بانکداری با بیت کوین

۱. بیت کوین به عنوان یه تکنولوژی جدید، سوالای زیادی برای آدم می‌سازه. فیلم مستند بانکداری با بیت کوین (ترجمه ش زیاد به دلم ننشست) درمورد بیت کوینه و جواب یه سری سوالات احتمالی درمورد این پول دیجیتال رو می‌ده.  فیلم Banking On Bitcoin اصلن تکنیکال نیست و خیلی کم توش صحبت از مسائل فنی و تکنولوژی پشت بیت کوین (بلاک چین که توی مطالب قبلی بهش اشاره شد) میشه. بر خلاف فیلم قبلی که معرفی کردم (بیت کوین: پایان پولی که می‌شناسیم) اینجا خیلی خلاصه از پول حرف زده می‌شه و خیلی سریع بحث می‌ره به طرف بیت کوین. اگر هنوز با بیت کوین آشنا نیستن پیشنهاد می‌کنم اول مطلب چرا بیت کوین اهمیت داره رو بخونید.

بانک داری با بیت کوین

۲. مسائل زیادی توی این فیلم مستند بحث می‌شه.  قانون و مشکلات قانونی بیت کوین یکی از اوناس. یه مورد خاص که به خاطر فروختن بیت کوین به زندان محکوم می‌شه. تاریخچه پول های دیجیتال مرور می‌شه. از دلایل با ارزش بودن بیت کوین حرف زده می‌شه. جالب تر از همه، واکنش و نظر آدمای جامعه درمورد این پول هم بررسی می‌شه. یه مورد خاص:‌ می‌رن با چند تا آدم مسن صحبت می‌کنن و نظرشون رو می‌پرسن. و همینطور یه سری استارتآپ که با هدف فعالیت حول بیت کوین شروع به کار می‌کنن هم بررسی می‌شن.

۳. یکی از چیزایی که این مستند رو دوست داشتنی می‌کنه، اینه که توش چند تا از توسعه دهنده‌های بیت کوین (نسل اولشون) هم هستن و صحبت می‌کنن. شنیدن ماجرا از زبون اونا جذابیت خاص خودشو داره. یه قسمتی از فیلم هم – یه مقدار دراماتیک اما قابل قبول – به ساتوشی ناکاموتو اختصاص داره و درباره‌ی هویت واقعی این شخص چند تا حدس و گمان و البته یه داستان باحال مطرح می‌شه.  این قسمت مربوط به توسعه‌ دهنده ها و برنامه نویس های بیت کوین شاید تنها قسمتی باشه که برای گیک‌ها جذابیت داشته باشه. الباقی محتوای این مستند به نظرم برای مخاطباییه که چندان توی دنیای تکنولوژی نیستن ولی می‌خوان به عنوان یه عضو جامعه‌ی امروزی، خودشونو آپدیت نگه دارن یا به اون به عنوان یه پدیده‌ی اقتصادی نگاه می‌کنن و می‌خوان از این وسیله/سرمایه جدید بیشتر بدونن.

–  صفحه‌ی IMDb فیلم بانکداری با بیت کوین اطلاعات بیشتری هم می‌تونه بهتون بده.

چرا بیت کوین مهم حساب می‌شه

۱. بیت کوین خیلی وقته که سر زبون‌ها افتاده. توی چند ماه اخیر هم با افزایش ارزش ناگهانیش تقریبن دیگه برای همه شناخته شده حساب می‌شه. ولی چرا؟ چه چیزی باعث می‌شه که بیت کوین مهم باشه؟ اگر هنوز از بیت کوین چیزی نمی‌دونین، بهتره اول فیلم بیت‌کوین: پایان پولی که می‌شناسیم رو ببینید.

بیت کوین - پول دیجیتال - بلاک چین

۲. بیت کوین یه ارز دیجیتال غیر متمرکزه. ارز یعنی می‌تونه برای تبادلات استفاده بشه، دیجیتال یعنی برخلاف دلار و ریال، حالت فیزیکی نداره و فقط از طریق اینترنت می‌شه ازش استفاده کرد، غیر متمرکز یعنی هیچ مرکزیتی نداره. بانک مرکزی‌ای پشت نیست که بیت‌کوین تولید کنه یا بخواد قیمتش رو تضمین کنه.

