پیشنهاد: آشنایی با خالق لینوکس

۱. این سیستم عاملی که ما بهش می‌گیم لینوکس، اگر بخوایم درست بگیم باید بگیم گنو/لینوکس. چون از تلفیق دو تا پروژه‌ی جدا از هم تشکیل شده. یه کرنل: لینوکس و یک سری ابزار کاربردی که در مجموع جزو گنو حساب می‌شن. سردمدار لینوکس، لینوس توروالدزه و گنو هم با نظارت ریچارد استالمن پیش می‌ره. دو تا شخصیت که شاید شناختنشون برای یه گیک خالی از لطف نباشه.

۲. برای آشنایی با توروالدز پارسال کتاب فقط برای تفریح رو معرفی کرده بودم که تقریبن اتوبیوگرافی توروالدزه. اگر حال ندارین اونو بخونین، یه ویدیو از تد هست که می‌تونه شناخت اولیه خوبی از توروالدز بهتون بده. برخلاف  روال عادی تد که یکی میاد و صحبت می‌کنه درمورد یه چیزی، این دفعه یه مصاحبه‌س این ویدیو: مصاحبه با لینوس توروالدز. نمی‌شه گفت خیلی فنیه. برای آدمای غیر فنی هم می‌تونه دیدنش فان باشه. اما از اون مصاحبه‌های لوس که کلن درمورد رنگ و غذا و ماشین مورد علاقه افراده هم نیست، هرچند که از رنگ دیوار اتاق توروالدز هم حرف وسط میآد ؛) . ببینید ویدیو رو: لینوس توروالدز: ذهن پشت لینوکس. خبر خوش اینکه اگر زبانتون خوب نیست، نگران نباشید. خود توروالدز هم اصالتن انگلیسی زبان نیست و فهمیدن حرفاش آسونه. بهتر از اون اینکه زیرنویس فارسی هم داره.

۳. یک نقل قول از همین ویدیو. می‌دونین که لینوکس اوپن سورسه. مصاحبه کننده می‌پرسه که ناراحت نیستی همچین چیزی بزرگی رو رها کردی (عمومی کردی)؟ توروالدز جواب می‌ده که: اگر این کار رو نمی‌کردم، اینقدر بزرگ نمی‌شد.

انتخاب توزیع لینوکس مناسب

۱. لینوکسی شدن کار سختیه. دل کندن از دنیای ویندوز و محیطی که چندین سال بهش خو گرفتیم کار واقعن نفس گیریه. ولی تجربه ایه که واقعن ارزششو داره و حاصلش چیز جالبیه، از جهات متفاوت. یکی از سختی هایی که هست برای مهاجرت از ویندوز به لینوکس، اینه که ما یه ویندوز داریم که هر سه چهار سال یه بار یه نسخه‌ی جدید می‌ده، اما چندین توزیع مختلف لینوکسی داریم که واقعن می‌تونن گیج کنن آدم رو در ابتدا. این مطلب مخاطبش کساییه که توی دوراهی(هزار راهی) انتخاب توزیع مناسب گیر کردن و نمی دونن کدوم توزیع رو انتخاب کنن.

۲. گزینه زیاده اما چیزی که به تازه کارها توصیه می‌شه معمولن یکی از ایناس: اوبونتو، مینت، فدورا. یکی از این سه تا رو انتخاب کنید و تمام. پیشنهاد شخصی من: اوبونتو. یکی از این سه تا رو انتخاب کنید وتمام.

