دانشمند داده و سازمان داده-محور

۱. علم داده چیزیه که این اواخر خیلی سر زبون‌ها بوده. (شاید بلاک چین تونسته باشه توی این دو سال توجه رو به خودش جلب کنه، اما قبلش نوبت علم داده بود). علم داده رو خودمونی بخوایم تعریف کنیم می‌شه مجموعه علوم و فنونی که ما ازشون استفاده می‌کنیم تا اطلاعات موجود (شاید به ظاهر بی اهمیت) رو تحلیل کنیم و از توش اطلاعات مفیدی به دست بیاریم که به ما توی تصمیم گیری و متعاقبا گسترش و پیشرفت کارمون کمک کنن. 

۲. مثلن یه شرکت خیالی سرویس ایمیل رو تصور کنید که ده میلیون کاربر داره.  این شرکت می‌تونه بیاد و ساعت مراجعه‌ی هرکدوم از کاربرهاش رو یه جا ذخیره کنه.  بعد از یه مدت می‌فهمه  از این ده میلیون نفر، توی هر ساعت حدود نیم میلیون نفر ایمیل‌هاشونو چک کنن. پس اولین چیزی که می‌فهمه اینه که لازم نیست تجهیزاتش جوری باشه که بتونه همیشه جوابگوی ده میلیون نفر باشه، اگر بتونه نیم میلیون رو راه بندازه، کافیه: می‌تونه هزینه‌ها رو بیاره پایین. حالا بعدش میاد و می‌بینه که توی ساعت نه صبح، تعداد کسایی که وارد سایت شدن نسبت به الباقی روز کمی بیشتره. چرا؟ چون احتمالن اول صبحه و می‌خوان قبل از شروع کار ایمیلشونو چک کنن. اینجا می‌فهمه که لازمه برای اون ساعت خاص از روز یه فکری بکنه.
این یه مثال ساده و پیش‌پا افتاده از کاربرد علم داده بود. درعمل البته با مسائل خیلی پیچیده‌تری مواجه خواهیم شد.

داده محور - دی جی پاتیل - کتاب

۳. دی جی پاتیل و هیلاری میسون دوتا  از دیتا ساینتیست(!)های معروف و برجسته‌ی دنیان. توی کتاب مصاحبه با ۲۵ دانشمند داده هم یه مصاحبه ازهرکدومشون بود. این این دو نفر کتابی دارن  به اسم Data-Driven یا همون داده-محور که توش هم خلاصه‌ای از وظایف یک دانشمند داده ارائه می‌ده،‌ هم از علم داده صحبت می‌کنه و هم درمورد فرهنگی حرف می‌زنه که توش تصمیم گیری های روی هوا و حدس و گمان، جای خودشونو می‌دن به تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات. خوندنش هم می‌تونه برای علاقه‌مند‌های علم داده مفید باشه، کسایی که می‌خوان وارد این فیلد بشن، هم کسایی که صاحب بیزنس یا علاقه‌مند به راه اندازی کسب و کار خودشونن و می‌خوان با علم روز بهترش کنن و همینطور هرکسی که می‌خواد از ساز و کار دنیای امروز یکم بیشتر سر دربیاره.  جالبیش اینه که این کتاب رو انتشارات اورایلی به صورت رایگان منتشر کرده. جالب تر از اون این که خیلی هم کوتاهه و مختصر.

 

بلاک چین و لاین

۱. لاین هم به جمع علاقه مندان به بلاک چین پیوست. از قرار معلوم قراره بلاک چین هم برای تولید یه ارز دیجیتال استفاده بشه و هم برای یک سری مسائل مجهول دیگه. لاین همون مسنجر معروفیه که البته رگه‌هایی از شبکه اجتماعی بودن رو هم داره. چند سال پیش هم توی ایران خیلی معروف بود اما بازی رو به وایبر و البته تلگرام باخت. حالا هم که موج استفاده از بلاک چین داره همه جا سرک می‌کشه، نوبت لاین شد که سوار این موج بشه.

بلاک چین تکنولوژی پشت بیت کوین

۲. تلگرام و لاین دو تا مسنجر هستن، با کلی کاربر. اگر این دو ارز دیجیتال خودشون رو ارائه بدن، مقبولیت بیشتری – احتمالن – خواهند داشت در مقایسه با مثلن اتریوم که قبل از ظهورش، هیچ شهرتی نداشت. گویا تعداد ارزهای دیجیتال دنیا – که احتمالن تقریبن همه‌شون بر پایه بلاک چین باشن – نزدیک به هزار رسیده. توی این بازار بیت کوین بخاطر سردمدار بودن و اتریوم بخاطر اون اکوسیستم باحالی که قراره ارائه بده و همینطور ریپل به خاطر کاربرد خاصی که داره، معروف شدن. اما الباقی ارزها توی سایه بودن،‌ حداقل برای افرادی که زیاد فنی نیستن. حالا با پیوستن مسنجرهایی با کلی کاربر به این بازار، احتمالن آدمهای بیشتری هم سمت این نوع پول بیان. مخصوصن شاید کسایی که هنوز اعتمادی به پول دیجیتال ندارن، به واسطه این شرکت‌های بزرگ، با این تکنولوژی خو بگیرن. البته اصلن بعید هم نیست که این علاقه لاین به بلاک چین، خودش متاثر از برنامه تلگرام برای استفاده از بلاک چین باشه.