۳. پول رو بانک ها تولید می‌کنن. این که قبل چطور تولید می‌شده و چه اساسی داشته، یه داستان طولانیه. ولی الان عملن هیچ منطقی پشتش نیست و تقریبن هروقت بخوان می‌تونن پول تولید کنن. علاوه بر اون،‌ سپرده‌های ما توی بانک ها هم پول تولید می‌کنن. درواقع اینجوریه که مثلن من یک میلیون تومن پول رو توی یه بانک امانت می‌ذارم که برام ازش محافظت کنه. ولی اتفاقی که می‌افته اینه که به محض این که پول من وارد بانک می‌شه‌(این توضیح حالت خیلی انتزاعی و ساده شده‌ی قضیه‌س) بانک اون پول رو مثلن قرض/وام می‌ده به یه نفر دیگه. من به خیالم پولم توی بانکه، و البته واقعن هم هروقت بخوام می‌تونم پسش بگیرم، درحالی که الان داره یه جای دیگه مصرف می‌شه. درواقع یک میلیون تومن من، الان داره به اندازه دو میلیون تومن کار می‌کنه. این یکی از اتفاق‌هاییه که توی بانک‌ها می‌افته و اونها رو پولدار تر و پولدارتر می‌کنه و مثلن توی سال ۲۰۰۸ گندش درمیاد‌(در کنار یه سری موارد دیگه)‌و باعث بحران اقتصادی می‌شه.

۴. بیت‌کوین یه ارز غیر متمرکزه. یعنی بانکی پشتش نیست. حساب و کتابش توسط کامپیوترهایی کنترل می‌شه که پخش شده توی کل دنیا و هرکسی می‌تونه به این‌ها بپیونده.  بیت‌کوین یه دفتر حساب خیلی شفاف پشتشه. این باعث می‌شه که اون یه میلیون تومن من، اینجا دیگه نتونه همزمان توی دو جا حاضر باشه. اتفاقی که اینجا می‌افته اینه که یه قدرت از بین می‌ره. بانک ها دیگه نمی‌تونن با سرمایه ای که از اعتماد خود ما به دست آوردن، بیان و با زندگی‌های ما بازی کنن.

۵. بیت‌کوین وابسته به هیچ دولتی نیست. پس کارهایی که دولت‌ها با پول‌ها می‌کنن، با بیت‌کوین نمی‌تونن بکنن. مثلن یکیش اینکه بیت‌کوین مرزی نمی‌شناسه. شما می‌تونین بدون جواب پس دادن به این و اون، هرچقدر که خواستین پول منتقل کنید از ایران به آمریکا – دو کشوری که رابطه‌ی سیاسی خوبی ندارن و عملن انتقال پول بین این دو تا به صورت مستقیم ممکن نیست. توی حالت غیر مستقیم هم این اتفاق با کلی دردسر همراهه و خیلی هم زمان می‌گیره. درحالی که با بیت کوین این اتفاق بین چند دقیقه تا چند ساعت(در بدترین حالت) زمان می‌گیره.

۶. بیت کوین محدوده. یعنی مثل دلار و ریال اینجوری نیست که هروقت نیاز بود یا کسی دلش خواست، بیاد و بیت‌کوین اضافه کنه. حداکثر بیست و یک میلیون بیت‌کوین می‌تونه وجود داشته باشه که تا الان حدود پونزده میلیونش به دست اومده. تولید شدن بیت‌کوین هم حاصل تبادل‌هایی که آدمها انجام می‌دن. درواقع بوجود اومدن بیت کوین در گرو رونقشه. هرچقدر که تبادلات بیشتر باشن، بیت‌کوین بیشتری هم بوجود می‌اد و این بیت‌کوین بوجود اومده به اونهایی داده می‌شه که دارن کمک می‌کنن تا حساب و کتاب‌های بیت‌کوین انجام بشه.

۷. بیت کوین امنه. یعنی دزدی توش تقریبن غیر ممکنه. دلیل اصلی هم اینه که هیچ فردی با قدرت و نفوذ بالا ، توی دنیای بیت کوین وجود نداره. هیچ تصمیم گیرنده‌ای نیست که بتونه با یه تصمیم شخصی، بیت کوین بوجود بیاره یا مصادره کنه یا امثال‌ این ها. از طرف دیگه، مثل ریال و دلار، نمی‌شه بیت کوین تقلبی چاپ(!) کرد. تقلب کردن توی بیت کوین تقریبن غیر ممکنه.