اوبونتو ۱۷.۱۰

۳. چرا اینقدر سریع؟ نکته اینجاست: در بدو ورود به دنیای لینوکس، یه عالمه چیز جدید قراره ببینید. نکته‌ی جالب اینجاست که این چیزای جدید که توی یکی دو ماه اول (تقریبن) قراره ببینید، بین همه‌ی توزیعا مشترکه. مدتی زمان می‌بره برای یه تازه وارد تا به جایی برسه که توی مصرف روزمره و حتی حرفه‌ایش بتونه تفاوت توزیع های مختلف رو درک کنه. به همین سادگی: اوبونتو رو انتخاب کنید و این وسواس انتخاب توزیع پرفکت و ایده‌آل رو بذارید برای بعد از یکی دو ماه تجربه. اون موقعه که وقتی از تفاوت توزیع ها حرف زده می‌شه تازه می‌تونید تشخیص بدید کدوم براتون بهتره و منطقی انتخاب کنید. وگرنه در روزهای اول صرفن وقت دارید هدر می‌دید وقتی هی جستجو می‌کنید به دنبال توزیع بهتر.

۴. دست به کار بشید. اوبونتو آخرین نسخه رو دانلود کنید، نصب کنید، یکی دو ماه باهاش ور برید و بعد تازه وقت اینه که برید توزیع ها رو مقایسه کنید. شایدم مثل من بعد از تست کردن دو سه مورد از توزیعای معروف دیگه، باز برگردید سراغ اوبونتو. این که کدوم توزیع رو انتخاب کنیم برای شروع، سوالیه که از من و احتمالن اکثر کاربرای گنو/لینوکس زیاد پرسیده می‌شه. این مطلب صرفن یه راه حل بهینه برای شروع بود که نوشتم برای راحت کردن کار آدما. وگرنه درواقع بعد از ورود به دنیای لینوکس، دست به جستجو بودن اتفاقن خیلی هم مهمه.

دانشمند داده و سازمان داده-محور

۱. علم داده چیزیه که این اواخر خیلی سر زبون‌ها بوده. (شاید بلاک چین تونسته باشه توی این دو سال توجه رو به خودش جلب کنه، اما قبلش نوبت علم داده بود). علم داده رو خودمونی بخوایم تعریف کنیم می‌شه مجموعه علوم و فنونی که ما ازشون استفاده می‌کنیم تا اطلاعات موجود (شاید به ظاهر بی اهمیت) رو تحلیل کنیم و از توش اطلاعات مفیدی به دست بیاریم که به ما توی تصمیم گیری و متعاقبا گسترش و پیشرفت کارمون کمک کنن. 

۲. مثلن یه شرکت خیالی سرویس ایمیل رو تصور کنید که ده میلیون کاربر داره.  این شرکت می‌تونه بیاد و ساعت مراجعه‌ی هرکدوم از کاربرهاش رو یه جا ذخیره کنه.  بعد از یه مدت می‌فهمه  از این ده میلیون نفر، توی هر ساعت حدود نیم میلیون نفر ایمیل‌هاشونو چک کنن. پس اولین چیزی که می‌فهمه اینه که لازم نیست تجهیزاتش جوری باشه که بتونه همیشه جوابگوی ده میلیون نفر باشه، اگر بتونه نیم میلیون رو راه بندازه، کافیه: می‌تونه هزینه‌ها رو بیاره پایین. حالا بعدش میاد و می‌بینه که توی ساعت نه صبح، تعداد کسایی که وارد سایت شدن نسبت به الباقی روز کمی بیشتره. چرا؟ چون احتمالن اول صبحه و می‌خوان قبل از شروع کار ایمیلشونو چک کنن. اینجا می‌فهمه که لازمه برای اون ساعت خاص از روز یه فکری بکنه.
این یه مثال ساده و پیش‌پا افتاده از کاربرد علم داده بود. درعمل البته با مسائل خیلی پیچیده‌تری مواجه خواهیم شد.