۳. بلاک چین خیلی سر زبوناس. اما برخلاف خیلی‌ها که با شوق ازش تعریف می‌کنن، خیلی ها هم بهش بدبینن. خیلی ها اعتقاد دارن که بیت کوین و درکل پول دیجیتال، تنها کاربرد واقعی بلاک چین بود و این تکنولوژی شاید اونقدر که اسمش خوب در رفته، خوب نباشه. شاید زوده واسه قضاوت، اما پیوستن لاین و تلگرام به گروه بلاک چینی ها شاید باعث جذب آدمهای خلاق بیشتری هم بشه. واقعن هم اگر نگاه کنیم، همچنان بیشترین استفاده از بلاک چین برای تولید ارز دیجیتاله و پروژه‌هایی مثل اتریوم که دارن چیزی فراتر از فقط پول ارائه می‌دن، کمه. به امید دیدن پروژه های باحال تر و جذاب‌تر.

ساتوشی ناکاموتو، مرد یا زن!

۱. بیت کوین رو شخصی به جهان معرفی کرده به اسم ساتوشی ناکاموتو. یک شخص مجهول الهویه که درباره‌ش چیزی نمی‌دونیم جز یک‌سری حدس و گمان. حتی خیلی‌ها معتقدن که ساتوشی ناکاموتو یک نفر نیست، یک گروهه. چون توی پیاده سازی بیت کوین درواقع به مجموعه‌ی گسترده‌ای از مهارت‌ها نیاز بوده و احتمال این که همه‌ش کار یک نفر بوده باشه کمه(نسخه‌ی اولیه بیت‌کوین فقط کار ساتوشی بود. بیت کوین اوپن سورسه و کد تکامل‌یافته‌ش کار گروهیه). اینجا فرض رو می‌ذاریم روی یه نفر بودن ساتوشی.

ناکاموتو خالق بیت کوین

۲. وقتی من می ‌نویسم ساتوشی ناکاموتو، احتمالن شما یه مرد اومده توی ذهنتون. حتی وقتی می‌گم هویتش معلوم نیست، همچنان به مرد بودنش اطمینان دارید.  حتی وقتی یک سری آدم میان و حدس می‌زنن شاید اصلن یه نفر نباشه، بازم فرض رو می‌ذارن روی این که اگر یه نفر باشه، مرده. این یعنی نگاه جنسی. مذکر حساب کردن ناکاموتو فقط به ایران خلاصه نمی‌شه. توی متن های انگلیسی هرجا حرفی از ناکاموتو زده شده، از ضمیر He استفاده شده. نکته اینجاست که توی فرهنگ غربی هرجا جنسیت کسی معلوم نباشه توی متن یا مکالمه هردو حالت رو ذکر می‌کنن. (He or she, He/She) اما توی متنهای مربوط به آقا(!)ی ناکاموتو، یقین این بوده که ایشون مرد هست.

۳. نگاه جنسیتی حتمن نباید مستقیم یا توهین آمیز یا محدود کننده یا با قضاوت عجیب باشه. این که یک شخص مجهول‌الهویه که توی کامپیوتر تخصص داره رو مرد فرض می کنیم یعنی نگاه جنسیتی. درسته که مثلن برنامه نویس های مرد از برنامه‌نویس های زن خیلی بیشترن اما معنیش این نیست که برنامه نویس زن نداریم یا اگر داریم، برنامه نویس زن خوب نداریم. مشکل اینه که ما عادت کردیم اکثریت رو به تدریج همه فرض کنیم. حتی سعی می‌کنیم از اون به بعد از اون امتیاز اکثریت، یه دیوار بسازیم. مثلن رشته مهندسی معدن سالها فقط دانشجوی پسر می‌گرفت توی ایران. چند سال پیش که برای دخترها هم باز شد این رشته، از یکی از دوستام که مهندسی معدن می‌خوند شنیدم که هنوز هم توی ورودی های جدید خبری از دختر نیست. این که شاید معدن جای خوبی برای یه دختر نباشه بحثش جداس. اما این که سالها حق انتخاب از این گروه گرفته شده بده. بدتر از اون این که حتی بعد از تغییر وضع، همچنان دختری علاقه نداره به شرکت توی این رشته، خیلی قابل تأمله.

۴. توی اینستاگرم رسیدم به پروفایل جالبی که برای یه برنامه نویس زن بود. البته نکته اینه که برنامه نویس های زن توی فضای مجازی خیلی فعال ترن یا حداقل خیلی معروف ترن. ولی این یه مورد خاص خیلی برام جذاب بود. پیشنهاد می‌کنم ببینیدش. احتمالش حتی هست که سوژه مطلب بعدیم باشه ؛)

اینستاگرام

 

— ساتوشی ناکاموتو شخصیه که شناختنش خالی از لطف نیست. نگاهی به مطلب مقایسه ناکاموتو با کارل مارکس بندازید.