۸. بیت‌کوین شفافه. درواقع چیزی که بهش می‌گیم سکه‌ی بیتی(!) یه نرم افزار اوپن سورس و آزاده که هرکسی که دلش بخواد می‌تونه روش نظارت کنه، سورس کد رو ببینه تا مطمئن شه از صحت و سلامتش و حتی بیاد و به بقیه کمک کنه توی بهبودش. کسی برای توسعه‌ی بیت‌کوین حقوق نگرفته. بلاک چین  (تکنولوژی پشت بیت‌کوین) و بیت‌کوین چیزیه که برنامه‌نویس‌ها و گیک‌ها به دنیای ما دادن (در راسشون، ساتوشی ناکاموتو که هنوز هویت واقعیش مشخص نیست و کسی اونو ندیده از نزدیک) . یک اتفاق بزرگ که حاصل کنجکاوی گیک‌ها در دونستن، و علاقه‌شون به انجام دادنه. دنیای ما از این جور چیزها زیاد دیده و بیشتر هم خواهد دید.

۹. بیت کوین متاسفانه این روزها به عنوان کالا داره تبادل می‌شه. اما در آینده‌ی نزدیک احتمالن جای خودش رو به عنوان یه ارز معتبر بین المللی باز کنه. بوجود اومدن بیت‌کوین، نوید جهان بهتری رو می‌ده. حذف شدن واسطه‌هایی که بی‌هیچ خدمتی، از پول ما استفاده می‌کردن برای منافع شخصیشون، اولین خدمت بیت‌کوینه. پشت بیت کوین، تکنولوژی بلاک چین هم به دنیا عرضه شد که هنوز اول راهشه ولی یکی از تکنولوژی‌هاییه که تاثیر زیادی روی آینده‌ی ما خواهد گذاشت.

 

 

تایپ ده انگشتی برنامه نویس حرفه ای

۱. نکته‌ی جالبی که درمورد حرفه‌ای شدن اینه که برای حرفه‌ای شدن، لازم نیست کار جادویی و خارق‌العاده‌ای انجام بده آدم. شایدم لازم باشه ولی مهم‌تر از اون، رعایت نکات ریز و پیش‌پا افتاده‌س. درمورد برنامه‌نویسا مثلن، تایپ ده انگشتی. شاید مسخره بیاد ولی تایپ ده انگشتی واقعن یکی از چیزاییه که برای برنامه نویس، حتی از خیلی مهارت‌های تخصصی مهم‌تره. بی‌نهایت بار تا حالا برنامه‌نویسای خوب و خلاقی رو دیدم که درعین حال که خیلی توی تخصصشون خبره بودن، ولی توی تایپ کردن اونقدر مبتدی و ناشی به نظر میومدن که آدم، حتی درمورد مهارتاشونم شک می‌کرد.  انقدر سوتی می‌دادن توی تایپ، یا انقدر موقع نوشتن خیره بودن به کیبورد که هی یه سلسله کاراکتر اشتباه رو می‌نوشتن و بعد مجبور می‌شدن که همه رو پاک کنن و از اول بنویسن، یا رایج ترین حالتش این که خیلی کند بودن. یه بار با یکی از برنامه‌نویسایی که ۳  ۴ انگشتی تایپ می‌کرد، این نکته رو مطرح کردم، واکنشش این بود که چیزای مهم تری برای یادگرفتن داره و نمی‌تونه وقتشو پای این چیزا بزاره. یه بارم یکی دیگه گفت که تا مجبور نشه شروع به یادگرفتن چیزی نمی کنه و الان هم در وضع فعلی،‌ نیازی به این کار احساس نمی کنه. عجیب‌ترین مورد هم ادعا می‌کرد که می‌تونه فقط با دو تا انگشت اشاره، از هرکسی سریع‌تر تایپ کنه.  تایپ ده انگشتی واقعن ممکنه. اگر دست من بود به عنوان یه نکته اضافه می‌کردمش به کتاب 97 چیزی که هر برنامه نویس باید بداند.

