ماه گرفتگی ۵ مرداد ۹۷

۱. امشب(جمعه ۵ مرداد ۹۷) یک ماه گرفتگی طولانی (گویا طولانی ترین در قرن حاضر) خواهیم داشت. حدود ۶ ساعت طول می‌کشه و از ساعت ۹:۴۴ دقیقه شروع می‌شه و ساعت ۵۱ دقیقه بامداد شنبه خسوف کامل رو می‌بینیم. توی همین شب مریخ هم به فاصله‌ی خیلی کمی از ماه (۶ درجه) قابل رویته و از شبهای دیگه هم پرنور تره.

ماه گرفتگی مرداد

۲. نجوم شاید کلمه‌ی پیچیده‌ای باشه اما از همین چیزای کوچیکش، یعنی یه ماه گرفتگی ساده، می‌شه واقعن به وجد اومد. لازم هم نیست حتمن یه تلسکوپ خفن چند میلیون تومنی داشته باشیم. با یه دوربین شکاری معمولی زیر یک میلیون تومن، و حتی بدون هیچ وسیله‌ای هنوز می‌شه خیلی چیزا دید که فکر رو می‌تونه واسه چند دقیقه تا حتی چند روز درگیر خودش کنه. امشب ماه گرفتگی رو دریابید و لذت ببرید. همین.

۳. یه خبر باحال هم که امروز بهش برخوردم این بود که دوستان ستاره شناس یک شیء پررنگ جدید در آسمان پیدا کردن: یک اختروش(!) که با ما ۱۳ میلیارد سال نوری فاصله داره، یعنی این تصویری که می‌بینیم درواقع تصویر این اختروش در ۱۳ میلیارد سال پیشه،  یعنی سالهای اولیه‌ی جهان ما، زمانی که فقط ۷ درصد از جهانی که‌ امروز می‌بینیم وجود داشت.  از نگاه کردن به ماه که خیلی نزدیکه تا پیدا کردن چیزی که عملن جزو دوردست ترین جایی که ما ممکنه حالا حالاها ببینیم می‌تونه پارادوکس باحالی باشه. این وسط هم کلی چیز دیگه هست واسه دیدن که شاید در آینده‌ی نزدیک سراغشون.

هاست رایگان پایتون

۱. برخلاف پی اچ پی که براش تعداد زیادی سرویس رایگان هست، پایتون خیلی در این زمینه بی بهره بوده و سرویس هایی که این امکان رو بدن که ما بتونیم یه سایت پایتونی رو بدون خرج زیاد راه بندازیم انگشت شمارن. (البته وقتی هم که هزینه بخوایم بکنیم بازم وضع پی اچ پی خیلی بهتره. مثلن با ۳۰ ۴۰ هزار تومن می‌شه – یا می‌شد؟؟؟- ۲۰۰ ۳۰۰ مگابایت هاست تهیه کرد که برای یه سایت وردپرسی از حد نیاز هم بیشتره. اما درمورد پایتون از این خبرا نیست و باید شخصا یه سرور مجازی یا اختصاصی بخرین و خودتون کانفیگ کنید و کارای امنیتی رو انجام بدین و پایتون نصب کنید و … . درکل وضع پی اچ پی در این زمینه خیلی بهتره.)

هاست پایتون رایگان

۲. اینجا چندتا سرویس که این امکان رو می‌دن که بدون هزینه کردن یه سایت پایتونی راه بندازیم، می ذارم:
۲.۱. PythonAnyWhere: این سرویس یه شما امکان انتخاب ورژن پایتون رو‌ می‌ده. بعدشم یه ترمینال لینوکس در اختیارتون می‌‌ذاره که می‌تونین باهاش هر پکیچ پایتونی که خواستین رو نصب کنید. من باهاش جنگو نصب و تست کردم و رضایت بخش هم بود. راستی گیت هم داره و راحتترین راه انتقال فایلای پروژه بهش واسط قرار دادن گیت لب و گیتهابه. البته از SSH هم می‌تونین استفاده کنید. با هر اکانت می‌شه یه سایت راه اندازی کرد که البته یه سری محدودیت داره و اگر از حد خاصی(که چندان هم بالا نیست) بیشتر باشه استفاده از سایت، باید اکانت پریمیوم بخرین که از ۵ دلار در ماه شروع می‌شه.

