خبر خوبی که شنیدم این بود که یکی از کارهای بهرام بیضایی این روزها داره در تهران روی صحنه میره. نمایش در روزگارِ نعمان بن امرؤ القیس (نعمان یکُم)، ششمین امیرِ لخمیان و پدرِ منذر بن نعمان، میگذرد که از بهرِ پذیراییِ شاهِ ایران، یزدگرد یکم، خورنق میسازد و سِنِمّار معماری است که بدین کار گماشته میشود (خلاصه نمایش از ویکیپدیای مجلس…
برچسب: تیاتر
۱. ضحاک ماردوش و به پایان رسیدن سلطنت هزاااار سالهش، ماجرای ترجمهی هزار و یک شب از فارسی به عربی بعد از فتح ایران توسط اعراب، زنی که در یک جامعهی مردسالارپنهانی وبی اجازه کتاب ممنوعهی هزار و یک شب رو میخونه. این سه، هرکدوم داستان یک پرده از نمایشنامهی شب هزار و یکم بهرام بیضایی ان. ۲. بهرام بیضایی خیلی خوب…
۱. ننه دلاور یه فروشندهی دوره گرده. ینی یه درشکه/گاری داره و دوره میگرده. هرچی گیرش بیاد میخره و گرونتر میفروشه. مخصوصن چیزایی که به درد سربازا میخورن. آخه سربازا راحت نمیتونن برن اینور و اونور و مجبورن از اون خرید کنن. ننه دلاور سه تا بچه هم داره که باهاشن و کمکش میکنن. البته سرنوشت هرکدوم متفاوته و پر از فراز…
۱. هری، یه مامور اعدامه. یعنی اونی که چهارپایه رو از زیر پای اون بدبخت طناب-به-گردن میکشه. هری بهترین مامور اعدام توی انگلستانه (کلش، ینی ولز و ایرلند و اینام شامل میشن) ولی این فقط نظر خود هریه. بقیه میگن رقیبش بهترینه. اون یارو چندصد نفر بیشتر از هری دار زده. حالا قانون اعدام رو دارن برمیدارن و هری با اعصاب خورد…