داده محور - دی جی پاتیل - کتاب

۳. دی جی پاتیل و هیلاری میسون دوتا  از دیتا ساینتیست(!)های معروف و برجسته‌ی دنیان. توی کتاب مصاحبه با ۲۵ دانشمند داده هم یه مصاحبه ازهرکدومشون بود. این این دو نفر کتابی دارن  به اسم Data-Driven یا همون داده-محور که توش هم خلاصه‌ای از وظایف یک دانشمند داده ارائه می‌ده،‌ هم از علم داده صحبت می‌کنه و هم درمورد فرهنگی حرف می‌زنه که توش تصمیم گیری های روی هوا و حدس و گمان، جای خودشونو می‌دن به تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات. خوندنش هم می‌تونه برای علاقه‌مند‌های علم داده مفید باشه، کسایی که می‌خوان وارد این فیلد بشن، هم کسایی که صاحب بیزنس یا علاقه‌مند به راه اندازی کسب و کار خودشونن و می‌خوان با علم روز بهترش کنن و همینطور هرکسی که می‌خواد از ساز و کار دنیای امروز یکم بیشتر سر دربیاره.  جالبیش اینه که این کتاب رو انتشارات اورایلی به صورت رایگان منتشر کرده. جالب تر از اون این که خیلی هم کوتاهه و مختصر.

 

امنیت و جنگو

۱. از زبان برنامه نویسی پایتون نوشته بودم و اینکه چرا دوستش دارم. یکی از دلایلی که پایتون رو دوست دارم اینه که توی شاخه‌های مختلفی کاربرد داره، یکیش توسعه وب. فریمورک جنگو یکی از فریم‌ورک‌های معروف پایتونیه که سایتای معروفی مثل اینستاگرم و پینترست هم ازش استفاده می‌کنن.

۲. توی توسعه‌ی وب، امنیت یکی از چیزای مهمه. توی جنگو یکی از چیزایی که خیلی بهش توجه شده، امنیته. امنیت درواقع برای همه مهمه، اما خیلی وقتا بطور سهل‌انگارانه بهش نگاه می‌کنن. یکی از چیزایی که برای یه برنامه نویس وب خیلی مهمه، کیفیت کارشه، و امنیت یکی از فاکتور های تعیین کننده‌ی کیفیته.

امنیت وب - پایتون و جنگو - پایکان

۳. پایکان یه اجتماع سالانه(!) س که هر سال برگزار می‌شه و برنامه‌نویس‌ها و علاقه‌مندهای پایتونی رو دور هم جمع می‌کنه. توی پایکان ۲۰۱۷ ارائه‌ی خیلی خوبی دیدم به اسم آشنایی با توسعه‌‌ی وب امن با پایتون و جنگو. توی این ارائه‌ي سه ساعته،‌ آقایی به نام  جیمز بنت درمورد نکات و تهدیدات امنیتی رایج و حتی غیر رایج حرف می‌زنه و یک سری راه حل هم (خیلی مختصر) ارائه می‌ده. البته که اینجا بیشتر تمرکز روی جنگو هست، اما به نظرم برای هر دولوپری با هر زبان برنامه‌نویسی‌ای، دونستن این مطالب( حد اقل خود تهدید‌ها) می‌تونه مفید باشه. برنامه نویس خوب شدن کار سختیه. نه که جادویی در کار باشه. لازمه‌ش اینه که از کنار هیچ چیز ساده رد نشه آدم. در کنار این ویدیو که درباره یه موضوع خاصه، کتاب 97 چیز که هر برنامه نویس باید بدونه هم می‌تونه برای هربرنامه‌نویسی مفید باشه.

۴. یکی از چیزای فرعی باحالی که توی این ارائه دیدم این بود: فریم‌ورک جنگو از ابتدای توزیعش تا الان، به طور میانگین هر دو ماه یکبار با یه مشکل امنیتی مواجه شده. این رو خود ارائه دهنده می‌گه و واکنشش هم به این مسئله جالبه. پذیرش این که ما هیچ وقت در امنیت کامل نیستیم یه چیز خیلی مهمه. همیشه باید حواسمون باشه که توی جهانی که به سرعت داره پیشرفت می‌کنه، راه‌های دور زدن برنامه‌ای که ما نوشتیم هم خیلی زود به زود پیدا می‌شه. درست همونطور که نباید همیشه توقع داشته باشیم چیزی که تا الان همیشه کار کرده، از این به بعد هم کار کنه. یا راهی که تا الان خیلی‌ها رو پولدار کرده، باعث پولدار شدن ما هم بشه. ارائه‌ی توسعه‌ی امن وب با پایتون و جنگو رو خیلی راحت می‌شه به خیلی چیزها بسط داد. اگر برنامه‌نویس هستید، توی هر فیلدی، ببینیدش. یقینن براتون مفید می‌تونه باشه.