تایپ ده انگشتی برای برنامه نویس

۲. تایپ ده انگشتی واقعن آسونه. توی دو خط می‌شه جا داد تایپ ده انگشتی رو.  روی کیبورد حروف ت و ب فارسی‌( جی و اف انگلیسی) یه برآمدگی خفیف دارن. این برای اینه که دست ما بتونه با لمس اونا رو پیدا کنه. دو تا انگشت اشاره ما باید روی این دو تا قرار بگیره. باقی انگشتا هم به ترتیب روی کلید‌های مجاور. به همین راحتی. هر انگشت فقط حرفی رو می‌نویسه که توی این حالت، روش قراره گرفته، به اضافه‌ی کلیدای بالا و پایین اون کلید اصلی. توی تصویر بالا هم اگر دقت کنید می‌شه جای قرار گیری انگشت‌های اشاره رو دید. همینطور، کلید‌هایی که قراره با یه انگشت فشرده بشن، با یه رنگ مشترک مشخص شدن.

۳. برای یادگرفتن تایپ انگشتی کافیه یه متن ۲۰۰ کلمه‌ای رو بنویسید تا جای دکمه‌ها حفظتون بشه. یکی دو هفته هم اگر خودتون رو ملزم به ده انگشتی تایپ کردن کنید، بعد از اون حتی تصور استفاده از کمتر از ۹ انگشت برای تایپ کردن،‌ غیر ممکن می‌شه. سایتای زیادی هم برای یادگرفتن تایپ ده انگشتی هستن. فقط کافیه به انگلیسی گوگل کنید: Ten finger typing. یا مثلن به عنوان نمونه یه نگاهی به تایپینگ آکادمی بندازید که حروف کیبورد رو دونه دونه براتون میاره برای تایپ تا حفظ شدن جای حروف هم براتون راحت تر بشه. یه سایت دیگه هم هست به اسم تایپینگ با دومین خیلی بجای آی‌او که تایپ کردن رو مخصوص برنامه نویس ها یاد می‌ده و تمرین‌های باحالی هم برای کمک کردن به سریع شدن تایپ کردن داره.

 

اتم: ادیتور دوست داشتنی

۱. یه سریا ویژوال استودیو رو می‌پرستن. واقعن هم حق دارن. فکر کن می‌خوای کد بزنی. دو سه تا کاراکتر می‌زنی، بقیه دستور و فانکشن و کلاس و … رو خودش برات می‌اره. فکر کن داری از یه کلاس استفاده می‌کنی ولی یادت نیست اسم اون متدی که میخواستی استفاده کنی چی بود. یه نقطه می‌ذاری،‌ کنترل اسپیس و اجی مجی همه متدهاش لیست میشه برات. خوبه. نیست؟ نیست آقا. نیست!

نرم افزار ویرایشگر اتم

۲. این که IDE به ادم کمک کنه خوبه. ولی به چه قیمتی؟ اتفاقی که واسه دات نتی ها میفته اینه که بدون ویژوال استودیو تقریبن نصف مهارت برنامه نویسی خودتشون رو از دست می‌دن. چرا؟ چون از همون اول بد عادت می‌شن،‌ وابسته می‌شن به ویژوال استودیو. البته این درمورد جاواکار ها و اینتلیجی، اندرویدیا و اندروید استودیو، پایتون و پایچارم و  در کل هر زبون و IDEای صادقه.

۳. اتم رو خیلی دوست دارم. یه ادیتور ساده با کلی ویژگی خوب. اولین خوبیش اینه که – مخصوصن توی پروسه یادگیری- مجبور میکنه برنامه نویس رو که همه چیز رو خودش بنویسه. البته یه سری کمک می کنه ها. ولی خب اینا اسمشون کمکه، نه این که بیاد کل کار رو از رو دوش برنامه نویس برداره.

۴. چیزی که اتم رو دوست داشتنی می‌کنه، پلاگین های خوبیه که داره. این پلاگین ها شاید همون چیزایی رو به اتم اضافه کنن که ویژوال استودیو و امثالش از همون اول دارن. ولی نگته دقیقن همین جاست. برنامه نویس بعد از یه مدت کار کردن و سر و کله زدن با ادیتورش به اینا برمی خوره و وقتی ازشون استفاده می کنه که هم یاد گرفته که بدون اونا کار کنه و هم واقعن نیاز رو درک می کنه. توی این مطلب چند تا پلاگین خوب و کاربردی برای اتم هم معرفی می‌کنم.