۲.۲. OpenShift : اوپن شیفت رو ردهت ارائه می‌ده. یه ترمینال سنت او اس دراختیارتون می‌ذاره. از محدودیت‌هاش چیز زیادی نمی‌دونم ولی گویا سرویس نسبتن خوبی می‌ده و به همین دلیل متقاضی هم زیاد داره. بخاطر همین بعد از ثبت نام یه مدتی باید منتظر بمونید توی صف. من پارسال که ثبت نام کردم حدودن یه ماه طول کشید اکانتم اکتیو بشه و وقتی هم که ۳ ماه ازش استفاده نکردم همه چیزو پس گرفتن‌ که بدن به یکی دیگه ؛) اینم بگم که به ایران سرویس نمی‌ده و باید از اون فیـلتر شکن استفاده کنید.

۲.۳. HelioHost. این یکی شاید یکم محدود تر از قبلیا باشه اونم بخاطر این که اینجا خبری از ترمینال نیست دیگه و باید کارا رو از طریق رابط کاربری گرافیکیش انجام بدید. پکیج های قابل استفاده هم محدودن و گویا نمی‌شه آزادانه هرچیزی رو نصب کرد. البته جنگو و فلسک ساپورت می‌شن خوشبختانه. برای دیتابیس هم مای اسکیوال و پستگرس هستن و وب سرورش هم آپاچی.

۲.۴. Bitnami, FriHost, WikiWikiWeb:این سه تا هم هستن که البته هر سه فقط پایتون نسخه ۲ رو ساپورت می‌کنن و شاید نشه زیاد روشون حساب کرد (البته من خودم شخصن همیشه پایتون ۳ رو ترجیح می‌دم و تا مجبور نشم سراغ پایتون ۲ نمی‌رم، شاید برای کسی که ۲ رو ترجیح می‌ده هنوز گزینه خوبی باشه.)

 

۳. این سرویس ها رو از ویکی پایتون پیدا کردم و تجربه خودم در استفاده  وچیزایی که اینور اونور دیدم رو اینجا نوشتم. ولی چیزی که هست اینه که تقریبن یه ساله اون صفحه آپدیت نشده و بعید نیست سرویس جدیدی هم متولد شده باشه. PythonAnyWhere به نظر خودم گزینه خوبی برای تست کردن و داشتن سایت جمع و جوره. اوپن شیفت هم کم طرفدار نداره و گویا می‌شه روش حساب باز کرد. همین دیگه.

خانه خانم پرگرین برای بچه های خاص

۱. یه خونه آسایشگاه مانند هست که توش خانم پرگرین از یه سری بچه‌ی عجیب غریب نگه داری می‌کنه. مثلن یکی‌ که آتیش درست می کنه بی هیچ وسیله‌ی جانبی‌ای یا یکی که دو تا دهن داره و یکی که می تونه با زنبورا حرف بزنه و بهشون دستور هم بده حتی یا یکی دیگه که نامرئیه. درکل دنیای بامزه‌ایه. ولی اتفاقای توش خیلی باحال تر و پر هیجان تر از این حرفاست. این بچه ها اونقدر هم زندگی فانتزی‌ای ندارن و باید از خودشون دربرابر یه سری خطرات محافظت کنن.

خانه خانم پرگرین

۲. خانه خانم پرگرین برای بچه‌های عجیب/خاص رو با فیلم آخر تیم برتون به همین اسم شناختم. راستش فیلم معمولی‌ای بود و با اون دنیای جذاب تیم برتون خیلی فاصله داشت. اصلن دیدنش توصیه نمی‌شه، به هیچ وجه، به هیچ کس.خیلی خیلی کتاب رو پس و پیش کرده و شخصیت ها رو قاطی کرده و داستان رو از جایی که باید می رفت منحرف کرده و کلن بعد از خوندن کتاب، هیچ جذابیتی توش نمی مونه (قبلن هم نوشته بودم که مثلن فایت کلاب، کتابش از فیلمش خیلی بهتره اما اینجا شدت ماجرا خیلی خیلی بیشتره)