 

 

  •  امنیت وجهه‌های متفاوتی داره. اینجا از پیاده سازی امنیت توسط برنامه‌نویس حرف زده شد. رعایت نکات ایمنی(خنده دار شد) توی فعالیت‌های روزمره هم یقینن چیز مهمیه. توی مطلب احتیاط شرط عقله، یه سری راه برای امن موندن از خطرات احتمالی دنیای دیجیتال ارائه شده. مفیده.

مصاحبه با ۲۵ دیتا ساینتیست

۱. علم داده یا همون دیتا ساینس یقینن یکی از شاخه‌های علم توی قرن حاضره. دیتا ساینتیست ها هم یقینن گروهی از متخصصان که برای آدمهای کنجکاو جذابیت زیادی دارن. کتاب Data Science Handbook تشکیل شده از ۲۵ تا مصاحبه. هر کدوم با یکی از چهره‌های برجسته‌ی این فیلد، معروف ترینشون دی‌جی پاتیل. خوندنش یقینن خالی از لطف نیست.

Data science handbook مصاحبه با ۲۵ متخصص علم داده

۲. یک متخصص علم داده‌ (شاید بشه گفت دانشمند داده) توی سه تا چیز باید تخصص داشته باشه: مهندسی کامپیوتر(برنامه نویسیریاضیات (درواقع دقیق‌ترش می‌شه آمار) و همینطور اون حوزه‌ای که قراره توش فعالیت کنه (مثلن فروش یا پزشکی یا … ). یا به‌قول یکی از افراد توی همین کتاب، متخصص علم داده کسیه که بیشتر از هر ریاضی دانی مهارت برنامه‌نویسی داشته باشه، و از هر برنامه نویسی، توی ریاضیات خبره تر باشه.  به عنوان یه کامپیوتری، این فیلد همیشه برام جذابیت داشته و این کتاب هم یکی از چیزایی بود که خیلی بهم کمک کرد توی آشنایی عمیق تر با این فیلد.

۳. مصاحبه‌های  کتاب Data Science Handbook، خیلی متنوعن. توی بعضی‌هاشون مثل مصاحبه‌ی دی‌جی پاتیل (آدم فکر می‌کنه با یه موزیسین مست لایعقل طرفه 🙂 ) بیشتر درمورد اهمیت این حوزه‌ حرف زده می‌شه. توی یه سریاشون، درمورد فواید و دستاورد‌های افراد این فیلد، توی یه سریا هم مسائل فنی بحث می‌شه. حتی چند جا برای افرادی که می‌خوان توی این فیلد خاص فعالیت کنن، راهنمایی هم هست. این که چی باید بدونن و چی باید یاد بگیرن و چه مسیری رو طی کنن. البته نمی‌شه این کتاب رو، کتاب آموزشی حساب کرد. همچنان باید در نظر داشت که با یه سری مصاحبه طرفیم. نکته‌ی خیلی خوب این کتاب هم اینه که کاملن رایگانه.

۴. برنامه‌نویس خوب شدن یکی از چیزاییه  که خیلی برای من مهم بوده و توی این بلاگ هم ازش حرف زیاد زده شده. اگر علاقه دارین به علم داده، یک بعدش که برنامه نویسی هست رو می‌تونین اینجا دنبال کنید. مثلن کتاب 97 چیز که هر برنامه نویس باید بدونهیا معرفی زبان برنامه‌نویسی پایتون می‌تونه براتون جالب باشه. درکل می‌تونین تگ برنامه‌نویس رو دنبال کنید.

