جزء از کل

۱. جسپر دین پدر عجبی داره. پدری منزوی و بیکار که فقط دوست داره مطالعه کنه و فلسفه بافی کنه و حتی ترجیح می‌ده خودش به پسرش سواد یاد بده تا اینکه اونو بفرسته مدرسه. رمان جزء از کل از زبان جسپر دین روایت می‌شه که علاوه بر این پدر، عمویی هم داشته که از قضا مشهور‌ترین و حتی محبوب ترین تبهکار استرالیاییه. داشتن این دو فرد عجیب،‌ زندگی جسپر رو تبدیل به رمانی کرده که من از خوندنش لذت بردم.

رمان جزء از کل - استیو تولتز

۲. جزء از کل درواقع ترجمه‌ی A fraction of the whole هست که استیو تولتز اون رو نوشته. استیو تولتز استرالیایی،‌ تا امروز کلن دو تا کتاب منتشر کرده که این اولینشه. پیمان خاکسار اون رو به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه هم چاپش کرده. آشنایی من با جزء از کل هم بواسطه‌ی ترجمه‌ی فارسیش بود. به طرز عجیبی توی این ۲ ۳ سالی که ترجمه‌ی فارسیش اومده توی بازار، این کتاب چند ده بار تجدید چاپ شده. (دو رقمی شدن تعداد تجدید چاپ ها در مدت ۱۰ سال هم عجیب توی ایران ما،‌ چه برسه در طی ۲ سال.) البته من نسخه‌ی انگلیسی کتاب رو خوندم (دانلود غیر قانونی) و از یکی دو منبع ( که فراموششون کردم متاسفانه) شنیدم که توی ترجمه‌ی فارسی در حدود ۵۰ صفحه از کتاب حذف شده به کل. (که می‌شه حدس زد چرا و متاسفانه اون قسمت‌ها -ی احتمالی- برای درک کاراکتر ها واقعن مهمن)

۳. نمی‌شه گفت کاملن کمدی، اما قسمت‌های خنده‌دار این رمان کم نیست. دیدگاه فلسفی جالب کاراکتر‌ها با زبان بازیگوشانه‌ای بیان شده و هرچند نمی‌شه (و مهم تر از اون، نباید) این کتاب رو یه کتاب فلسفی حساب کرد، اما تلاش‌های مشهود نویسنده‌  بر این بوده که اندکی از عقاید (و بیشتر از اون دغدغه‌های)  فیلسوفان اگزیستانسیالیست(!) رو توی شخصیت‌هاش جا بده.

۴. من معمولن برای  خوندن کتاب‌های حجیم کمی مردد می‌شم. این کتاب رو هم با تردید شروع کردم. هرچند چندان هم کتاب پخته‌ای نیست‌(کتاب اول نویسنده‌س) اما درکل از خوندنش پشیمون نیستم. حد اقل فصل اول کتاب که طولانی ترین قسمتش هم بود،‌ واقعن جذاب و پر پیچ و خم بود.

از این ولایت – علی اشرف درویشیان

۱. علی اشرف درویشیان مرد. نویسنده‌ای که من تصورم این بود که خیلی وقته مرده، درواقع امروز توی سن هفتاد و پنج سالگی مرد. اندک باقی‌مانده‌ی ادیب‌های قابل اعتنای ایران هم دارن ته می‌کشن. درویشیان به سالهای ابری معروفه. یک رمان نسبتن بلند که البته من نخوندمش و نمی‌تونم نظری بدم درموردش.

Az_In_Velayat

۲. درویشیان رو با از این ولایت شناختم. یه مجموعه‌ داستان کوتاه، که همه‌شون یه نقطه مشترک دارن. درواقع این داستانا سرگذشت یه سرباز معلم رو توی یه روستای دورافتاده روایت می‌کنن. از بچه‌ها می‌شه خوند، از مشقت‌های زندگی‌ روستایی،‌ از سختی حمل و نقل دهه پنجاه، اونم توی زمستون و همینطور از جهل و ناآگاهی‌ای که روستایی‌ها – متاسفانه- ازش سرشارن. البته این کتاب همچنان یه مجموعه داستانه، و نه یه کتاب مستند. ولی نکته‌ای که درمورد ادبیات ایران خیلی شدیده – متاسفانه یا خوشبختانه – کارهای داستانی ما اکثرن خالی از تخیلن و بیشتر تجربیات شخصی نویسنده‌هاشونن. البته این دلیل نمی‌شه این داستانا ارزش خوندن نداشته باشن. از اونطرف هم نمی‌شه به حقیقت‌هاشون اتکا کرد. ولی اینجاش رو خیلی دوست دارم:‌ بعد از خوندن داستانهای از این ولایت، توی برزخی بین حقیقت و تخیل قرار می‌گیره آدم و مدام می‌خواد یه جوری کشف کنه که این حماقت یا تراژدی یا حادثه، واقعن یه گوشه از این سرزمین اتفاق افتاده یا زاده‌ی تخیل نویسنده‌س.

۳. از این ولایت به شدت به این آدم‌ها توصیه می‌شه: کسایی که از زندگی روستایی چیزی نمی‌دونن، کسایی که صداقت و صفا و صمیمیت روستا رو ستایش‌ می‌کنن و حسرتشو دارن، کسایی که توی زندگی‌ شهری جوری غرق شدن که نیم ساعت بدون اسمارت‌فون‌هاشون نمی‌تونن دووم بیارن، و البته هرکسی که دلش می‌خواد توی یه محیط متفاوت بودن رو تجربه کنه. با داستان‌های درویشیان می‌شه خیلی چیز‌ها رو از نزدیک لمس کرد.

 

 

  • جلد چاپ‌های جدید کتاب متفاوته از عکس بالا. این طرح جلد چاپ اول کتابه.
  • مرگ نویسنده یقینن بهترین فرصت‌ نه ولی فرصت نسبتن مناسبیه برای معرفیش. به نظرم رسید خیلی جالبتر بشه اگر بجای معرفی‌ها و بیوگرافی‌ها و فتح‌نامه‌های همیشگی، بیایم و تجربه‌های شخصیمون رو بیان کنیم. کتاب از این ولایت اولین – و بهترین – تجربه من در مواجهه با درویشیان بود. امیدوارم برای بقیه هم جالب بتونه باشه.