ترویج بی سوادی توسط بهاره رهنما

۱. امروز توی جمع دوستانه‌مون، یکی یه عکس از اینستاگرم بهاره رهنما – بازیگر تلوزیون – بهم نشون داد:

بهاره رهنما و ترویج بی سوادی و بی اعتنایی به امنیت

زیر عکس هم متن زیر نوشته شده بود:

ممنون از دوستانی که برنامه «هاتگرام» رو درست کردند ، در این روزهای فیلـترینگ تلگرام که خیلی ها کار و کاسبی شان با تلگرام است یا باید از عزیزانشان در خارج از کشور در ارتباط باشند ،هاتگرام گزینه بدون هزینه و بسیار خوبی است!پی نوشت: این روز ها که همه یک پا دایی جان ناپلئون شده ایم و به همه شک داریم،خیلی ها مایل به نصب این برنامه ها نیستند، چون معتقدند که کنترل میشوند، اما من معتقدم که اگر بنا به کنترل تلگرام باشد که کنترل تلگرام اصلی کار سختی نیست! به هر روی اگر مشکوکید که هیچ !اما اگر نیاز به دسترسی راحت به تلگرام بدون فیـلتر دارید بدلیل کار تان یا دسترسی به عزیزانتون من جدا هاتگرام رو توصیه میکنم https://goo.gl/upbT8U! پی نوشت دو: نصب رو گوشی های اندرویدی از کافه بازار و برای آی او اس از سیب اپ📌📌📌بنده چون بچه خارج از ایران دارم توصیه کردم و چون خیلی از دوستانم کارشون این روزها تحت شعاع فیلتـرینگ قرار گرفته ! منتهی شما اگر مشکلی داری که مهمه کنترل نشی و شک داری نصب نکن دوست عزیز🙏🏻

۲. این که یه سلبریتی بیاد و به فیلتـر شدن تلگرم واکنش نشون بده شاید چیز خوبی باشه. اما واکنش هوشمندانه و آگاهانه به این مسئله، تلاش برای از بین بردن مشکله، نه دور زدن قضیه و پاک کردن صورت سوال. خانم رهنما توی این مطلب مردم رو دعوت کرده به استفاده از نرم افزاری به اسم هات گرام که اون جور که از اسمش بر می‌اد، یکی از نسخه‌های غیر رسمی تلگرامه که یه جوری هم داره محدودیت‌های این روز‌ها رو دور میزنه(موقع انتشار این عکس، هنوز تلگرم فیلــتر بوده). عذر شخصی خودش رو هم مادر بودن و داشتن فرزند در خارج از کشور می‌دونه برای این کار و استفاده از هات گرام رو حلال این مشکل. البته جای سواله که چرا تنها کانال ارتباطی ایشون و فرزندش باید تلگرام بوده باشه و چرا از این همه مسنجر دیگه استفاده نکردن. این که خیلی مصرانه هم سعی دارن مردم رو به استفاده از این نرم افزار تحریک کنن و به معرفی بسنده نکردن، موضوع جالبیه. حتی لینک و همینطور جای مناسب برای دانلود رو هم معرفی کردن.

۳. این که ایشون در ازای پول یا هر چیزی بیاد و محصولی رو معرفی کنه، چیز عجیبی نیست. اما توی متن پاشو فراتر از گلیمش گذاشته و وارد حوزه‌ای شده که تخصص خودش نیست. درمورد امکان کنترل تلگرام حرف زده و آسون بودنش. از این ساده می‌گذریم. نصب نرم افزاری رو توصیه می‌کنه و تنها دلیل شک به اون – از نظر خودش – رو هم توجیه می‌کنه. این جا مشکل اصلیه. ناآگاهی از این که چرا نصب نسخه‌ی غیر رسمی از یه نرم افزار می‌تونه بد باشه برای یه شخص خیلی بده. وقتی این شخص این ناآگاهی رو ترویج هم بده، فاجعه‌س.