بیت کوین – پایان پولی که می‌شناسیم

۱. بیت‌کوین چند ماهه که سر همه‌ی زبوناس. همه ازش حرف می‌زنن. چیه؟ یه ارز دیجیتال. پولی که به‌صورت فیزیکی، کاغذی، دردسترس نیست. یا از طرفی، پولی که پشتوانه‌ی دولتی نداره. پولی که هویت ندارن صاحباش و… . کلی چیز دیگه درمورد بیت کوین هست. اما چرا بیت کوین مهمه؟ چیه که باعث می‌شه قیمتش تا ۲۰۰۰۰ دلار هم بالا بره؟

بیت کوین پایان پولی که می شناسیم

۲. برای شناختن بیت کوین و دلایل اهمیتش،‌ به نظرم مهم‌ترین چیز اینه که بدونیم اون چیزی که بهش می‌گیم پول، دقیقن چیه. چرا یه تیکه کاغذ اونقدر ارزش داره که من می‌تونم باهاش کالاهایی که ‌می‌خوام رو به دست بیارم. فیلم مستند بیت‌کوین: پایان پول به صورتی که می‌شناسیمش مستند واقعن جالب و مفیدیه. هرچند که البته توی معرفی بیت کوین اصلن خوب عمل نکرده و برای مخصوصن گیک‌ها و آدم‌های اهل فن، اونقدر چیز زیادی برای گفتن نداره. اما با همه‌ی این اوصاف، روایت خیلی خوبی از پیدایش پول، اهمیتش، و تقلب‌ها و کلاه برداری های پشتش تعریف می‌کنه. یقینن برای درک بیت‌کوین و الباقی ارز‌های دیجیتال، درک کردن تاریخچه‌ی پول مهمه.  فیلم مستند بیت‌کوین: پایان پولی که می‌شناسیم یقینن نقطه‌ی شروع خوبی برای ورود به دنیای ارز‌های دیجیتاله. درضمن یک ساعت بیشتر هم نیست و وقت زیادی از آدم نمی‌گیره.

فیلم اموجی

۱. اموجی ها اگر فقط یه صورت نبودن و واقعن یک شخص کامل بودن، با تمام مخلفات، چی می‌شد؟ فیلم اموجی. درواقع یه انیمیشنه ولی به عادت بهش می‌گم فیلم.  این فیلم داستانش دقیقن بر همین اساسه. توی فیلم اموجی (اسمش همینه‌!!!) ما داستان یه اموجی رو می‌بینیم که نمی‌تونه اونجور که باید و شاید احساسی که ازش انتظار می‌ره رو منتقل کنه و همین براش مشکلاتی درست می‌کنه.

فیلم اموچی emoji movie

۲. ما آدمها داریم از حرف زدن فاصله می‌گیریم. دیگه برای ابراز نظر و احساس و عقیده‌مون سعی می‌کنیم که بجای کلمات، از اموجی‌ها استفاده کنیم. مثلن وقتی چیز بامزه می‌بینیم بجای ابراز حسمون بسنده می ‌کنیم به این: 😂 و اگر تعجب بکنیم از حرف طرف مقابل:😳 و یا اگر می‌خوایم بگیم که از یه چیزی خوشمون اومده: 😋 و همینطور می‌شه برای حجم زیادی از احساساتمون اموجی پیدا کرد. فیلم اموجی رو اینجا معرفی کردم دردرجه اول به عنوان یه انیمیشن که ارزش دیدن داره وبعد بخاطر اینکه این اموجی ها درواقع زاده‌ی دنیایی ان که ما کامپیوتری ها درستش کردیم و ترویجش دادیم. درسته که آدم‌ها هم خوب قبولشون کردن ولی بازم نقش سازنده‌ها رو باید پررنگ تر دونست. یکی از تاثیراتی که تکنولوژی داره روی زندگی ما می‌زاره اینه که هرچند در ظاهر ما رو به هم نزدیک می‌کنه اما درعمل داره بیشتر و بیشتر بینمون فاصله‌ می‌ندازه.