۳. این فیلم هرچقدر هم بد، اما سبب خیر شد که با این کتاب آشنا شم. خانه خانم پرگرین رو رنسوم ریگز نوشته. نکته‌ی خوب این که درواقع این یه سه گانه‌س. جلد دوم استمش شهر پوچ Hollow City و جلد سوم هم کتابخانه ارواحه Library Of Souls. من تا این لحظه جلد یک و دو رو خوندم و احتمالن به زودی جلد سوم رو شروع کنم. پیشنهاد کردن یه کتاب فانتزی با تم نوجوانانه شاید یکم عجیب باشه اما برای من جذاب بود برگشتن به این فضای داستانی و خوندن چیزی که فقط و فقط حول وقایع می چزخه و تلاشی برای چیزهای فراتر نداره. یه چیز باحال دیگه هم این که کتاب پر از عکسای جالب و دیدنیه که پروسه‌ی خوندن رو دلنشین تر می کنه.

۴. ترجمه‌ی جلد یک رو دیدم اما خبری از دو جلد بعدی ندارم. نسخه‌ی انگلیسیش هم خوشبختانه توی خیلی از کتاب فروشی ها دیده می‌شه. درکل پیدا کردنش اصلن سخت نیست. ترجمه‌ی فارسی دو جلد بعدی هم حدس می زنم با توجه به این اقبالی که داشته زود بیاد بیرون.

ترند‌های توییتر و قهرمانی رئال

۱. امشب بازی فینال چمپینز لیگ بود بین رئال مادرید و لیورپول. برنده رئال بود. ولی جالبه که بعد از بازی ترند‌های توییتر اینجوری شده بود:

ترند های توییتر بعد از فینال رئال و لیورپول

از ده مورد، ۹ تاش مربوط به  بازی و بازیکناشه. Dua Lipa تنها مورد استثناست که گویا یه خواننده س و امشب اون هم توی استادیوم بوده و یه اجرا داشته که خیلی سر و صدا داشته.

۲. جالبه که یه بازی فوتبال باعث دیده‌شدن یه خواننده می‌شه. بعد اینقدر سر و صدا می‌کنه. از لیست ده تایی بالا ۴ تاشون توی همین زمان کم میلیونی شده تعداد دفعات ذکر شدنشون. مورد جالب دیگه هم اون هشتگ عربیه.  توییتر ترند ها رو هم گلوبال به کاربرا نشون می‌ده و هم لوکال. این که یه هشتگ غیر انگلیسی به صورت گلوبال ترند شده هم جالبه.

تغییر سیاست/شرایط استفاده‌ی اپ ها و سرویس ها و سایت ها و …

۱. از امروز صبح هر سایت و اپی رو که باز می‌کنم یه نوتیفیکیشن میده که اون عهدنامه(!)ی اولیه‌ای نشون دادن تغییر کرده. از فایرفاکس گرفته تا اپ های کوچیک و گم نام. قضیه اینه که گویا در اروپا قوانین سخت گیرانه‌ی جدیدی از امروز قراره اعمال بشن و این اپ ها هم مجبورن به کاربرانشون اطلاع بدن. همینطور اینکه خیلی از اپ ها دارن با جزئیات نسبتن خوبی می‌گن که چه اطلاعاتی رو جمع آوری می‌کنن از فعالیت هر کاربر. General Data Protection Regulation درسال ۲۰۱۶ بررسی و تصویب شده و امروزه که اجراش شروع شده. البته این مربوط به اروپاست فقط.

۲. اطلاعات کاربرها مهمن. خیلی مهم. و نباید ساده از کنارش رد شد. خیلی از قول های امروز (از جمله گوگل) با استفاده از همین اطلاعات به این موقعیتی که دارن رسیدن. کاربرد این اطلاعاته که باعث پیدا شدن فیلدی به اسم علم داده شده که یکی از ترند های این دهه بوده. چه خام فروخته بشن اطلاعات و چه بعد از آنالیز استفاده بشن، می‌تونن هر کسب و کاری رو که کاربرهای زیادی داره، ثروتمند کنن. عصر دیتا رو نباید سهل انگارانه طی کرد. باید به چیزهایی مثل همین قوانین که در این حیطه تصویب و اجرا می‌شن توجه کرد.