۴. نصب نرم افزار غیر رسمی تلگرام مشکل سازه. ما وقتی از نسخه‌ی رسمی استفاده می‌کنیم، می‌دونیم که از محتوای پیام‌هامون فقط ما خبر داریم، گیرنده‌ی پیاممون، واحتمالن توسعه‌دهندگان تلگرام. اما وقت استفاده از نسخه‌ی غیر رسمی، یه واسط هم اضافه میشه: کسی که این نسخه رو تولید کرده. اینجا مشکل اینه که ما به این شخص واسط نمی‌تونیم و نباید اعتماد کنیم. هیچ ایده ای نداریم کیه و از کجا اومده. ولی این همه‌ی مشکل نیست.
ما موقع نصب یه اپلیکیشن یک سری اجازه دسترسی رو تایید می‌کنیم. مثلن تلگرام اجازه داره به عکس‌ها و فیلم‌های ما، مخاطبای گوشی ما، موقعیت مکانی ما و خیلی چیزای دیگه دسترسی داشته باشه. این یعنی که مثلن تلگرام می‌تونه بدون اطلاع از ما یک کپی از شماره‌های ما داشته باشه یا بیاد و موقعیت ما رو ثبت کنه. خود تلگرام که اینا رو می‌دونه اصلن چیز خوبی نیست. زندگی ما رو می‌تونه عملن رصد کنه. اما استفاده‌ي ما از تلگرام حاصل یه اعتماد نسبی به این نرم افزاره. اعتماد به این که این یه بیزنس بلند مدت و با هویته و تکلیف ما در موردش معلومه و مهم تر از اون: احتمال این که این اطلاعات به طور مستقیم قرار نیست استفاده بشن.
اما وقتی پای برنامه ‌های متفرقه‌ی تلگرام میاد وسط: ما داریم این اجازه ها رو به کسی می‌دیم که چندان درآمد بالایی شاید نداشته باشه و وسوسه‌ی سوء استفاده از این اطلاعات می‌تونه یکی از محرک‌هاش برای تولید همچین نرم افزاری باشه. حاصل چیه؟ حاصل اینه که احتمالن مثلن یه جوون بیست و چهار پنج ساله توی شهر تهران، در هر لحظه از روز خبر داره که ما با کی حرف می‌زنیم، چی می‌گیم، کجا می‌ریم و… . اینا شاید مشکل سیاسـی نباشن، اما به هر حال تا حالا کم ندیدیم تهدید به افشای اطلاعات شخصی مردم رو. هرچقدر هم که ناحساس باشن، خیلی از ما دوست نداریم کسی ازشون چیزی بدونه. جدای از اینها کم نیستن کسایی که اطلاعات مهمی مثل حساب های بانکیشون رو از این راه به آشناها می‌رسونن و نباید کسی دستش به اینا برسه، بماند که خود این هم کار اشتباهیه.

۵. این که یه سلبریتی معروفه و پر هوادار، کاریش نمی‌شه کرد. این که این افراد در ۹۹ درصد موارد، شخصی در حد الگو بودن نیستن نمی‌شه کاریش کرد. اما این که افراد جامعه‌ بتونن تشخیص بدن که که صلاحیت داره توی چه موردی الگو باشه، چیز واجبیه. باید بتونیم تشخیص بدیم که مثلن محمدرضا گلزار می‌تونه الگوی ما توی لباس پوشیدن باشه، نه فرهنگ یا علی کریمی ورزشکار خوبیه، الگوی سیاسی نیست، یا این که بهاره رهنما توی بازیگر فیلم کمدی بودن(!) می‌تونه الگو باشه، نه مسائل مربوط به تکنولوژی. این نظر‌های نابجا شاید در نظر اول چندان مهم نب اشن، اما فراموش نکنیم که برای خیلی ها این نظرات، حکم دستور رو دارن(مثل نوجوون‌هایی که تتلو رو دنبال می‌کنن) . وقتی ما هم توی شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم این افراد رو و توده‌ی مخاطبانشون رو زیاد می‌کنیم، داریم بهشون مهر تایید می‌زنیم و احتمال دیده‌شدنشون رو بیشتر. بعدن درموردش بیشتر خواهم نوشت یقینن، اما فعلن: فکر نکنیم چون تتلو رو برای خندیدن دنبال می‌کنیم کار بدی نکردیم و موجهه. این طرز فکر کاملن پیش پا افتاده‌ایه.

 

— به دوگانگی زبانی متن بهاره رهنما دقت کنین. این شخص کتابخوانی رو هم سعی می‌کنه ترویج بده اما نمی‌تونه متنی بنویسه که یا مطابق زبان معیار باشه، یا محاوره. (البته شایدم متن رو کسایی دادن که می‌خواستن تبلیغ انجام بشه.

 

ارزونی چیز گرونیه

‍۱. آب هویج دو هزار تومن. آب انار سه هزار تومن. یک عدد پیتزا به همراه نوشابه هفت هزار تومن. فلافل سلف سرویس چهار هزار تومن. اینا قیمتای آشنایی‌ان. توی خیابونای تهران که راه برید، این عددا و تبلیغا رو زیاد می‌بینید. تازه همه‌ی اینا جلوی چشم مشتری حاضر می‌شن. جلوی چشم مشتری هویج می‌ره توی دستگاه یا فلافل پخته می‌شه. تا یکی دو سال پیش از این قیمتا خبر نبود. پیتزای زیر ده هزار تومن تقریبن نمی‌شد پیدا کرد، همینطور درمورد باقی اینایی که ذکر کردم.

پیتزا ارزون تهران

۲. آب هویج از فیلتر رد نشده و پر از تفاله‌س. به انار با سرنگ آب تزریق می‌کنن که از تعداد انار کمتر از معمول، بتونن یه لیوان به مشتری تحویل بدن. فلافل که تکلیفش مشخصه: روغن کشنده و ماده‌ای که معلوم نیست چند درصدش نخوده و چند درصدش مواد عجیب غریب(نخود چندان هم چیز ارزونی حساب نمی‌شه دیگه) و پیتزا هم که تکلیفش مشخصه.

