تبدیل اعداد عربی به رومی

۱. این سیستم نمایش اعدادی که امروز استفاده می‌کنیم به سیستم هندو-عربی معروفه. تا قبل از قرن ۱۴(حدودن) که این سیستم کاملن فراگیر بشه، در جهان غرب هنوز از سیستم رومی استفاده می‌کردن. منظورم همون ایکس و آی هاییه که روی یه سری ساعتا دیده می‌شن.

۲. اعداد رومی به این صورت کار می‌کنن که برای اعداد ۱ و ۵ و ۱۰ و ۵۰ و ۱۰۰ و ۵۰۰ و الخ، از یه سری نماد استفاده می‌کنن. ۱ می‌شه I، و پنج رو با V نشون می‌دن. بعد برای این که مثلن عدد هفت داشته باشیم،‌ یه پنج و دو تا یک رو باید بذاریم کنار هم: VII. البته یه سری قواعد جزیی تر هم داره که توی صفحه‌ ویکیپدیای اعداد رومی می‌تونین ببینین.

۳. یه روز از حوصله سر رفتگی و ۲ ساعت فراغت، به سرم زد کدی بنویسم که یه عدد بگیره و معادل رومی اون رو تولید کنه. حاصل رو گذاشتم روی گیتهابم. فعلن واسه اعداد کوچکتر از ۱۰۰۰ کار می کنه و بسط دادنشم زیاد سخت نیست. با پایتون ۳ نوشته شده. از هیچ لایبرری خاصی هم استفاده نکردم. کلن هم با همون مهارتای پایه‌ی برنامه نویسی انجام شده کار. شاید البته بشه جور بهتری هم انجام داد این کارو ولی چون هدفم سرگرمی بود و نه رفع نیاز، دنبال نمونه‌های مشابهش نگشتم.

در مدح کتاب نصفه خوندن

۱. یکی دو هفته‌ی اخیر کتاب اسپینوزای خیابان مارکت رو می‌خوندم. ۳ ۴ تا داستان اول رو با شوق خوندم ولی ناامید شدم. چندتا داستان دیگه‌ش رو هم خوندم و در آخر تصمیم گرفتم ۳ تا داستان آخرش رو نخونم و برم کتاب بعدی. اما چرا؟

۲. یه جور وسواس در ما هست که تحریکمون می‌کنه یه کتاب رو تا ته بریم،‌ یه فیلم خسته کننده‌رو تا ته تحمل کنیم،‌ ده فصل از یه سریال رو ببینیم،‌ هرچند از فصل ۴ به بعد یقین حاصل کردیم که داستانش مرده دیگه،‌ یا حتی رابطه‌مون رو با یه فرد (چه عاطفی چه کاری) ادامه بدیم فقط چون یه روز نتیجه گرفتیم که اون شخص، شخص مناسبیه،‌ هرچند که الان شک داریم.