۳. اموجی‌ها دنیا رو گرفتن و مثلن اونی که اشکاش از خنده داره می‌ریزه از خیلی از سلبریتی ها هم احتمالن معروف تره. ولی توی ایران ما یه اتفاق دیگه هم افتاد. استیکر‌ها. برخلاف وایبر که استیکر ساختن توش خیلی محدود بود، توی تلگرام این قضیه کاملن آزاد بود. درسته که این آزادی خوبه اما واکنشی که جامعه ما بهش نشون داد زیاد جالب نبود. هرچیزی استیکر شد. از تصویرهای زشت و حال به هم زن گرفته تا جمله‌های متداول مثل انواع و اقسام تشکر و تسلیت و تبریک. این در واقع یه پله بالاتره از چیزی که تول پاراگرف قبل بحث شد. ما داریم مکالمه‌مون رو خلاصه می‌کنیم توی جمله‌های از پیش نوشته شده. این چیزیه واقعن می‌تونه تبدیل به فاجعه بشه. توی کتاب مردی به نام اوه این رو خوندم که: آدمهای امروز اینقدر دارن به تکنولوژی خو می‌گیرن که به زودی آدمی که بتونه با دستش و خودکار چیزی بنویسه نایاب می‌شه. حالا استیکرها و اموجی‌ها دارن ما رو به سمتی می‌برن که آدمی بتونه با فکر خودش احساساتش رو بیان کنه واقعن کمیاب می‌شه، هرچند خیلی دور به نظر میاد اون روز، ولی میاد بالاخره.

۴. فیلم اموجی رو ببینید و لذت ببرید و به دعوت من، بیاید و کمتر از اموجی و استیکر استفاده کنید و سعی کنید ارتباطاتتون و حرفهاتون دست اول باشه. مثلن من یه قانون شخصی دارم که هیچوقت (مگر با دوستان خیلی نزدیک) از استیکر استفاده نمی‌کنم. این شاید خیلی بدبینانه باشه اما ترجیح شخصیم اینه. یقینن کسی که داریم اونقدر بهش بها می‌دیم که جوابش رو بدیم، اونقدر هم ارزش داره که از مغزمون استفاده کنیم بخاطرش.

ننه دلاور و فرزندان او

۱. ننه دلاور یه فروشنده‌ی دوره گرده. ینی یه درشکه/گاری داره و دوره می‌گرده. هرچی گیرش بیاد می‌خره و گرونتر می‌فروشه. مخصوصن چیزایی که به درد سربازا می‌خورن. آخه سربازا راحت نمی‌تونن برن اینور و اونور و مجبورن از اون خرید کنن. ننه دلاور سه تا بچه هم داره که باهاشن و کمکش می‌کنن. البته سرنوشت هرکدوم متفاوته و پر از فراز و نشیب.

ننه دلاور و فرزندان او

۲. ننه دلاور و فرزندانش. کتاب واقعن جالبیه از برتولت برشت آلمانی. درواقع یه نماشنامه‌س. یه نمایشنامه با شخصیتای ساده اما جالب. مخصوصن ننه دلاور و سه تا بچه‌هاش. بچه‌هایی که از مادر با هم مشترکن اما پدرای متفاوتی دارن، چرا؟ چون ننه دلاور یه فروشنده‌ی دوره گرده. برتولت برشت یکی از نویسنده‌هاییه که نه فقط بخاطر خلاقیتی که توی داستان سرایی داره، اما همینطور بخاطر درک عمیق و جالبی که از جهان داره و نگرش و تحلیلش از جهان، معروفه. برشت رو من اولین بار با همین کتاب شناختم و داستانی کوتاه معروفی هم داره به اسم اگر کوسه ها آدم بودند. به شدت این کتاب رو پیشنهاد می ‌کنم.

۳. از بعد داستانی این نمایشنامه اگر بگذریم، چیزی که جذابش می‌کنه توصیفات جالبیه که از زندگی زمان جنگ به ما ارایه می‌ده. از کارهایی که انجام می‌دن، سختی‌هاش و جالب تر از اون نگرش آدمهای مختلف درمورد جنگ. این که چرا چیزی به این وحشتناکی برای یکی محبوبه، برای یکی تفریحه و برای یکی منبع درآمد. برشت یقینن تونسته توی این کتاب تصویر جالبی از جنگ رو ارایه بده. البته این جنگی که توی این کتاب جاریه مربوط می‌شه به قرن هفدهم و خیلی با زمان ما فاصله داره اما مساله اینه که انسان ها در بعضی موارد هنوز هیچ تغییری نکردن و همچنان دیدگاه برشت در مورد قضیه جذاب و شنیدنیه.

