساله ای که هست اینه که این تنها مشکل مایکروسافت نیست. بسته بودن نرم افزار، غیر قابل تغییر و انعطاف ناپذیر بودنش، امنیت پایینش، و خیلی چیزهای دیگه کنار گذاشته شدن توی این متن. مطمءنن بعدن درمورد اونا هم خواهم نوشت.
  • داستان ایمیل های زنجیره ای که نویسنده ازش صحبت می کنه توی سال ۱۹۹۵ اتفاق میفته. امروز که ۲۱ سال از اون زمان گذشته ما هنوز هم توی ایران همچین چیزهایی رو می بینیم. همه مون دوستهایی داریم که از این جور پیام ها برای ما بفرستن. البته بجای ایمیل – که تقریبن هیچ وقت نقش مهمی توی زندگی دیجیتال ایرانی ها نداشت و ندارهتوی تلگرام با این پیام ها مواجه می شیم. ۲ سال پیش، وقتی که هنوز وایبر مسنجر اصلی ایرانی ها بود یکی از دوستای من برام پیامی فرستادی که توش تقریبن می گفت:

    وایبر می خواد یک سری از کاربرا رو که فعالیت مشکوک به اسپم دارن پاک کنه(!) برای این که تو رو پاک نکنن کافیه که این پیامو به ۱۰ نفر از دوستات بفرستی تا این اتفاق برات نیفته.

    بخاطر این که متن یکم قدیمی بود مردد بودم توی ترجمه و منتشر کردنش، اما این مورد و مورد های بیشمار مثل این که فکر نمی کنم نیازی به ذکر کردنشون باشه منو قانع کردن برای انجام این کار.

  • توی این نوشته مایکروسافت و ویندوزش زیر زره بین رفته بود. اما این سادگی استفاده توی سیستم عامل مک هم به شدت دیده می شه و کاربرای این سیستم عامل چندان نباید خودشونو از ماجرا جدا بدونن.
  • توی مقاله خیلی خوشبینانه از آگاهی نسل آینده ی کاربرای کامپیوتر صحبت شده. اما به نظر من – و اونطور که دیده می شه- کاربرا های جدید خیلی بدتر دارن می شن. با امکاناتی که توی این سال ها به ویندوز اضافه شده مشکل حتی حاد تر هم شده. کم سن و سال هایی که این روزا از کامپیوترشون استفاده می کنن هرچند که کارهای خیلی عجیبی رو می تونن انجام بدن اما در خیلی موارد هیچ ایده ای ندارن که دارن چیکار می کنن. این بیگانگی و ناآگاهی توی کاربرای ایرانی متاسفانه خیلی خیلی شدیدتره. اکثر ایرانی ها – حداقل وقتی که شروع به استفاده از کامپیوترشون می کنن آشنایی چندانی با زبان انگلیسی ندارن و در مقابله با ارورها و هشدار های سیستم عامل تنها کاری که می کنن خیلی تصادفی و بسته به احساس و نیتی که توی اون لحظه دارن، بین OK و Next و Cancel یه مورد رو انتخاب می کنن. توی اینترنت هم هرجا که به عبارت Free Download  می رسن، بلافاصله کلیک می کنن.
  • چند هفته پیش یه خبر عجیب اومد بیرون که می گفت مایکروسافت به بنیاد لینوکس پیوسته، اما یقینن این اتفاق حداقل در آینده ی نزدیک، تاثیری روی درستی مطالبی که توی این پست نوشته شد نداره.

 

  • متن اصلی رو می تونین اینجا بخونین.