۳. ولی چرا؟ واقعن چرا باید وقتمون رو پای چیزی هدر بدیم که یقین داریم بده؟ فقط چون یه درصد احتمالش هست که بعد از ۴۰۰ صفحه کتاب حوصله سر بر، نویسنده یهو منقلب بشه و دو صفحه جالب بهمون هدیه بده؟ نمی صرفه واقعن. مثلن احمد شاملو یه چهره برجسته توی ادبیات ایرانه. من امسال کتاب روزنامه‌ی سفر‌ میمنت‌اثر ایالات متفرقه‌ی امریغ رو ازش شروع کردم به خوندن. واقعن ده صفحه هم نتونستم تحمل کنم. حالا بیام به خودم بگم که نه، شاملو خیلی شخص مهمیه. چه حاصل؟ عمر رفته برنمی‌گرده. این همه‌ دارم می‌نویسم که بگم واقعن مطالعه‌ هم بعضی وقتا رفتار‌های نه چندان منطقی توی ما ایجاد می‌کنه و باید ازشون اجتناب کرد. استادی داشتم که شاید تاثیر گذار ترین توصیه رو به من – و همکلاسی هام – کرد اوایل دانشجوییم: هیچ کتابی ارزش این رو نداره که از اول تا آخرش رو بخونیم. آدم باید فقط اون قسمت از کتاب رو بخونه که واقعن بهش نیاز داره. هرچند که خیلی ساده‌س اما واقعن خیلی‌هامون بهش توجه نمی‌کنیم. مثلن چند نفر رو دیدین که تصمیم گرفتن جاوا یاد بگیرن،‌ بعد با وجود این که مثلن مفهوم متغیر‌ها یا حلقه‌ها رو درک کردن، میان فصل متغیر یا حلقه‌ی جاوای دایتل رو  واو به واو می‌خونن،‌بعد از مطالب تکراری خسته می‌شن و کلن قید جاوا – یا در خوشبینانه ترین حالت اون کتاب – رو می زنن. جسارت چشم بستن به ۴۰۰ صفحه از یه کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای رو داشتن چیزیه که به ما واقعن توی پیشرفت کمک می‌کنه.

یادگیری لغت انگلیسی با اپ موبایل

۱.  اینجا ۳ تا اپ می‌خوام معرفی کنم که هرکدوم یه جور جالبی به آدم کمک می‌کنن تا لغات و کلمات جدید یاد بگیره.

۲. قبل از همه‌چیز اینو بگم که یادگیری یه زبان جدید بهترین‌حالتش اینه که بدون وابستگی به یه زبان دیگه باشه. یعنی مثلن من نیام انگلیسی رو با استفاده از فارسی و ترجمه کردن یاد بگیرم. درمورد لغت مخصوصن بهتره که کلن از زبان واسه (برای ما فارسی) اجتناب بشه. یعنی نیایم لغت و معنی حفظ کنیم. بجاش توصیف اون لغت یا کمک گرفتن از ابزار‌های دیگه مثل تصویر می‌تونه راه خوبی باشه.برای همین اگر از این اپ‌ها یا فلش کارت‌های فارسی/انگلیسی دارین یا مثلن کتاب ۵۰۴ با زیر نویس فارسی دارین می‌خونین، بهتره همین الان پاکش کنید اپ رو و بندازین دور کتاب رو‌(به همین شدت)

۳. بریم سراغ اپ ها. لینک گوگل پلی رو برای هر کدوم گذاشتم. از ورژن آی‌او‌اس اپ ها هم خبر ندارم.

Memrise

اسمش یه غلط املایی ریز داره که درواقع بهش یه معنی جدید داده (بهش فکر کنین.) سیستم ساده‌ای داره: شما اول یه مجموعه لغت انتخاب می‌کنید. مجموعه‌ها خیلی متنوعن. از مثلن کتاب‌های معروف مثل ۵۰۴ و ۱۱۰۰ واژه گرفته تا لغات زبان تخصصی کنکور ارشد کامپیوتر. مجموعه رو که انتخاب کردید سه تا گزینه رایگان دارین: یادگیری لغت، که بهتون ۵ تا لغت جدید می‌ده. مرور،‌ که لغاتی که قبلن خوندید رو بهتون نشون می‌ده. اینجوری که وقتی لغتی رو می‌خونید، چند ساعت بعد یک بار بهتون میگه مرورش کنید،‌ فرداش و ۳ روز بعد و یک هفته بعد هم می‌ده برای مرور. (عددها دقیق نیستن) مرور هم درواقع یه جور آزمونه. یا کلمه رو می‌بینین و معنی رو باید انتخاب کنید. یا معنی کلمه رو می‌ده و می‌خواد بنویسیدش یا حتی فقط صدا پخش می‌کنه و معنی یا املا رو می‌خواد. خودتون امتحانش کنید بهتر گیرتون میاد.

memrise تقویت دایره لغات

در واقع ممرایز برای حفظ کردن هر چیزی که یک معادل داره مفیده( f(x) = y ) و توی اپ هم علاوه بر لغات انگلیسی و غیر انگلیسی کلی چیز جالب دیگه هم هست مثلن پرچم کشور ها، پایتخت‌ها،‌و حتی کامند‌های ترمینال لینوکس. هرچند به نظرم درمورد مثلن کامندها نشه راه خوبی برای یادگیری حسابش کرد.