علامت سوال

در مکاتبات روزمره‌(یعنی چت، تکستینگ، و…) از علامت سوال استفاده کنید. خیلی توقع بی‌جا و عجیبیه که فکر می کنین چون شما با لحن سوالی می نویسید توی ذهنتون، طرف مقابل هم با لحن سوالی می‌خونه. کتاب جدید محمود دولت آبادی منتشر شد با کتاب جدید محمود دولت آبادی منتشر شد؟ خیلی فرق دارن. خیلی. از علامت سوال استفاده کنید.

question mark

 

  • این در مورد کاما/ویرگول هم صادقه. حالا لازم نیست سمی کالن استفاده کنید دیگه،‌ ولی توی یه متن ۳ ۴ خطی، بودن کاما واقعن به خوب درک شدن پیامتون کمک می‌کنه، استفاده کنید.

هنر شفاف اندیشیدن

۱. بدیهیه که بعد این همه سال زندگی، همه‌ی ما در فکر کردن قهار شدیم دیگه. اما مسئله اینجاست آیا واقعن بی نقصیم؟ نه. به هیچ وجه. توی تصمیم گیری های روزانه بارها بین گزینه‌ها گم می‌شیم. یه مطلب رو بارها مرور می‌کنیم و هی گم می‌شیم. گول تبلیغات و گوینده‌های اخبار رو می‌خوریم. توی کارای بلند مدت انرژی و انگیزه‌مون تحلیل می‌ره(بله، اینم به فکر مربوطه).

هنر شفاف اندیشیدن

۲. فنر واضح فکر کردن کتاب باحالیه. ۹۹ تا مقاله(!)ی دو سه صفحه ای داره درمورد فکر کردن. رولف دوبلی این کتاب رو نوشته. در واقع اینها مجموعه‌ای از نوشته‌هان که در طی چند سال توی نشریات چاپ شدن و بعد به صورت کتاب در اومدن. ترجمه‌ی فارسی اسمش رو من ترجیح می‌دادم هنر واضح فکر کردن بزارم، اما گویا یه کتاب دیگه‌ هم به این نام وجود داره و ترجمه‌ی فارسی‌ای که توی بازاره (کار عادل فردوسی پور، در کمال تعجب) به اسم هنر شفاف اندیشیدنه و توسط نشر چشمه چاپ شده.

۳. درواقع موضوع این کتاب خطاها و سوتی های ما موقع فکر کردنه. اشتباهاتی که دلایل متفاوتی دارن. مثلن سهل‌انگاری، فرهنگمون، حیله‌ی پشت مسائل و… . این کتاب هم قرار نیست جادو کنه. با خوندنش عاری از اشتباه نمی‌شه کسی، اما بهتره که حداقل در مواجهه با مسائل بدونیم که از چه جاهایی آسیب پذیریم.

۴. ۹۹ تا مقاله‌ای که توی کتاب هنر شفاف اندیشیدن هستن خوبن، ولی عالی نیستن. راستش یه جاهایی این حس به آدم دست می‌ده که داره کش پیدا میکنه نوشته ها. برای من وقتی که خوندمش (کمتر از یک سال پیش) حدود ۲۰ موردشون واقعن جالب  بودن. نیمی از کتاب می‌شه گفت قابل درک بود، اما تقریبن نصف موارد زیادی ریزبینانه و خاص بودن و می‌شد از کنارشون ساده رد شد. اما به هرحال ارزش یک بار خوندن رو داشت. نکته‌ی نسبتن مثبت قضیه هم این بود که اکثر فصل ها رو با یک یا چند مصداق خاص بررسی کرده بود که قابل درک تر باشه. البته اینم بگم که این کتاب همچنان یه کتاب نسبتن سطحی و تا حد زیادی تجاریه که با هدف فروش نوشته شده. علم چندان عمیقی عاید خواننده نمی‌شه. صرفن یا یک سری الگوی آماده برای بررسی کردن موقعیت ها مواجه می‌شه، اما همچنان برای کسی که وقت یا علاقه‌ی مطالعه‌ی کتابی روانشناسی رو نداره (به هیچ وجه منظورم قورت دادن قورباغه و دزد پنیر و امثال این کتاب ها نیست، منظورم کتابهای علمیه) این کتاب یکی از باید‌هاست.