۳. این ارزونی ها رو همه می‌تونن درک کنن: با کاهش کیفیت، هزینه کمتر شده و خب فروشنده سود کمتری هم می‌گیره. این رو شاید درمورد مثلن آب هویج بشه گفت اما در مورد پیتزا نه. در کنار کیفیت، سلامت هم باید مورد توجه قرار بگیره. این که صرفن به دلیل ارزون بودن، قبول کنیم که موجهه که سلامتی‌مون به خطر بیفته اصلن چیز شیرینی نیست.

۴. این‌ها شاید در ظاهر به نفع مردم باشن(جنس ارزون به دست مشتری می‌رسه) اما در واقع یک جور جنایت حساب می‌شن. با سلامت مشتری، مثل یه کالا برخورد می‌شه. این خوب نیست اصلن. در کنار اون کیفیت پایین کم کم از یه بهونه برای ارزون کردن، تبدیل می‌شه به یه قانون و به مرور هم قیمت برمی گرده سر جای خودش و … .

۵. هوای تهران آلوده بود. کی بی کیفیتی ماشین‌ها رو بی اعتننا، فراموش کردیم و بهش عادت کردیم؟ کی بنزینی بی کیفیت رو قبول کردیم، چون می خواستیم بنزین ارزون داشته باشیم؟ ارزونی چیزی نیست که به راحتی به دست بیاد. پایین آوردن قیمت یقینن آخرین کاریه که باید انجام بشه و توی یه روز و یه سال قابل انجام نیست برای خیلی چیزا. این ارزونی های بی توجیه، اصلن چیز خوبی نیستن دوست من!

بلاک چین چیه و چجوری کار می کنه

۱. بلاک چین که تکنولوژی شماره یک این روزها حساب می‌شه( از لحاظ زیاد بودن حرفایی که درموردش زده می‌شه و کم بودن تعداد متخصصاش) یه مقدار پیچیده‌س در نظر اول. هرچند که خیلی ساختار ساده‌ای داره ولی موقع آشنایی اولیه باهاش، می‌تونه آدم رو گیج کنه یکم. بلاک چین در واقع یه پایگاه داده/دیتا بیس حساب می‌شه. یه پایگاه داده توزیع شده/نامتمرکز و غیرقابل تغییر. این یه مقدار شاید پیچیده به نظر بیاد در اول. یه مثال باحال دیدم یه جا که همون رو اینجا می‌آرم. به نظر من خیلی خوب توضیح داده.

بلاک چین تکنولوژی پشت بیت کوین

بلاک چین

داکیومنت‌ها قبلا به صورت فایل‌های مایکروسافت ورد ذخیره می‌شدن. شما یه فایل می‌ساختین، توش می‌نوشتین و اون رو می‌فرستادین برای یه نفر دیگه. اون آدم هم می‌دید فایل رو، اگر لازم داشت، تغییرش می‌داد و بعد اونو بر می‌گردوند به شما. این جا مشکلی که هست اینه که شما اگر بخواید توی این فایل تغییری ایجاد کنید، باید صبر کنید تا طرف مقابل کارش تموم شه و اون رو به شما برگردونه، وگرنه این وسط مقداری اطلاعات از دست می‌ره. دیتابیس ها هم همینطوری کار می‌کنن.  دو تا درخواست همزمان نمی‌تونن به پایگاه داده دسترسی داشته باشن. (فرض کنید ۱۰۰ هزار تومن پول توی حساب شماست. شما با دو تا تلفن متفاوت اقدام می‌کنید که از این صد هزار تومن استفاده کنید. چی می‌شه؟ پول رو دو بار مصرف کردید. چاره‌؟ اینه که نمی‌ذارن همزمان بیش از یک دسرسی ممکن باشه.)

حالا گوگل داکز رو نگاه کنید. شما می‌تونین آنلاین به اون دسترسی داشته باشید، همزمان با شما، دوست و همکارتون هم بهش دسترسی داشته باشه. این جا دو تا نسخه متفاوت در کار نیست. یه نسخه‌س که در اختیار دو نفر به طور همزمان قرار گرفته. بلاک چین تقریبن اینجوریه.

 

۲. این مثال تا حدودی بلاک چین رو توضیح می‌ده، درواقع عمومی  بودن بلاک چین رو،‌اونم به زبان خیلی خیلی ساده.  توی بلاک چین، همه، هروقت که بخوان می‌تونن به همه چیز دسترسی داشته باشن و تغییر بدن. اما برای این که تغییرات درست و واقعی باشن و توش تقلب انجام نشه،‌یه سری کار دیگه هم انجام می‌شه.
بلاک‌چین چیزیه که برای خود من خیلی جذابیت داشته تا امروز. از بیت کوین چندباری اینجا نوشتم، احتمالن این روال رو ادامه بدم و مطالب مرتبط بهش رو همچنان بنویسم، البته از بعد علمی قضیه بیشتر و نه تجاری.