Ultimate Vocabulary Prep for English, GRE® & exams

این یکی کلن فرق داره. اسم طولانیش ترسناکش می‌کنه ولی درواقع خیلی جذابه. اول که نصبش کنید،‌ یه سری سوال می‌پرسه. این که هدفتون چیه؟ تفریح، مهاجرت؟ آزمون؟ به کدوم کشور؟ کدوم آزمون؟ و چندتا سوال دیگه. بعدش میاد و براتون یه سری مجموعه لغت آماده می‌کنه و شروع می‌کنید یادگیری.

تقویت دایره لغات

Magoosh Vocabulary Builder

این یکی خیلی ساده و سرراسته. یه سری مجموعه لغت داره که سطح بندی شدن و یه سری هم برای آزمون‌های خاص مثل IELTS , GRE هست. انتخاب می‌کنید و می‌خونید. دقیقن هم همون فلش کارت خودمونه. خبری از آزمون گرفتن پیچیده یا الگوریتم های خفن برای انتخاب لغت‌ها نیست. همین.

magoosh فلش کارت لغت انگلیسی

 

 

 

تب یا اسپیس؟ درآمد اونایی که اسپیس رو ترجیح می‌دن بیشتره

۱. این مطلب رو یکی دو جا دیدم این اواخر که پر آب و تاب ترینش توی فاسبایت بود: برنامه‌نویس‌هایی که اسپیس رو به تب ترجیح می‌دن، درآمد بیشتری دارن، تقریبن ۸ درصد. درظاهر شاید جذاب به نظر بیاد ولی در باطن یقینن غلطه.

تب یا اسپیس

۲. اتفاق خیلی رایجی که رخ می‌ده اینه که ما موقع بررسی یک مسئله، درواقع داریم اون فاکتوری که دوست داریم رو در نظر می‌گیریم، ولی از چیزایی که غیر مستقیم توی مسئله دخیلن، چشم پوشی می‌کنیم (از روی بی حواسی یا با نیت شوم؟؟؟؟). مثلن اینجا اومدن دیدن کدوم برنامه نویس از چی استفاده می‌کنه‌(تب یا اسپیس) و چقدر درآمد داره. همین. ولی اگر درست به قضیه نگاه کنیم، واقعن این سوال پرسیدن غلطه. کلی فاکتور مهم دارن نادیده گرفته می‌شن.

۳. پایتون یا جاوا یا جاوا اسکریپت؟ توی پایتون عرف اینه که از چهار تا اسپیس استفاده کنن. یه سری از قدیمیا هشت تا اسپیس رو ترجیح می‌دن. توی جاوا اسکریپت از یکی شنیدم که پیشنهاد غالب دو تا اسپیسه. توی جاوا عملن عرفی وجود نداره. دلیه. و خب این خیلی تاثیر گزاره. ازونجایی که توی پایتون ایندنت کردن با اسپیس انجام می‌شه، شخص دقیق انجام می‌ده این کار رو. اما توی جاوا که تاثیری نداره، طرف هر جور خواست رفتار می‌کنه. متوجهین که چی می‌گم؟ اینجا درواقع زبان برنامه نویسی دخیل می‌شه. و خب درآمد برنامه نویسای هر زبون توی مناطق مختلف فرق می‌کنه.