 

جزیره زباله ها و روز زمین

۱. در اقیانوس آرام جزیره‌ای هست به اسم جزیره زباله‌ها که تشکیل شده از حجم عظیمی از ضایعات انسانی. البته چگالیش اونقدر بالا نیست که توی تصاویر ماهواره‌ای واضح باشه اما درمورد مساحتش تخمین زده شده که چیزی بین ۷۰۰ هزار تا پونزده میلیون کیلومتر مربع باشه. عدد خیلی بزرگیه اگه دقت کنید که مساحت ایران تقریبن یک و نیم میلیون کیلومتر مربعه.

زباله

۲. روز زمین بود دیروز. بهونه‌ی پاول دوروف شد برای یه رزمآیش موشک پرانی سمبولیک(!!!) برای تلگرامشون و از طرف دیگه هم احتمالن کلی همایش توی گوشه کنار دنیا و یحتمل دو سه تایی توی تهران خودمون. ولی چیزی که مسلمه اینه که تغییر چندانی حاصل نمی‌شه با یکی دو تا همایش.

۳. لایف استایل ما (انسان ها در کل و ایرانی ها بخصوص) وحشتناکه. صبح تا شب انسانٍ مصرف کننده گره خورده با تولید حجم انبوهی از زباله. از بطری آبی که وقت تشنگی می‌خریم ( و بارها دیدم شخص بطری‌ای که هنوز کلی آب توش هست رو می‌ندازه توی سطل زباله) تا همون بطری وقتی از دستمون می‌فته و می‌شه توپ موقتی یکی دو تا بچه واسه چند صد متر، تا همون بطری که وقتی رفتگر شهرداری می‌بینه افتاده گوشه جوب، شاید خسته باشه و حال نداشته باشه بر داره اونو و می‌مونه توی جوب تا آب اونو می‌بره و یه جوری شاید به یه دریاچه برسه کارش. از لحظه تولید تا رسیدن اون بطری به یه نقطه که خونه دائمیش بشه کلن هزینه‌س. هزینه‌ای که حجم زیادیش قابل اجتنابه. صرفن با خریدن یه بطری دائمی می‌تونیم هم پلاستیک کمتری مصرف کنیم. هم بار دفع زباله‌ی شهر رو کم کنیم و هم از تلنبار شدن توده‌های زباله توی گوشه و کنار دنیامون جلوگیری کنیم. ولی متاسفانه حتی برای تحصیل کرده‌های ما داشتن یه بطری نیم‌خورده نشان کول بودنه.

 

امان نامه شب

۱. اول اینو بخونید:

برای تسکین این درد نه مرحمی لازم بود و نه طبیبی. گاهی باید فریاد زد؛ اما نه تنها و نه با خود. فقط یک همدرد، یک همدرد می توانست او را آرام کند، تا از درد بگوید و از درد بشنود؛ اما در میان این برهوت چه کسی یا چه چیزی می توانست با او از دردی مشترک سخن بگوید. تنهایی نمی شود تنهایی را علاج کرد.

این ها درمورد اسماعیله. یه مرد که تک و تنها زده توی دل بیابون که یه اسباب بازی فروشی بسازه.

امان نامه شب - علی اردلانی

۲. امان نامه‌ی شب یه مجموعه داستان کوتاهه شامل هفت تا داستان. متن بالا از اولین داستانشه. چیزی که داستان ها رو به هم ربط می‌ده از یه طرف نگاه نسبتن تلخیه که به دنیا دارن آدمهای این داستانها و از طرف دیگه‌ هم تخیلات نویسنده خیلی خوب می‌تونه واقعیت و خیال رو با هم ترکیب کنه و یه سری جاها حتی نمی‌شه این دو رو از هم تشخیص داد. توی داستان‌ها موضوعات و شخصیت‌ها هم جالب و جذابن: یه پسر بچه‌ که شبا خودشو خیس می‌کنه و واسه همین ملامت می‌شه همیشه، یه شاگرد میوه فروشی که عاشق شده، یه خونواده فقیر با یه پدر قمارباز و … . هر داستانش در کل دنیای خودشو داره.