تلگرام از بلاک چین استفاده خواهد کرد

۱. از علاقه‌ی تلگرام به بلاک چین نوشته بودم. این جا یکم از جزئیات قضیه می‌نویسم. پاول دوروف گفته بود که تلگرام قراره به سمت بلاک چین بره. اما چجوری؟ دقیقا چیکار می‌خوان بکنن با این تکنولوژی؟ قضیه اینه که تلگرام داره روی خلق چیزی تمرکز می‌کنه به اسم Telegram Open Network یا خلاصه‌ش TON. به فارسی می‌شه شبکه‌ی باز تلگرام. قصد دارن اون سیستم تلگرام رو روی یه شبکه‌ی غیر متمرکز(یکی از مزیت‌های بلاک چین) پیاده کنن. حاصل اینه که دیگه سروری وجود نداره. درواقع سرور مرکزی ای وجود نداره. همه چیز پخش شده توی سیستم‌های متفاوت، درست مثل بیت کوین که اونم از بلاک چین استفاده می‌کنه و چیزی به اسم سرور مرکزی نداره و هرکسی که بخواد می‌تونه بهش بپیونده.

شبکه باز تلگرام - مبتنی بر بلاک چین

۲. تلگرام یه ارز دیجیتالم می‌خواد عرضه کنه. یه ارز دیجیتال رمزنگاری شده(کریپتوکارنسی) که  قراره به زودی بیاد بیرون. در کنار اون، یه والت هم برای این ارز(و شاید ارز های دیگه) قراره ساخته بشه. آقای دوروف که خودش خیلی به بیت کوین علاقه داره و مقداری از داراییش رو هم به صورت بیت کوین نگه داشته، حالا داره خودشم به سردمدارای این دنیا می‌پیونده. نکته‌ش اینجاست که با توجه به جامعه‌ی ۲۰۰ میلیونی کاربرای تلگرام و اعتماد نسبی ای که ای کاربرا به این پیام رسان دارن، احتمالن ارز دیجیتال تلگرام هم با اقبال خوبی مواجه شه.

۳. تلگرام یه پیام رسانه. داره می‌ره سمت بلاک چین. یه ارز دیجیتال هم می‌خواد عرضه کنه. باید دید این سه تا پدیده چطور کنار هم قرار می‌گیرن. احتمال این که سیستم برپایه بلاک چین بیاد و کلن جای سیستم امروزی رو بگیره کمه. این کار یه کار جواب-پس-نداده حساب می‌شه و ریسک بزرگیه. از طرفی، احتمالن با توجه به ساختار بلاک چین، کمی هم سرعت کار توش بیاد پایین، پس می‌شه حدس زد که سیستم فعلی تلگرام سر جای خودش بمونه. البته این هم جا نمونه که یکی از دلایلی که گفته می‌شه تلگرام رو داره می‌بره سمت بلاک چین، جلوگیری از سانسـور و تحریـمه. احتمال داره سیستم جدید، چیزی باشه در پیوند با سیستم فعلی تلگرام، اما موازی با اون.
نکته‌ی جالب تر: تلگرام که یه پیام رسانه، قراره یه کریپتوکارنسی و همینطور یه والت هم برای این پول دیجیتال به بازار بده. پیوند خوردن این دو تا با هم می‌تونه چیز باحالی باشه. این که پیام رسانی که من روی گوشیم دارم، کیف پول دیجیتال منم باشه، چیز جالبیه. با این کار احتمالن تجارتی که امروز می‌بینیم توی جامعه‌ی ما داره با تلگرام انجام می‌شه رونق بیشتری بگیره.و گفته می‌شه تبادلات روزانه‌ای که از تلگرام نشأت گرفتن، میلیاردی ان. حالا اگر این پیام رسان بیاد و امکان انتقال اعتبار رو هم توی خودش جا بده، قضیه جالبتر هم می‌شه.

۴. تلگرام رو قبلن یه شبکه‌ی اجتماعی بد معرفی کرده بودم. هنوز هم سر حرفم هستم. تلگرام پیام رسان خوب و شبکه‌ی اجتماعی بدی حساب می‌شه. اما نباید از کارها و فعالیت‌های جالبشون ساده گذشت. از اینکه با هر آپدیت جدید تلگرام، یه امکان و فیچر جدید و نسبتن کاربردی می‌بینیم، نباید ساده رد شد. حالا هم که دارن وارد می‌شن به تکنولوژی مد این روزها، و دارن یه قدم بلندپروازانه برمی‌دارن. تلگرامی که تا حالا کاملن رایگان و بدون منفعت بود، حالا قراره وارد حوزه پول بشه و احتمالا الانه که سوددهیش شروع بشه.  خوبه که اخبارش رو دنبال کنیم.

زبان کند و آسون جاوا

۱. وقتی توی وب جستجو کنید درباره‌ زبان برنامه‌نویسی جاوا، به دو تا مطلب خیلی جالب درموردش می‌رسید: اول این که جاوا زبان برنامه نویسی آسونیه و دوم این که زبان جاوا کنده. این مطالب تقریبن توی هر معرفی ای که از جاوا دیدم، بهشون اشاره شده بود. البته جستجو های من درمورد جاوا بیشترش حدود دو یا سه سال پیش بود ولی فکر نکنم تغییر زیادی رخ داده باشه این چند سال. ولی نکته‌ی جالب اینجاست: زبان برنامه نویسی جاوا، نه زبان کندی حساب می‌شه و نه آسون.