۴. من موقع کار، از تب استفاده می‌کنم عمومن. ولی ادیتور من اتمه و تنظیماتش جوریه که درواقع تب رو با ۴تا اسپیس جایگزین می‌کنه. پس من جزو کدوم دسته‌م؟ تب یا اسپیس؟ ادیتور هم مهمه. یا مثلن اون قانون که می‌گه هر سطر نباید بیشتر از هفتاد و خرده ای کاراکتر بشه. اگر من به اون قانون پایبند باشم، احتمالن از اسپیس به تعداد کم استفاده کنم اما اگر یه مانیتور واید داشته باشم بخاطر رفاهم یقینن تا دلم بخواد تب می زنم.

۵. اگر یه مغازه دار بخواد ساعت کاریش رو بر اساس حد فاصل طلوع و غروب آفتاب در نظر بگیره، تابستون‌ها مغازه‌ش زمان بیشتری بازه و به تبع اون، مشتری‌های بیشتری هم داره. اما توی این مورد باید این رو هم درنظر بگیره این تعداد مشتری یقینن اگر طرف بستنی فروش باشه،‌توی تابستون خیلی بیشتر از زمستون می‌شه، حتی اگر زمستون بیشتر مغازه رو باز نگه داره. خیلی بی ربطه. مگه نه؟ تاثیر تب و اسپیس توی درآمد هم دقیقن به همین صورته. فاکتوری که خودش تابعی از عوامل دیگه‌س نمی‌تونه متر و معیار خوبی برای سنجش باشه.

چطور پسورد امن و قوی و خوب و مناسب و خفن انتخاب کنیم و فراموششم نکنیم؟

۱. دیگه باید همه متوجه شده باشن که نمی‌شه با ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰ قال قضیه رو کند. باید پسوردهامون رو هوشمندانه‌تر انتخاب کنیم. ولی چطوری؟

انتخاب پسورد مناسب
۲. خیلی ساده اول چند تا قانون ساده که موقع انتخاب پسورد انتخاب کردن باید رعایت کنیم رو مرور کنیم اول:

  •  اسم گربه تون پسورد با نمک و خوبی نیست.
  • کلماتی که به زندگی شخصیتون مربوط می‌شن رو برای پسورد انتخاب نکنید.
  • تاریخ تولدتون رو خیلیا می‌دونن پس پسورد خوبی نیست. همینطور شماره شناسنامه و پلاک خونه(!).
  • پسورد خوب نباید فقط عددی باشه.
  • از اعداد، حروف کوچیک و بزرگ، و نشانه ها در کنار هم استفاده کنید. مثلن STTqw13#9bpAS یه پسورد خوبه.
  • لازم نیست طومار باشه، ولی درحد امکان طولانی انتخاب کنیدش. بین ۱۰ تا ۲۰ کاراکتر انتخاب خوبیه.
  • پسوردتون رو به کسی نگید. به هیچ وجه.
  • پسوردتون رو هیچ‌جا ننویسید. هیچ جا، حتی توی گاوصندوقی که فقط خودتون کلیدشو دارید.
  • واسه همه حسابا یه پسورد انتخاب نکنید.

۳. اینا که نوشتم واقعن قوانین پیش‌پا افتاده‌ و ساده‌ ای حساب می‌شن ولی رعایت کردن همینا می‌تونه شما رو تبدیل به شخص تقریبن غیر قابل هک(!) تبدیل کنه. عملن. ولی یه سوال پیش میاد. پسورد خوب که ساختیم، چجوری یادمون بمونه خب؟ واقعن حفظ کردن کلی رمز که هیچ معنی ای ندارن و کلی کاراکتر غیر معمول هم دارن سخته.  چاره: نرم افزار مدیریت پسورد. هستن نرم افزار‌هایی که شما توشون می‌تونید پسورد‌هاتون برای سایت‌ها و حساب های مختلف رو ذخیره کنید. معروف‌ترینش LastPass هست و یه مورد دیگه هم هست به اسم BitWarden که البته هر دو اینا خوبن. مزیتی که بیت واردن داره اول از همه آزاد بودنشه. بعد از اون هم به شما دو امکان می‌ده: یکی این که دیتا رو روی هاست خودش نگه داره،‌یا اینکه خودتون مسئولیتش رو بر عهده بگیرید. امکانات مکمل دیگه‌ای هم داره که خودتون بعد از نصبشون باهاشون آشنا می‌شید. ولی فقط یه نکته: نرم افزار مشابه اینا زیاده. ولی باید با احتیاط باهاشون رفتار کرد. از اونجایی که دارید پسوردتون رو بهشون می‌سپرید، عملن قدرت بالایی در اختیارشون قرار می‌دید. پس احتیاط کنید. اگر سراغ چیزی غیر از این ۲ گزینه رفتین، اول خوب درموردش تحقیق کنید. حتمن حتمن هم از سرویس‌های ایرانی توی این یه مورد خاص مطلقن اجتناب کنید. همین.