۳. امان‌نامه‌ی شب رو علی اردلانی نوشته. این اولین کتاب نویسنده‌س. انتشارات نگاه کتاب رو چاپ کرده. چاپ اول کتاب برای اواخر سال نود و ششه و احتمالن هنوز همه جا قابل تهیه نباشه. اما خب هم نمایشگاه کتاب نزدیکه و هم انگار می‌شه از سایت خود ناشر خرید کتاب رو.

۴. کمی گلایه: من یه مجموعه شعر ازشهیار قنبری دارم با تیراژ ۱۱هزار تا. چند تا کتاب از اواسط دهه هشتاد دارم که تیراژشون بین ۳ تا ۵ هزار تاست. دو تا نمایشنامه دارم واسه همین ۲ ۳ سال پیش با تیراژ هزار تا. و این کتاب هم که تازه چاپ شده، تیرازش ۵۰۰ تاست. خیلی سیر نزولی ترسناکیه. ۱۱ هزار کجا و ۵۰۰ کجا. تازه تلخی ماجرا اینه که همون ۱۱ هزار تا رو هم اگر با مثلن تیراژ نیم میلیونی، اونم فقط برای چاپ اول کتابای مثلن موراکامی مقایسه کنیم وضع بدتر هم میشه. مطالعه-ستیز بودن یکی از مفاخر فرهنگی ماست و فقط واسه امروز نیست. البته شاید مثلن کتابای دیجیتال و مارکتهایی مثل فیدیبو هم توی این قضیه دخیل باشن، اما در کل ترسناکه وقتی مثلن ببینی کتاب مردی به نام اووه که ۶ ۷ سال پیش چاپ شده، چند میلیون فروش داشته، اما مجموع کتابهای همه‌ی نویسنده‌های مطرح معاصر ما روی هم حتی به میلیون نتونن احتمالن نزدیک بشن. در کل عجیبه حتی. عجیب. نویسنده هایی که خیلی هاشون هیچ حرفی برای گفتن ندارن و صرفن توی کویری مثل ایران تونستن صاحب اسم ورسم بشن و از اون طرف هم آدم هایی که انگار لذت شنیدن قصه و خوندن داستان رو نشناختن هنوز. صرفن برای بهبود روحیه و مثلن-پیشرفت-کردن-شخصیتی حاضرن اراجیف تجاری و جیب خالی کن رو بخونن.

 

 

اینتل – فوتبال – تبلیغ – پردازش تصویر

۱. امشب توی بازی بارسلونا یه چیز باحال دیدم. گل که زده شد یه پخش مجدد باحال از گل بود که توجه جلب می کرد. موقع پخش صحنه گل، دوربین چند درجه دوران داشت. انگاری یهو از سکوی کناری دوربین بیاد وسط زمین. چجوری؟ کار اینتل بود.

۲. قضیه اینه که ۳۸ تا دوربین توی ورزشگاه کار گذاشته شده که خیلی دقیق کالیبره شدن و یه جای مشترک رو همه‌شون دارن می‌گیرن. این با کلی چیز دیگه این امکان رو فراهم می کنن که اون تصویر باحال رو ببینیم. البته من زیاد فوتبالی نیستم و ممکنه این قضیه چند وقتی باشه که اومده و شما قبلن دیده باشیدش.

۳. تصورش شاید سخت باشه. این ویدیو رو ببینید کار دستتون بیاد:

 

اما چیزی که توی تصویر دیده می‌شه یه ذره کارتونی شده انگار و کمی هم رنگ ها پررنگ تر شدن. توی اونی که من امشب دیدم هم همین بود. شاید زیاد نشون بد بودن نباشه، اما هنوز ساید افکت داره این تکنولوژی جدید.

۴. چیز دیگه‌ای که نظرم رو جلب کرد، تاخیر این اتفاق بود. حدودن ۴ ۵ دقه طول کشیده انگار تا این ویدیو آماده بشه. این که اینتل داره این کار رو میکنه برای تبلیغ کردن یه ذره بد می‌کنه این رو. شایدم توقع من بالاست. در کل ایده‌ی باحالیه برای تبلیغ کردن توسط شرکتی که پردازنده تولید می‌کنه.