اتم: ادیتور دوست داشتنی

۱. یه سریا ویژوال استودیو رو می‌پرستن. واقعن هم حق دارن. فکر کن می‌خوای کد بزنی. دو سه تا کاراکتر می‌زنی، بقیه دستور و فانکشن و کلاس و … رو خودش برات می‌اره. فکر کن داری از یه کلاس استفاده می‌کنی ولی یادت نیست اسم اون متدی که میخواستی استفاده کنی چی بود. یه نقطه می‌ذاری،‌ کنترل اسپیس و اجی مجی همه متدهاش لیست میشه برات. خوبه. نیست؟ نیست آقا. نیست!

نرم افزار ویرایشگر اتم

۲. این که IDE به ادم کمک کنه خوبه. ولی به چه قیمتی؟ اتفاقی که واسه دات نتی ها میفته اینه که بدون ویژوال استودیو تقریبن نصف مهارت برنامه نویسی خودتشون رو از دست می‌دن. چرا؟ چون از همون اول بد عادت می‌شن،‌ وابسته می‌شن به ویژوال استودیو. البته این درمورد جاواکار ها و اینتلیجی، اندرویدیا و اندروید استودیو، پایتون و پایچارم و  در کل هر زبون و IDEای صادقه.

۳. اتم رو خیلی دوست دارم. یه ادیتور ساده با کلی ویژگی خوب. اولین خوبیش اینه که – مخصوصن توی پروسه یادگیری- مجبور میکنه برنامه نویس رو که همه چیز رو خودش بنویسه. البته یه سری کمک می کنه ها. ولی خب اینا اسمشون کمکه، نه این که بیاد کل کار رو از رو دوش برنامه نویس برداره.

۴. چیزی که اتم رو دوست داشتنی می‌کنه، پلاگین های خوبیه که داره. این پلاگین ها شاید همون چیزایی رو به اتم اضافه کنن که ویژوال استودیو و امثالش از همون اول دارن. ولی نگته دقیقن همین جاست. برنامه نویس بعد از یه مدت کار کردن و سر و کله زدن با ادیتورش به اینا برمی خوره و وقتی ازشون استفاده می کنه که هم یاد گرفته که بدون اونا کار کنه و هم واقعن نیاز رو درک می کنه. توی این مطلب چند تا پلاگین خوب و کاربردی برای اتم هم معرفی می‌کنم.

 

زندگی در کامیون

۱. یه جوون ۲۳ ساله بعد از این‌که وارد گوگل می‌شه برای کار،  پشت یه کامیون زندگی می‌کنه. محرک اصلیش هزینه‌های اجاره خونه بوده. بجای ماهی ۲۰۰۰ دلار برای یه آپارتمان اشتراکی، ۱۰۰۰۰ دلار می‌ده و یه کامیون قدیمی می‌خره.

truck google

۲. اتفاق جالبیه واقعن. کاری که هرچند عجیب به نظر بیاد ولی واقعن منطقیه. چرا ما باید هر ماه حجم زیادی از درآمدمون رو بدیم برای مکانی که قسمت واقعن کوچیکی از زمانمون توش قراره بگذره. (حداقل مجرد‌ها).

۳. یکی از چیزایی که سخت می‌کنه این کار رو و باعث می‌شه کمتر کسی وسوسه بشه برای انجامش، هرچند که خیلی منطقیه، عادت ما به مصرفه. داشتن چیز‌ها ما رو به خودش عادت کرده. یه نقل قول از کتاب فایت کلاب: ما وقتمون رو صرف انجام دادن کارهایی می‌کنیم که ازشون متنفریم، تا باهاش چیزایی رو بخریم که نیاز نداریم. این جوون ۲۳ ساله بدون تلوزیون، بدون حتی برق و آب لوله‌کشی، داره توی یه کامیون زندگی می‌کنه. وسایل زیادی نداره و حتی مثلن چوب لباسیش رو هم خودش ساخته، و خیلی هم از زندگیش راضیه. چرا؟ چون این چیزهایی که ما ضروریات زندگی امروز می‌دونیم، اکثرن چیزی نیستن جز یه سری وسایل دست‌و‌پا گیر.

۴. البته این آقا این کار رو برای خودش یه تمرین می‌دونه. ایشون – مثل من 🙂 – علاقه به زندگی در سفر داره و با این کارش داره خودش رو برای اون هم آماده می‌کنه. دقت کردین خیلی از ماها حضور فیزیکیمون توی شرکت/محل کارمون خیلی بی‌خودیه و مثلن توی همین تهران، با از تو خونه کار کردن می‌تونیم روزی ۲ ۳ ساعت وقت هدر رفته‌مون رو کم کنیم؟

۵. هرچی، بیشتر “داشته باشی”، کمتر می‌تونی “باشی”. (یادم نیست صاحب حرف رو). شاید خیلی از ماها حد اقل توی ایران امکان تجربه کردن همچین چیزی رو نداشته باشیم. مخصوصن وقتی که خریدن کامیون و خونه تقریبن یکی برامون آب می‌خوره. اما کم کردن وسایل و چیز‌ها و وابستگی‌های اضافی از زندگیمون، هم دست و پامون رو آزاد می‌کنن،‌ هم می‌تونن تاثیر مثبتی توی روحیه‌مون بذارن، حداقل به تجربه ‌من.

 

  • داستان نسبتن کامل این جوون ماجراجو رو توی بیزنس‌اینسایدر می‌تونین بخونین. کنجکاوم بدونم بعد از گذشت دو سال از ماجرا، الان به کجا رسیده.
  • کتاب فایت کلاب رو قبلن معرفی کرده بودم،‌ موضوع اون مطلب و خود کتاب،‌ بی‌ربط به موضوع این یکی نیست.
  • پیشنهاد: ۵ تا از اپلیکیشن‌های روی گوشیتون رو همین الان پاک کنید. حس جالبی بهتون دست می‌ده. مثلن من الان ۵تا اپ که توی اسمشون کاراکتر زد بود رو پاک کردم