تاریک‌ترین زمان

۱. وینستون چرچیل یقینن معروف‌ترین و احتمالن محبوبترین سیاست‌مدار انگلیسیه. فیلم تاریک‌ترین زمان(ساعت؟) داستان روز‌های اول نخست‌وزیری چرچیل رو نشون می‌ده، در اوایل جنگ جهانی دوم، وقتی که نخست‌وزیر قبلی چندان با برنامه نشون نداده. چالش اصلی چرچیل در این زمان تصمیم‌گیری درمورد ۳۰۰ هزار سربازیه که توی بندر دانکرک گیر افتادن.

چرچیل - اولدمن - تاریک ترین زمان

۲. یه اتفاق باحال که افتاده اینکه که دو کارگردان (جو رایت و کریستوفر نولن) همزمان رفتن سراغ یه واقعه: گیر افتادن سربازهای انگلیسی در بندر دانکرک فرانسه. و حالا این امکان رو به ما می‌دن که ماجرا رو از دو زاویه متفاوت ببینیم. (فراموش نکنیم که اینها مستند نیستن) نولن داستان رو از دریا و آسمان و بندر روایت می‌کنه و رایت رفته سراغ سیاستمدار ها و تصمیم‌گیرنده ها. با هم دیدن این فیلمها می‌تونه تجربه جالبی باشه.

۳. نقش چرچیل رو گری اولدمن بازی کرده ولی اونقدر گریم سنگینی داره که من تا نیم ساعت فکر می کردم اولدمن توی یه فیلم دیگه احتمالن چرچیل بوده و اینجا این یکی دیگه‌س. ولی صداش لو داد ماجرا رو. درکل گریم سنگین اولدمن واقعن حیرت انگیز بود. از ظواهر که بگذریم، بازی با کلمات چرچیل که معروف هم البته هست، توی این فیلم خیلی هنرمندانه به نمایش گذاشته شده و یه جورایی سعی در قدیس کردن چرچیل داره. این شاید یکی از مشکلات سینماست که گاهی باعث می‌شه چهره‌های خاکستری تاریخ، به عنوان فرشته ها به مردم معرفی بشن.

 

  •  قبلن درمورد دانکرک هم نوشته بودم.

چارلی و کارخانه‌ی شکلات سازی

۱‍. چارلی باکت یه پسر فقیره که با پدر و مادر و پدربزرگها و مادربزرگهاش زندگی می‌کنه. هدیه تولد هرسالش یه چاکلت باره. ویلی وانکا هم یه مرد مرموز و عجیب غریبه که صاحب بزرگترین و بهترین کارخونه شکلات سازی جهانه. ورود آدمها به کارخونه آقای وانکا ممنوعه. اما یه روز تصمیم می‌گیره به ۵ نفر امکان ورود و گشت و گذار در کارخونه رو بده. و این ماجرای کتابه… .