 

بازی تقلید

۱. آلمانی‌ها – در جریان جنگ جهانی دوم – پیام‌هاشون رو به‌صورت رمز‌نگاری شده رد‌ و بدل می‌کنن. برای این‌کار از یه الگوریتم خاص و یه ماشین(انیگما) استفاده‌ می‌کنن که این الگوریتم رو روی ورودی‌هاش(پیام‌ها) اعمال می‌کنه. توی انگلستان که توی جبهه‌ی مخالف آلمانه، دارن تلاش می‌کنن که این‌ ماشین رو و الگوریتمش رو بشکونن تا بتونن متوجه‌ پیام‌های سری آلمانی‌ها بشن.
آلن تورینگ، به عنوان یه ریاضی‌دان،‌ علاقه‌خاصی به حل مساله داره. برای همین راهی پیدا می‌کنه تا وارد اون گروهی بشه که دارن روی انیگما کار می‌کنن. در پروسه‌ی کشف کردن راز پشت انیگما، هم با زندگی تورینگ آشنا می‌شیم و هم متولد شدن یکی از اولین کامپیوتر‌ها رو می‌بینیم.

imitation_game

۲. بازی تقلید سال ۲۰۱۴ ساخته شده. فیلم درمورد برهه کوتاهی از زندگی آلن تورینگه که توش برای ارتش انگلستان کار می‌کرد. توی این برهه اونا تلاش می‌کنن از راز ماشین معروف رمزنگاری‌ آلمانی‌ها سر در بیارن. فیلم جالبیه. چه برای کسی که به تاریخ علاقه‌ داره، چه کسی که به جنگ علاقه داره و اینجا می‌تونه از زاویه‌ای متفاوت بزرگترین جنگ تاریخ رو ببینه، چه برای کسی که به الن تورینگ – به عنوان یه دانشمند برجسته – علاقه داره، و چه کسی که کامپیوتر‌ها رو دوست داره و دلش می‌خواد از داستان بوجود اومدن یکی‌شون مطلع بشه. درکل گیک‌ها می‌تونن یه آخر هفته‌ی خوب با این فیلم داشته باشن.

۳. این فیلم رو البته مستند نباید حساب کرد. با یه فیلم داستانی طرفیم که بر مبنای زندگی یه شخص مهم توی تاریخ علم ساخته شده. ولی خب مثل‌ همه‌ی فیلم‌های داستانی، عقاید و علایق نویسنده و تیم سازنده‌ی کار وارد قضیه شده. نویسنده‌ی این کار گراهام مور هست. کارگردانش مورتر تیلدوم، و نقش الن تورینگ رو هم بندیکت کامبربچ بازی می‌کنه. (اگه گیم‌آف‌ترونز رو‌ دیدین، بازیگر نفش تایوین لنیستر اینجا هم هست.)

 

  • اگه کامپیوتری هستین و درس نظریه‌ زبان‌ها رو پاس کردین،‌ اون تو از ماشین تورینگ حرف زده شد. این تورینگ همونه.

اکس-ماشینا؛ من می‌خوام تو رو فریب بدم!

۱. یه برنامه‌نویس جوان دعوت شده تا یه کار جالب بکنه: تست تورینگ رو روی یه ربات انجام بده. تست تورینگ رو آلن تورینگ طراحی کرده تا باهاش کیفیت هوش مصنوعی رو بشه سنجید. تست تورینگ خلاصه‌ش اینه: یه آدم باید با یه ماشین/آدم وارد گفتگوبشه. این آدم نمی بینه که داره با ماشین حرف می‌زنه یا آدم و درواقع باید قضاوت کنه که مخاطبش ماشین بوده یا آدم. توی این فیلم البته تستی که انجام می‌شه چند پله فراتره. یه نکته‌ش اینه که این آدم قاضی(!) می‌دونه داره با یه ربات صحبت می‌کنه. Ex-Machina فیلمیه که حداقل برای گیک‌ها می‌تونه جذاب باشه.

زیر پوستر نوشته شده:‌ هیچ چیز انسانی تر از اراده/تلاشٍ زنده موندن نیست!
زیر پوستر نوشته شده:‌ هیچ چیز انسانی تر از اراده/تلاشٍ زنده موندن نیست!