۴. این کتاب رو درواقع دو یا سه سال پیش خوندم و دلیل این که امشب دارم اینجا معرفیش می‌کنم، مطلبی بود که چند شب پیش در مورد فیلم دانکرک کریستوفر نولن نوشتم و فکر می‌کنم بعد از یه روایت نه چندان جذاب از جنگ (حداقل نه در حدی که از نولان توقع می‌ره)، از یک مورد خوب هم باید حرف زد. البته قبلن هم درمورد کتاب سکوت دریا نوشته بودم و روایت جالبی که از جنگ برای ما تعریف می‌کنه. درضمن فیلم بازی تقلید هم که معرفی کرده بودم، توی زمان جنگ داره اتفاق می‌افته.

۵. این کتاب توی ایران با ترجمه مصطفی رحیمی و به اسم ننه دلاور و فرزندان او منتشر شده. ناشر هم انتشارات خوش نام نیلوفر هست. درضمن اجرایی هم داشت این نمایشنامه چند سال پیش، با عنوان ننه دلاور و فرزندانش که نقش ننه دلاور رو فاطمه معتمد آریا بازی کرده بود. اجرای واقعن خوبی بود و واقعن لذت بخش. فیلم اجرا هم توی یک سری کتابفروشی ها هست. اون هم پیشنهاد می‌شه. هرچند که هدف از اول این بوده که مخاطب نمایش رو ببینه اما توی این مورد همچنان به نظرم خوندن کتابش بهتره.

  •  توی تگ‌ها برای دیدن کتاب‌ها و فیلم‌هایی که قبلن معرفی کردم، تگ معرفی و پیشنهاد رو می‌تونین نگاه کنید.

۹۷ چیزی که هر برنامه نویس باید بداند

۱. کتابیه که اسمش کاملن واضح می‌گه محتوا چیه:‌ نود و هفت چیز که یه برنامه نویس باید بدونه. یا بهتره بگیم نود و هفت نکته که دونستنش به یه برنامه نویس کمک می‌کنه که برنامه نویس بهتری بشه. کارهای خورد و ریزی مثل کامنت گذاری و اهمیتش و شیوه‌ی درست انجام دادنش گرفته تا اهمیت استفاده از نرم افزار های ورژن کنترل(مثلن گیت) برای توسعه نرم افزار. یا مثلن این که کد زدن و مهارتهای مهندسی تنها عاملهای موفقیت نیستن و چیزای دیگه ای هم هستن که یه برنامه نویس باید حواسش بهشون باشه. درکل کتابیه که به شدت به هر کسی که برنامه نویسه یا می ‌خواد برنامه نویس باشه توصیه می‌شه. این رو هم بگم که هیچ کدوم از این نود و هفت چیز بیشتر از دو صفحه نیستن و خب زمان زیادی رو از آدم نمی گیرن. پیشنهاد شخصی من هم البته اینه که وقتی برین سراغ این کتاب که حداقل روی یه زبان برنامه نویسی مسلط باشین و یکی دو تا پروژه (چه بهتر که تجاری/واقعی/کاربردی باشن ولی پروژههای تمرینی هم قبوله) انجام داده باشین و تا حدودی با پروسه تولید نرم افزار آشنا باشین. این رو هم بگم که کتاب کاملن رایگان هست و هم روی گیتهاب و هم توی خیلی از سایتهای دانلود کتاب می‌تونید با خیال راحت پیداش کنید و دانلود کنید.