چارلی و کارخانه شکلات سازی

۲. چارلی و کارخانه شکلات سازی یکی از بهترین و جالب ترین کتاب‌های نوجوانانه‌ای بود که خوندم. دنیای فانتزی(!) و شوخ و شنگ باحالی داره، شخصیت‌هاش دوست داشتنی ان. درکل خوندنش حس خوبی به آدم می‌ده. قبل از کتاب، فیلمش رو دیده بودم و بر خلاف موارد قبلی که کتاب و فیلم رو دیده بودم و همیشه هم فیلم کتاب رو نابود کرده بود‌(مثل خانه خانم پرگرین که همین آقای برتون ساخته بود) این دفعه واقعن می‌شه گفت فیلم به شدت به کتاب وفادار بوده و حتی فراتر از اون،‌ از کتابش بهتر هم بوده. یعنی خیلی جاها جزییات باحالی اضافه کرده به داستان‌(برخلاف معمول که درواقع فیلم جزییات رو حذف می کنه و داستان ضربه می بینه) یا حتی یه داستان خیلی کوتاه هم از گذشته‌ی ویلی وانکا (جانی دپ) توی فیلم هست که توی کتاب نبوده و واقعن این شخصیت رو باور پذیر تر می‌کنه.

۳. کتاب رو رولد دال نوشته. از این نویسنده چندسال پیش کتابی خونده بودم به اسم داستان‌های نامنتظره که به شدت پسندیده بودم. البته رولد دال بیشتر به خاطر کتابهای نوجوانش شناخته شده اما اون کتاب مخاطبش بزرگسال بود. حالا هم چارلی و کارخانه شکلات سازی به کتاب‌های محبوبم اضافه شد. قبلن هم فیلم The BFG رو معرفی کرده بودم که اونم بر اساس یکی از داستانای رولد دال ساخته شده. الانم دارم کتاب چارلی و آسانسور شیشه‌ای رو می خونم و واقعن خوب بوده صد صفحه‌ی اول کتاب. در کل رولد دال داره تبدیل می‌شه به یکی از نویسنده‌های محبوب من.

 

  • عارضه جانبی: تا دو هفته بعد از خوندن این کتاب، مصرف شکلاتم ۳ ۴ برابر شده بود. به شدت دهن آدم رو آب می‌ندازه!

ماه گرفتگی ۵ مرداد ۹۷

۱. امشب(جمعه ۵ مرداد ۹۷) یک ماه گرفتگی طولانی (گویا طولانی ترین در قرن حاضر) خواهیم داشت. حدود ۶ ساعت طول می‌کشه و از ساعت ۹:۴۴ دقیقه شروع می‌شه و ساعت ۵۱ دقیقه بامداد شنبه خسوف کامل رو می‌بینیم. توی همین شب مریخ هم به فاصله‌ی خیلی کمی از ماه (۶ درجه) قابل رویته و از شبهای دیگه هم پرنور تره.

ماه گرفتگی مرداد

۲. نجوم شاید کلمه‌ی پیچیده‌ای باشه اما از همین چیزای کوچیکش، یعنی یه ماه گرفتگی ساده، می‌شه واقعن به وجد اومد. لازم هم نیست حتمن یه تلسکوپ خفن چند میلیون تومنی داشته باشیم. با یه دوربین شکاری معمولی زیر یک میلیون تومن، و حتی بدون هیچ وسیله‌ای هنوز می‌شه خیلی چیزا دید که فکر رو می‌تونه واسه چند دقیقه تا حتی چند روز درگیر خودش کنه. امشب ماه گرفتگی رو دریابید و لذت ببرید. همین.

۳. یه خبر باحال هم که امروز بهش برخوردم این بود که دوستان ستاره شناس یک شیء پررنگ جدید در آسمان پیدا کردن: یک اختروش(!) که با ما ۱۳ میلیارد سال نوری فاصله داره، یعنی این تصویری که می‌بینیم درواقع تصویر این اختروش در ۱۳ میلیارد سال پیشه،  یعنی سالهای اولیه‌ی جهان ما، زمانی که فقط ۷ درصد از جهانی که‌ امروز می‌بینیم وجود داشت.  از نگاه کردن به ماه که خیلی نزدیکه تا پیدا کردن چیزی که عملن جزو دوردست ترین جایی که ما ممکنه حالا حالاها ببینیم می‌تونه پارادوکس باحالی باشه. این وسط هم کلی چیز دیگه هست واسه دیدن که شاید در آینده‌ی نزدیک سراغشون.