۲. فیلمای علمی-تخیلی، وقتی به هوش مصنوعی می‌رسن، معمولن یا خیلی تخیلی می‌شن و با یه سری موجود عجیب غریب مواجه می‌کنن بیننده رو و یا از اون طرف خیلی بدبینانه می‌رن سراغ هوش‌مصنوعی و همیشه ماشین‌ها شورش می‌کنن و آدم‌ها در خطرن و … . توی این فیلم یکم متفاوت بود قضیه. سعی اصلی این بود که مرحله‌ی بلوغ هوش‌مصنوعی به تصویر کشیده بشه و این جذابش کرده بود. داستان فیلم خیلی کم وارد مساءل تکنیکال و علمی می‌شه و بیشتر داره تعامل یه آدم و یه ربات رو خیلی خوب بررسی می‌کنه. خیلی دارم تلاش می‌کنم که داستان فیلم رو اسپویل نکنم وبرای همین مجبورم قسمت معرفی رو انقدر زود تموم کنم.

هشدار: اگر فیلم رو ندیدین قسمت ۳ رو به هیچوجه نخونین!

۳. بد بینانه نگاه کردن به داستان همیشه هست. خیلی‌ها هستن که از هوش‌مصنوعی می‌ترسن و بهش به عنوان یه هیولا و پایان‌دهنده‌ی زندگی بشر نگاه می‌کنن. جمله‌ی جالبی که توی این فیلم شنیدم این بود که “انسان برای نابود شدن به هوش‌مصنوعی احتیاجی نداره، تکبر خودش هست” و این می‌تونه این دلخوشی رو به آدم بده که به خودش بگه: خب آره،‌ زیادم نباید از این ماجرا ترسید ولی توی فیلم همین تکبر کمک بزرگتری به فرزند ناخلف تکنولوژی(!) می‌کنه. جای دیگه‌ای هم توی تعریف کردن هوش‌مصنوعی از جسنیت(!) هم به عنوان یه فاکتور مهم یاد می‌شه. این قسمت قضیه خیلی جالب‌تره وقتی ببینیم روی پوستری که بالاتر گذاشتم از میل به بقا صحبت شده. قسمتی از جنسیت و مخصوصن رابطه‌ی جنسی کاملن به میل انسان به بقا مربوطه. شاید با در نظر گرفتن این قضیه،‌ بشه گفت هوش‌مصنوعی این فیلم یه مرحله جلوتره از مصنوعی‌بودن.

۴. البته که نباید فراموش کرد که این فیلم صرفن یه فیلم تخیلی بود و وجهه‌ی علمیش هم بیشتر وام گرفته از تخیل بود. اما همیشه واقعی تصور کردن فیلم‌های تخیلی، چشم آدم رو به چیزای جالبی باز می‌کنن.

۵. این اواخر سریال دنیای غرب رو هم دیدم که می‌شه گفت دید نسبتن مشابهی به هوش مصنوعی داشت. هرچند که توی اون فیلم درکنار اون نگاهٍ‌ عجیب به هوش‌مصنوعی، مساءل فلسفی(هرچند نسبتن پیش‌پا افتاده) هم دخیل داستان شده بودن ودقیقن مثل ماتریکس قسمت انسانی، محور اصلی قضیه حساب می‌شد توی داستان.

  • اسم فیلم رو نتونستم فارسی کنم و مجبور شدم از همون اسم انگلیسی استفاده کنم. توی اینترنت هم گشتی زدم و فارسی زبان‌ها هم همه به همین اسم اکتفا کرده بودن.
  • دنیای غرب (West world) هم یکی از دیدنی های جالب بود. سریال ۱۰ اپیزودی که آخر ۲۰۱۶ پخش شد. درمورد اون هم شاید یه روز نوشتم ولی شاید هم این معرفی یه خطی تمام چیزی باشه که ازش می‌نویسم. در کل ارزش دیدن داشت اما. توی ویکی پدیا بیشترازش بخونین.
  • اگه کامپیوتری هستین و درس نظریه زبان‌ها و ماشین‌ها رو پاس کردین، باید اسم ماشین تورینگ رو شنیده باشین. اون تورینگ، همون تورینگیه که اینجا بحثش شد.
  • درباره‌ی اکس-ماشینا توی ویکی‌پدیا بیشتر بخونین.