۹۷ چیزی که هر برنامه نویس باید بداند

۲. این جا تعدادی از تیتر ها رو می ذارم که شاید جذاب تر کنه خوندن کتاب رو:

  •  رعایت اصول بنیادی برنامه‌نویسی
  • از خود بپرسید کاربر – در این موقعیت- چکار خواهد کرد!‌ (شما کاربر نیستید)
  • زیبایی در سادگی ست
  • قانون پیشاهنگی
  • ابزار‌های خود را با دقت انتخاب کنید
  • مرور کد
  • کامنتی درباره کامنت ها
  • تنها چیزی را کامنت کنید که کد نمی تواند بیان کند
  • یادگیری مستمر
  • از خراب کردن چیزها نترسید
  • با دیتای تست نرم رفتار نکنید
  • ارور ها را نادیده نگیرید
  • به یاد گرفتن یک زبان بسنده نکنید،‌ فرهنگ آن را هم درک کنید
  • خودتان را تکرار نکنید
  • و …

اینا چندتا از تیترا بودن که توی هرکدوم البته نکته‌های ریز فرعی دیگه‌ای هم پیدا می‌شه. جالبیش اینه که بعضی تیترا یکمم ادبی شدن. یه چیز خوبی هم که این کتاب داره اینه که علاوه بر این که می تونید سر تا تهش رو بخونید، درصورتی که به موضوع خاصی علاقه دارید یا به اطلاعات نیاز دارید می تونید از فهرست موضوعیش استفاده کنید که ۹۷ تا مقاله رو تقسیم کرده به به چند تا دسته. مثلن یه دسته درمورد دیباگ کردن داره، یه دسته درمورد طراحی، یه دسته برای بهینه سازی و پرفورمنس و… .

دانکرک – کریستوفر نولن

۱. نیروهای انگلیسی و فرانسوی می خوان بندر دانکرک رو ترک کنن. از سمت خشکی راهشونو آلمانها بستن و از سمت دریا هم آلمانی ها دردسر زیادی برای رد شدن کشتی ها درست می کنن. فیلم دانکرک، فیلم آخر کریستوفر نولن درمورد انتهای نبرد دانکرک و وقتیه که انگلیسیها دارن سعی می کنن بندر رو ترک کنن.

دانکرک کریستوفر نولن

۲. کریستوفر نولن این دفعه خیلی خیلی دور شده از فضایی که چند تا فیلم آخرش. بعد از اینترستلار و اینسپشن و سه گانه شوالیه تاریکی که همه‌شون داستانهایی که مرکب از خیال و علم داشتن (هرچند نه به معنی واقعی کلمه، ولی تا حدودی سای فای) حالا این بار رفته سراغ یک اتفاق تاریخی. حادثه ای که توی جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده و به خاطر این که قسمت بزرگی از ارتش بریتانیای اون موقع اونجا بوده، اهمیت زیادی داشته. البته قبلن توی فیلم پرستیژ نولن، داستانی دیده بودیم که توی قرن نوزده اتفاق می افتاد، اما اصلن اون رو نمی‌شه تاریخی حساب کرد.

۳. کریستوفر نولن هرچند خیلی هنرمندانه، دچار کلیشه‌ی قهرمان سازی شده. قهرمانی خیلی معمولی که خیلی راسخ کار کوچیکی که از دستش برمیاد رو انجام می ده. البته که این ایراد یکم سخت گیرانه‌س اما از شخصی مثل نولن انتظار می رفت دچار این کلیشه ها نشه. این رو هم البته بگم که نباید از شیوه‌ی روایت جالب فیلم گذشت که سه تا خط داستان رو به صورت موازی پیش می بره که یکیشون شرح ماوقع یک هفته، یکی درمورد یک روز و یکی دیگه در مورد یک ساعته.

۴. کارهای نولن همیشه جذاب بودن. این بار هم هرچند خیلی از فضای همیشگی نولن دور شده بود ماجرا، اما جذاب بود. به جرات می‌شه گفت نولن برجسته ترین کارگردانیه که توی قرن بیست و یک شروع به کار کرده و با توجه به سن کمی که داره میشه حالاحالاها ازش توقع فیلم خوب داشت.