هاست رایگان پایتون

۱. برخلاف پی اچ پی که براش تعداد زیادی سرویس رایگان هست، پایتون خیلی در این زمینه بی بهره بوده و سرویس هایی که این امکان رو بدن که ما بتونیم یه سایت پایتونی رو بدون خرج زیاد راه بندازیم انگشت شمارن. (البته وقتی هم که هزینه بخوایم بکنیم بازم وضع پی اچ پی خیلی بهتره. مثلن با ۳۰ ۴۰ هزار تومن می‌شه – یا می‌شد؟؟؟- ۲۰۰ ۳۰۰ مگابایت هاست تهیه کرد که برای یه سایت وردپرسی از حد نیاز هم بیشتره. اما درمورد پایتون از این خبرا نیست و باید شخصا یه سرور مجازی یا اختصاصی بخرین و خودتون کانفیگ کنید و کارای امنیتی رو انجام بدین و پایتون نصب کنید و … . درکل وضع پی اچ پی در این زمینه خیلی بهتره.)

هاست پایتون رایگان

۲. اینجا چندتا سرویس که این امکان رو می‌دن که بدون هزینه کردن یه سایت پایتونی راه بندازیم، می ذارم:
۲.۱. PythonAnyWhere: این سرویس یه شما امکان انتخاب ورژن پایتون رو‌ می‌ده. بعدشم یه ترمینال لینوکس در اختیارتون می‌‌ذاره که می‌تونین باهاش هر پکیچ پایتونی که خواستین رو نصب کنید. من باهاش جنگو نصب و تست کردم و رضایت بخش هم بود. راستی گیت هم داره و راحتترین راه انتقال فایلای پروژه بهش واسط قرار دادن گیت لب و گیتهابه. البته از SSH هم می‌تونین استفاده کنید. با هر اکانت می‌شه یه سایت راه اندازی کرد که البته یه سری محدودیت داره و اگر از حد خاصی(که چندان هم بالا نیست) بیشتر باشه استفاده از سایت، باید اکانت پریمیوم بخرین که از ۵ دلار در ماه شروع می‌شه.

۲.۲. OpenShift : اوپن شیفت رو ردهت ارائه می‌ده. یه ترمینال سنت او اس دراختیارتون می‌ذاره. از محدودیت‌هاش چیز زیادی نمی‌دونم ولی گویا سرویس نسبتن خوبی می‌ده و به همین دلیل متقاضی هم زیاد داره. بخاطر همین بعد از ثبت نام یه مدتی باید منتظر بمونید توی صف. من پارسال که ثبت نام کردم حدودن یه ماه طول کشید اکانتم اکتیو بشه و وقتی هم که ۳ ماه ازش استفاده نکردم همه چیزو پس گرفتن‌ که بدن به یکی دیگه ؛) اینم بگم که به ایران سرویس نمی‌ده و باید از اون فیـلتر شکن استفاده کنید.

۲.۳. HelioHost. این یکی شاید یکم محدود تر از قبلیا باشه اونم بخاطر این که اینجا خبری از ترمینال نیست دیگه و باید کارا رو از طریق رابط کاربری گرافیکیش انجام بدید. پکیج های قابل استفاده هم محدودن و گویا نمی‌شه آزادانه هرچیزی رو نصب کرد. البته جنگو و فلسک ساپورت می‌شن خوشبختانه. برای دیتابیس هم مای اسکیوال و پستگرس هستن و وب سرورش هم آپاچی.