جاوا: ساده و کند

۲. این که جاوا کند و کم سرعته درواقع زمانی درست بوده. بخاطر این که برنامه های نوشته شده به زبان جاوا، روی ماشین مجازی جاوا اجرا می‌شدن، سرعتشون نسبتن کم بود(نسبت به زبان مثلن سی، خیلی کم بود). ماشین مجازی جاوا یه خلاقیت خیلی باحال بوده اون زمان. این امکان رو می‌داده که برنامه ها فقط یه بار نوشته بشن و کامپایل بشن و همه جا، روی هر سیستم و سیستم عاملی اجرا بشن. اضافه شدن یه لایه‌ی نرم‌افزاری که بین برنامه‌ی نوشته شده و سیستم عامل قرار می‌گرفت، باعث می‌شد برنامه‌های جاوایی کند‌تر باشن. این قضیه توی نسخه‌های اولیه‌ی جاوا خیلی شدید بود ولی از تقریبن جاوای ۱.۴ به بعد خیلی خیلی کم و کمتر شد کندی جاوا و مثلن اگر امروز برید و بنچ مارک‌هایی از جاوا رو ببینید می‌بینید که سرعتش اونقدرهام پایین نیست.

۳. آسونی و سادگی جاوا هم زمانی درست بوده، تا حدودی. سینتکس جاوا خیلی سرراست تر و ساده تر از زبانی مثل سی پلاس پلاس بود( و هست) و اون زمان حرف این بود که جاوا زبان ساده‌ایه. سادگی‌ای که منظور بود، سادگی یادگرفتن سینتکس و دستورات بود، و نه سادگی برنامه نویسی. مثلن توی ارث‌بری، برید تفاوت جاوا و سی پلاس پلاس رو ببینید. توی جاوا خیلی راحت از کلمه کلیدی extends استفاده می‌شه. توی سی پلاس پلاس اما انگار با جادو جمبل طرفیم و تا جایی که یادمه از دو تا دونقطه پشت هم استفاده می‌شه، انگار مجبور بودن از علامت ها استفاده کنن و علاقه‌ای به کلمات نداشتن آقای استراستروپ. خلاصه این که سادگی ای که جاوا بهش معروف بوده، سادگی ظاهری بوده. این چیزیه که خیلی از برنامه نویس ها رو گمراه می‌کنه. فکر می‌کنن که با جاوا برنامه نویسی راحت تره و مثلن با چالش های ذهنی کمتری مواجه می‌شن، درحالی که اینطور نیست و همچنان مهارت داشتن توی برنامه نویسی، چیزی جدا از زبانه(تقریبن).

۴. جاوا که زمانی کند ولی آسون بوده رو اگر الان بخوایم توصیف کنیم، باید دقیقن برعکس بگیم. جاوا دیگه کند نیست، حتی در عملکرد از خیلی‌ها بهتر هم هست. اما در مقابل، توی آسونی، جاوا اصلن آسون نیست. برخلاف زبان پایتون که خیلی سرراست و شسته رفته‌س، جاوا خیلی دست و پا گیره، توی برنامه نویسی با جاوا، چیزی که زیاده، هرز‌نویسیه. این که باید کلی کلمه رو تایپ کنه برنامه نویس بیچاره تا بتونه نتیجه بگیره. داستان‌هایی که پشت زبان های برنامه نویسی هستن همیشه درست نیستن. جاوا یک نمونه‌ی خیلی خوب بود. این قضیه فقط هم به دنیای برنامه نویسی محدود نمیشه. خیلی وقتا اطلاعاتی که ما داریم حالت تحریف شده یا بد‌تر از اون، اطلاعاتی ان که زمانی درست بودن و دیگه نیستن، اما همچنان مردم بهشون اعتقاد دارن. اطلاعات بروز داشتن توی شناختن تکنولوژی های جدید خلاصه نمی‌شه. باید توی چیزهایی که می‌شناسیم هم تآمل دوباره کنیم.

بانکداری با بیت کوین

۱. بیت کوین به عنوان یه تکنولوژی جدید، سوالای زیادی برای آدم می‌سازه. فیلم مستند بانکداری با بیت کوین (ترجمه ش زیاد به دلم ننشست) درمورد بیت کوینه و جواب یه سری سوالات احتمالی درمورد این پول دیجیتال رو می‌ده.  فیلم Banking On Bitcoin اصلن تکنیکال نیست و خیلی کم توش صحبت از مسائل فنی و تکنولوژی پشت بیت کوین (بلاک چین که توی مطالب قبلی بهش اشاره شد) میشه. بر خلاف فیلم قبلی که معرفی کردم (بیت کوین: پایان پولی که می‌شناسیم) اینجا خیلی خلاصه از پول حرف زده می‌شه و خیلی سریع بحث می‌ره به طرف بیت کوین. اگر هنوز با بیت کوین آشنا نیستن پیشنهاد می‌کنم اول مطلب چرا بیت کوین اهمیت داره رو بخونید.

