۱. علم داده چیزیه که این اواخر خیلی سر زبونها بوده. (شاید بلاک چین تونسته باشه توی این دو سال توجه رو به خودش جلب کنه، اما قبلش نوبت علم داده بود). علم داده رو خودمونی بخوایم تعریف کنیم میشه مجموعه علوم و فنونی که ما ازشون استفاده میکنیم تا اطلاعات موجود (شاید به ظاهر بی اهمیت) رو تحلیل کنیم و از توش اطلاعات مفیدی به دست بیاریم که به ما توی تصمیم گیری و متعاقبا گسترش و پیشرفت کارمون کمک کنن.
۲. مثلن یه شرکت خیالی سرویس ایمیل رو تصور کنید که ده میلیون کاربر داره. این شرکت میتونه بیاد و ساعت مراجعهی هرکدوم از کاربرهاش رو یه جا ذخیره کنه. بعد از یه مدت میفهمه از این ده میلیون نفر، توی هر ساعت حدود نیم میلیون نفر ایمیلهاشونو چک کنن. پس اولین چیزی که میفهمه اینه که لازم نیست تجهیزاتش جوری باشه که بتونه همیشه جوابگوی ده میلیون نفر باشه، اگر بتونه نیم میلیون رو راه بندازه، کافیه: میتونه هزینهها رو بیاره پایین. حالا بعدش میاد و میبینه که توی ساعت نه صبح، تعداد کسایی که وارد سایت شدن نسبت به الباقی روز کمی بیشتره. چرا؟ چون احتمالن اول صبحه و میخوان قبل از شروع کار ایمیلشونو چک کنن. اینجا میفهمه که لازمه برای اون ساعت خاص از روز یه فکری بکنه.
این یه مثال ساده و پیشپا افتاده از کاربرد علم داده بود. درعمل البته با مسائل خیلی پیچیدهتری مواجه خواهیم شد.

۳. دی جی پاتیل و هیلاری میسون دوتا از دیتا ساینتیست(!)های معروف و برجستهی دنیان. توی کتاب مصاحبه با ۲۵ دانشمند داده هم یه مصاحبه ازهرکدومشون بود. این این دو نفر کتابی دارن به اسم Data-Driven یا همون داده-محور که توش هم خلاصهای از وظایف یک دانشمند داده ارائه میده، هم از علم داده صحبت میکنه و هم درمورد فرهنگی حرف میزنه که توش تصمیم گیری های روی هوا و حدس و گمان، جای خودشونو میدن به تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات. خوندنش هم میتونه برای علاقهمندهای علم داده مفید باشه، کسایی که میخوان وارد این فیلد بشن، هم کسایی که صاحب بیزنس یا علاقهمند به راه اندازی کسب و کار خودشونن و میخوان با علم روز بهترش کنن و همینطور هرکسی که میخواد از ساز و کار دنیای امروز یکم بیشتر سر دربیاره. جالبیش اینه که این کتاب رو انتشارات اورایلی به صورت رایگان منتشر کرده. جالب تر از اون این که خیلی هم کوتاهه و مختصر.
اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.