۲.۴. Bitnami, FriHost, WikiWikiWeb:این سه تا هم هستن که البته هر سه فقط پایتون نسخه ۲ رو ساپورت می‌کنن و شاید نشه زیاد روشون حساب کرد (البته من خودم شخصن همیشه پایتون ۳ رو ترجیح می‌دم و تا مجبور نشم سراغ پایتون ۲ نمی‌رم، شاید برای کسی که ۲ رو ترجیح می‌ده هنوز گزینه خوبی باشه.)

 

۳. این سرویس ها رو از ویکی پایتون پیدا کردم و تجربه خودم در استفاده  وچیزایی که اینور اونور دیدم رو اینجا نوشتم. ولی چیزی که هست اینه که تقریبن یه ساله اون صفحه آپدیت نشده و بعید نیست سرویس جدیدی هم متولد شده باشه. PythonAnyWhere به نظر خودم گزینه خوبی برای تست کردن و داشتن سایت جمع و جوره. اوپن شیفت هم کم طرفدار نداره و گویا می‌شه روش حساب باز کرد. همین دیگه.

خانه خانم پرگرین برای بچه های خاص

۱. یه خونه آسایشگاه مانند هست که توش خانم پرگرین از یه سری بچه‌ی عجیب غریب نگه داری می‌کنه. مثلن یکی‌ که آتیش درست می کنه بی هیچ وسیله‌ی جانبی‌ای یا یکی که دو تا دهن داره و یکی که می تونه با زنبورا حرف بزنه و بهشون دستور هم بده حتی یا یکی دیگه که نامرئیه. درکل دنیای بامزه‌ایه. ولی اتفاقای توش خیلی باحال تر و پر هیجان تر از این حرفاست. این بچه ها اونقدر هم زندگی فانتزی‌ای ندارن و باید از خودشون دربرابر یه سری خطرات محافظت کنن.

خانه خانم پرگرین

۲. خانه خانم پرگرین برای بچه‌های عجیب/خاص رو با فیلم آخر تیم برتون به همین اسم شناختم. راستش فیلم معمولی‌ای بود و با اون دنیای جذاب تیم برتون خیلی فاصله داشت. اصلن دیدنش توصیه نمی‌شه، به هیچ وجه، به هیچ کس.خیلی خیلی کتاب رو پس و پیش کرده و شخصیت ها رو قاطی کرده و داستان رو از جایی که باید می رفت منحرف کرده و کلن بعد از خوندن کتاب، هیچ جذابیتی توش نمی مونه (قبلن هم نوشته بودم که مثلن فایت کلاب، کتابش از فیلمش خیلی بهتره اما اینجا شدت ماجرا خیلی خیلی بیشتره)

۳. این فیلم هرچقدر هم بد، اما سبب خیر شد که با این کتاب آشنا شم. خانه خانم پرگرین رو رنسوم ریگز نوشته. نکته‌ی خوب این که درواقع این یه سه گانه‌س. جلد دوم استمش شهر پوچ Hollow City و جلد سوم هم کتابخانه ارواحه Library Of Souls. من تا این لحظه جلد یک و دو رو خوندم و احتمالن به زودی جلد سوم رو شروع کنم. پیشنهاد کردن یه کتاب فانتزی با تم نوجوانانه شاید یکم عجیب باشه اما برای من جذاب بود برگشتن به این فضای داستانی و خوندن چیزی که فقط و فقط حول وقایع می چزخه و تلاشی برای چیزهای فراتر نداره. یه چیز باحال دیگه هم این که کتاب پر از عکسای جالب و دیدنیه که پروسه‌ی خوندن رو دلنشین تر می کنه.

۴. ترجمه‌ی جلد یک رو دیدم اما خبری از دو جلد بعدی ندارم. نسخه‌ی انگلیسیش هم خوشبختانه توی خیلی از کتاب فروشی ها دیده می‌شه. درکل پیدا کردنش اصلن سخت نیست. ترجمه‌ی فارسی دو جلد بعدی هم حدس می زنم با توجه به این اقبالی که داشته زود بیاد بیرون.