بانک داری با بیت کوین

۲. مسائل زیادی توی این فیلم مستند بحث می‌شه.  قانون و مشکلات قانونی بیت کوین یکی از اوناس. یه مورد خاص که به خاطر فروختن بیت کوین به زندان محکوم می‌شه. تاریخچه پول های دیجیتال مرور می‌شه. از دلایل با ارزش بودن بیت کوین حرف زده می‌شه. جالب تر از همه، واکنش و نظر آدمای جامعه درمورد این پول هم بررسی می‌شه. یه مورد خاص:‌ می‌رن با چند تا آدم مسن صحبت می‌کنن و نظرشون رو می‌پرسن. و همینطور یه سری استارتآپ که با هدف فعالیت حول بیت کوین شروع به کار می‌کنن هم بررسی می‌شن.

۳. یکی از چیزایی که این مستند رو دوست داشتنی می‌کنه، اینه که توش چند تا از توسعه دهنده‌های بیت کوین (نسل اولشون) هم هستن و صحبت می‌کنن. شنیدن ماجرا از زبون اونا جذابیت خاص خودشو داره. یه قسمتی از فیلم هم – یه مقدار دراماتیک اما قابل قبول – به ساتوشی ناکاموتو اختصاص داره و درباره‌ی هویت واقعی این شخص چند تا حدس و گمان و البته یه داستان باحال مطرح می‌شه.  این قسمت مربوط به توسعه‌ دهنده ها و برنامه نویس های بیت کوین شاید تنها قسمتی باشه که برای گیک‌ها جذابیت داشته باشه. الباقی محتوای این مستند به نظرم برای مخاطباییه که چندان توی دنیای تکنولوژی نیستن ولی می‌خوان به عنوان یه عضو جامعه‌ی امروزی، خودشونو آپدیت نگه دارن یا به اون به عنوان یه پدیده‌ی اقتصادی نگاه می‌کنن و می‌خوان از این وسیله/سرمایه جدید بیشتر بدونن.

–  صفحه‌ی IMDb فیلم بانکداری با بیت کوین اطلاعات بیشتری هم می‌تونه بهتون بده.

بلاک چین و تلگرام

۱. این روزها که تلگرام فیــلتره، خبرها و مطالبی که درموردش به گوش می‌رسه زیاده. یکیش اینکه کی رفع فیــلتر می‌شه و یکی دیگه اینکه چرا این یکی رو کلن از دسترس خارج کردن اما واستاپ هیچ اتفاقی براش نیفتاده؟ جدای از اینها اسکرین‌شاتی دیدم از توییتر پاول دوروف (مرد شماره یک پشت تلگرم) که گفته بود که تیم تلگرام قصد داره از تکنولوژی بلاک چین برای پیاده سازی سیستمی استفاده کنه که غیر قابل سانسـور باشه. ایده‌ی جالبیه و کنجکاوم بدونم دقیقن می‌خوان چیکار کنن. البته وقتی صفحه توییتر دوروف رو چک کردم ندیدم همچین توییتی رو. احتمالن پاکش کرده.

تلگرام - بلاک چین - ارز دیجیتال

۲. بلاک چین تکنولوژی مد این روزاست. درواقع بلاک چین چیزیه که پشت بیت کوین و الباقی کریپتوکارنسی هاست. همین اواخر از بیت کوین نوشتم دو تا مطلب: پایان پولی که می‌شناسیم و چرا بیت کوین مهمه. اونجا فرصت نشد از بلاک چین حرفی بزنم ولی به زودی حتمن پای بلاک‌چین هم به این وبلاگ باز می‌شه. بلاک‌چین چیزیه که بهش می‌گیم تکنولوژی روز. چیزی که اول از همه برای گیک ها جذابیت داره و بعد از اون هم میفته سر زبون باقی مردم. بلاک چین چیزیه که درسته بهش بگیم تکنولوژی روز و سوژه حرف. متاسفانه از طرف عموم مردم تکنولوژی خلاصه می‌شه توی این که دوربین آیفون چند مگاپیکسله و صفحه آخرین نوت سامسونگ چند اینچه. این ها درواقع کاملن تجاری ان و اصلن چیزای مهم و حتی جذابی هم نیستن. خوشحال کننده س که حد اقل با اقبالی که نصیب بیت کوین شده، آدم ها هم دارن جذب مسائل مهم تر و باحال تر می‌شن.

۳. این خبر هم راستی داره می‌چرخه همه جا که تلگرام می‌خواد کریپتوکارنسی خودش رو هم راه بندازه که اینم جذابه. با توجه به این که اکثر کاربرای تلگرام ایرانی ان، احتمالن تلگرام هم انرژی زیادی روی جذب کردن ایرانی ها بذاره و اتفاقی که احتمالن بیفته اینه که به این واسطه، ایرانی ها هم بهتر و بهتر با ارزهای دیجیتال آشنا بشن.